با سلام خدمت شما عزیزان
امیدوارم که ایام خوب و خوشی داشته باشید .
این پست ، پست یازدهم این وبلاگ هستش ، و مطلب اول که "مقدمه" هست به آرشیو وبلاگ میره ، انشاء الله که پست صدم این وبلاگ هم به یاری شما عزیزان نوشته بشه . ![]()
اگر یادتون باشه من اشاره ای به انجمن علمی عمران داشتم که اون اشاره باعث اعتراض اونها شد ، و من برای رفع سؤ تفاهم در یک مطلب مفصل توضیح دادم . تقریباً اوایل سال 84 بود که انجمن دوباره یک بیانیه در جواب اون مطلب من نوشت . من برای اینکه این قائله بخوابه و به صورت اعتراضیه و بیانیه ادامه پیدا نکنه ، مدتی سکوت کردم . اما در آخرین جواب انجمن نکاتی وجود داشت که لازم دیدم به اون ها اشاره کنم .
یکی اینکه اونها خیلی از مواردی رو که من پیشنهاد داده بودم رو اقدام کرده ولی به نتیجه ای نرسیده بودند . اما چرا ما دانشجویان از این اقدامات خبر نداریم؟ چرا بیشتر ما دانشجویان حتی از موفقیت های انجمن هم خبری نداریم؟ دلیل این امر غیر از اینه که انجمن علمی ، تریبون ، نشریه و یا وبلاگ خبری برای اطلاع رسانی نداره؟ من به این عزیزان پیشنهاد می کنم که یک وبلاگ تأسیس کنند و من قول میدم شخصاً به اونها کمک کنم ؛ و یا اگر دارند به بچه ها معرفی کنن .
نکته دیگه این بود که آقایون برای اون مسئله همایش و بقیه قضایا جوابی نداشتند . من نمی خوام این مسئله رو به جنجال بکشم ، و صد البته در مسندی نیستم که بخوام قضاوت و یا مؤاخذه بکنم . هدف من از بیان کردن اون مسئله چیزی جز یک تلنگر و هشدار و درس عبرت نبود و گرنه ما که بد این عزیزان رو نمی خواهیم . می خوایم؟
امیدوارم که باز هم اعضای انجمن علمی به این وبلاگ سر بزنند و نظر بدن البته نه در جواب این مطالب .
بگذریم . من میخوام کمی در مورد مافیای قدرت در رشته عمران صحبت کنم . مافیایی که باعث دور ماندن اساتیدی چون آقای رحیمی از تدریس شده و یا باعث استعفای آقای رئوفی از مدیر گروهی ناپیوسته ها . این مافیای قدرت که یکی از سران اون همین آقای ساجدیه
، در طول زمان باعث افت سطح علمی این رشته شده که باعث شد ستاره رشته عمران رو از دفترچه کنکور بردارند که همه به این مسئله افسوس خوردند .
اگر می خواهید بدونید که ماجرای آقای ساجدی و رحیمی چیه باید بگم که همین آقای ساجدی که ادعای اسلامش گوش فلک رو کر کرده به آقای رحیمی میگه که یکی از دانشجویان درس زلزله رو که از برادران ریش دار هست ، پاس کنه . آقای رحیمی هم زیر بار نمیره و میگه همون جوری که من به خودم حق نمیدم بی جهت از نمره کسی کم کنم ، به خودم حق نمیدم بی جهت نمره کسی رو اضافه کنم . این قضیه بیخ پیدا می کنه و به قولی حتی به دادگاه
هم کشیده میشه(از صحت این قسمت مطمئن نیستم) . آقای ساجدی هم از اون ترم به بعد به آقای رحیمی واحد نداد .
فقط می خوام بگم که اگر این آقا ادعای اسلام داره ، من یکی کافرم .
در مورد این مطلب اگر کسی نظری داره من منتظرم . در ضمن ممکنه از روزهای بعد یکی دیگه از بچه ها در نوشتن مطالب این وبلاگ به من کمک کنه ، البته با اسم مستعار خودش .
با آرزوی موفقیت شما . خداحافظ .
جوجه بنا






