تبليغاتX
عمران - آزاد - اهواز

با سلام خدمت شما دوستان عزیز

امیدوارم که خسته نشده باشید و با تمام سعی و تلاش در حال فتح قله های امتحانات باشید .

باید من رو ببخشید که آپدیت نمیکنم چون تو بحبوحه امتحانات و من هم مثل شما دارم سخت درس می خونم تا برسم برای شب امتحان درس ها رو تموم کنم . این ترم کمی وضعیت جلسه های امتحانات تفاوت داره و مثل اینکه کمی مهم شده . با کوچیکترین تخلفی که ممکنه عمدا یا سهواً اتفاق افتاده باشه به بدترین شکل ممکن برخورد می کنند . همون طور که میدونید برای چند نفر از دانشجویانی که تقلب کردن یا صندلی هاشون جا به جا بوده 0.25 رد شده . می دونید 0.25 برای یک درس سه واحدی یعنی چی؟ کسی با برخورد با تخلف مخالف نیست ولی این وسط نباید حق کسی ضایع بشه . ممکنه اون صندلی توسط دانشجوی دیگه ای جا به جا شده باشه و حالا این دانشجو که از همه جا بی خبره باید تاوان اشتباه کس دیگه ای رو بده . گذاشتن بلندگو تو ساختمون فنی مهندسی از تغییرات این ترمه که ما رو یاده جلسه کنکور میندازه . راستی این ترم دادن کارت ورود به جلسه خیلی مسخره بود . توی این گرما یه دانشجو که مثلاً ساکن شهرک نفت یا زیتونه باید این همه راه رو بیاد تا تازه متوجه بشه که بدهکاره و اون وقت هم بانک باز نیست و باید اونوقت فردا صبح بدهکاریشو برطرف کنه و دوباره بعد از ظهر بیاد کارت ورود به جلسه بگیره . من فکر کنم اگر این مسئولین دانشگاه یکم از اون مغزشون استفاده کنن بد نیست ، بهتره . شما موافق نیستید ؟

این روزها این بمب گذاری ها مزید بر علت شده و کلاً به این بهانه همه جا در حال تفتیش شدن هستیم و جالبه که مسئولین دانشگاه همه رو به چشم تروریست می بینند . پارکینگ دانشگاه هم به همین علت فعلاً تعطیله . اما از شوخی گذشته این همه احتیاط به نفع خود ماست . هدف مسئولین ایجاد امنیته نه چیزه دیگه پس همین جا از همشون تشکر می کنیم .

راستی داشت یادم می رفت ؛ با اینکه این وبلاگ یه وبلاگ دانشجوییه ولی نباید یادمون بره که تیم فولاد خوزستان کار بزرگی کرد و قهرمان لیگ برتری شد که خیلی از تیم های شرکت کننده در اون از حامیان بزرگی مثل روزنامه ها برخوردارند . ما منتظریم که این تیم خوب اهوازی در بازی های آسیایی دوره بعد هم خوش بدرخشه .

در ضمن از همه عزیزانی که به من لطف دارن و برام ایمیل میفرستند تشکر میکنم . انشاء الله بعد از امتحانات همه ایمیل ها رو جواب میدم .

همتون رو به خدای بزرگ می سپارم و براتون آرزوی موفقیت در امتحانات میکنم .

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384 و ساعت 8:1 |

با سلام خدمت شما دوستان گرامی .

خسته نباشید . با فصل امتحانات و انبوهی از دروس نخوانده چطورید ؟

به هر حال این ترم هم با کلی فوق العاده و تدریس های تزریقی اساتید پروازی و غیرپروازی تموم شد . بله ترم تموم شد و ما موندیم و یه خروار درس نخونده . تازه مثل اینکه آقای رمضان نیا یک کلاس فوق العاده رفع اشکال بتن در تاریخ 4/4 یعنی خود روز امتحان بتن گذاشته . آقای رمضان نیا خسته نباشید . نگفتید تو این فاصله خیلی زیاد بین کلاس فوق العاده و امتحان بچه ها مطالب رو فراموش میکنن . حالا امیدواریم اساتیدی که به این شکل دروس رو تمام کردند در حد کلاس و جزوه خودشون امتحان بگیرند نه در حد دانشگاه صنعتی شریف .

این اساتید پروازی جمعه ها هم این ترم کلی گل کاشتند . این آقای یغمایی (که به روایاتی سرهنگ تشریف دارن) با اون منفی دادن هاشون ما رو به یاد سال های دوره راهنمایی انداختند که دبیرها برای تنبیه بچه ها جلوی اسم اونها علامت منفی می گذاشتند . درسته که شما تهرانی هستید و ما برای شما شهرستانی به شمار میاییم ولی دیگه اون رفتار تحقیر آمیز شما اصلاً توجیه پذیر نیست . کاشکی امثال آقای ساجدی می فهمیدند که مهمتر از همه چیز برای ما احترام متقابل بین استاد و دانشجو هست ، تا سطح علمی اون استاد . ایشون بعد از اتمام درس می فرمایند : "اگر سؤالی دارید ... نپرسید چون خستم و دارم میرم ". و برای جلسه امتحان هم اجازه دادند که از مقررات ملی مبحث ششم استفاده کنیم که تو هیچ کتاب فروشی و بین خرت و پرت های هیچ عطاری پیدا نمیشه . با این همه امیدوارم که انتقام هوای گرم خوزستان وخستگی ناشی از پروازهای هر هفته شان رو با امتحان گرفتن از ما نگیرند .

در ضمن در جواب اون دو دوستی که در قسمت نظرات پست قبلی گفته بودند که نباید به اساتید توهین بشه باید بگم که :

1-اولاً توهینی به آقای ساجدی نشد و اون مصرع قزوین همون طوری که در توضیح اومده بود هیچ ربطی به آقای ساجدی نداره .

2- در ضمن نحوه تدریس ، نحوه آمد و رفت ، نحوه صحبت کردن ، نحوه امتحان گرفتن و نحوه نمره دادن ایشون توهین به کلیه دانشجویانه ، که متأسفانه ما به این توهین ها عادت کردیم و برامون عادی شده و فقط به اساتیدی مثل آقای رئوفی که منظم درس می دن و اصولی امتحان می گیرن و نمره می دن اعتراض می کنیم .

3- و در آخر باید بگم که یکی از اهداف این وبلاگ انتقاد در فضایی شفاف و بدون غرض ورزیه تا هم دانشجویان و هم اساتید رغبت به خواندن مطالب این وبلاگ داشته باشند .

همچنین از شما دوستان عزیزی که به این وبلاگ اهمیت میدید تشکر میکنم و براتون آرزوی موفقیت میکنم .

تا پست بعدی خدانگهدار .

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در سه شنبه هفدهم خرداد 1384 و ساعت 8:53 |

می توانید همه ک ها رو چ تلفظ کنید .

 

خیلی سالها پیش که شما بچه بودین * یا به عبارتی به اندازه یه پشه بودین 

سالهایی که تازه پشم داشتن مد شده بود * یعنی گرفتن یخچال فریزر با گذاشتن یه مشت پشم ممکن شده بود 

نقش اول قصه ما * مدیر گروه محترم عمران آقــا سید فتح الله 

یه دفعه تو دانشگاه قبول شد * اما نمی دونم چرا قبل از این حادثه صورتش پر مو شد؟ 

بالاخره با هر جون کندنی بود لیسانس گرفت * اما خودمونیم لیسانسش رو کمی با شانس گرفت

و از اونجایی که خیلی بچه خرخون بود * توی قزوین نون تو ... بود

«متأسفانه به علت پیدا نکردن یه مصراع مناسب برای بیت بالا مجبور شدم این مصراع بی ربط رو بیارم»

بلافاصله در کنکور فوق شرکت کرد * همه آدم و عالم رو غرق حیرت کرد

جالب اینجاست که فوق هم در اومد با اون سطح IQ * اگه راهش رو شما هم بلد بودین می رفتین ICU

خلاصه مهندس درسش رو تمام کرد * کرد که کرد به ما چه که تمام کرد !!!

حالا موقعش شده بود که بره سر کـــار * سربازی رو هم (ایول اخوی) چه کار داری به این کارها برار

تو هم عرضه داری برو عضو بسیج * تا موقع سربازی نکشنت به پرچ و پیچ

اولین جایی که رفت سازمان آتش نشانی بود * بعد از کلی دوندگی موقع گزینش شده بود

رفتنش به آتش نشانی بود از سر ناچاری * بدجوری فشار آورده بود بهش بیکاری

از اونجایی که به ما مربوط نمیشه توی گزینش چی گذشت * فتل تو آتش نشانی استخدام گشت

بالاخره بایستی یه جور در می اومد خرج زندگانی * بابا گور پدر شیب افت و توزیع لنگر و کانی

یه روز رئیس فتل می خواد اونو آزمایش بکنه * با چند تا سؤال اونو از سرش وا بکنه

بهش میگه اگه جنگل آتیش بگیره و آب نباشه * چی کار کنیم خدا راضی باشه؟

فتل بعد از نیم ساعت چه کنم چه نکنم * بالاخره جواب می ده : اگه من باشم تیمم می کنم !!؟

این جواب باعث شد فتل اخراج بشه * یعنی مهندس قصه ما کمی هاج و واج بشه

یه مدت کمی دوباره بیکار شد * اما ...

 

ادامه باشه برای پست بعدی

خــــرپــــا

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در دوشنبه نهم خرداد 1384 و ساعت 6:19 |

با سلام خدمت شما دوستان و همراهان

 

کم کم داریم به آخر ترم نزدیک میشیم و اساتید دارن کم کم سرفصل ها رو تموم می کنن ، حالا یکی زودتر یکی دیرتر . امیدوارم مثل من دروس رو برای آخر ترم تلنبار نکرده باشید و مثل خرپا در طول ترم دروس رو مطالعه کرده باشید (ای خرخون).

دو نکته هست که می خوام بهشون اشاره بکنم :

یک : مثل اینکه آقای گندمکار اولین استادی بوده که تبلیغ وبلاگ عمران رو بالای تخته سیاه دیده و واکنش نشون داده و گفته که برای تأسیس چنین وبلاگی احتیاج به مجوز از دانشگاه هست . در جواب ایشون باید بگم که اگر قرار بود مجوز بگیرم و به فرض محال مجوز هم می دادند و دانشگاه من رو می شناخت که دیگه هیچ مطلب انتقادی نمی تونستم بنویسم و باید فقط به به و چه چه می کردم و می شدم مثل برادران انجمن علمی . من حتی جرئت ندارم اسمم رو تو وبلاگ بگم .

دو : استاد ارجمند آقای توحیدی هم مثل اینکه دومین استادی بوده که متوجه وبلاگ شده و سر کلاس راهسازی بعد از اینکه بچه ها در مورد امتحان از ایشون می پرسن ، ایشون بعد از گفتن کلمه "به لحاظ" که تکیه کلامشه میگه من اول میرم به این وبلاگتون سر می زنم تا ببینم در مورد من چی نوشته ، اگر خوب بود آسون می گیرم ولی اگر بد نوشته بود .....

آقای توحیدی ما مخلصیم . ما چاکریم . ما بند کفشتونیم . ما خاک کف پاتونیم . ولی آقای توحیدی از شوخی گذشته باید بگم که بچه های عمران به اسم سه نفر از اساتید عمران قسم می خورن : اول آقای رمضان نیا ، دوم شما و سوم هم آقای جرجرزاده .

بذارید من یک مقایسه بکنم : برید کلاسهای آقای ساجدی رو ببینید . ما با این آقا (بلا نسبت آقایون) ترم مهر تحلیل 2 داشتیم . چند جلسه اول ترم رو که اصلاً نیومد ، پرسیدیم کجاست گفتن رفته تهران برای چاپ کتابش . خلاصه کتابش هم از چاپ در اومد که با اون کتابش آبروی هرچی نویسنده بود برد . آقا رفت جزوه باحالش رو کرد کتاب بعدش هم همه رو مجبور کرد اون کتاب مسخره رو بخرن (هر صفحه اش 8 کلمه بیشتر جا نشده بود). کلاس ما ساعت 8 تا 11 بود ، این آقا ساعت 8:30 می اومد ، تا کتش رو در می اورد و موبایلش زنگ می خورد و به موبایلش جواب می داد ساعت میشد 9 . می اومد از روی کتابش یه چیزایی می نوشت بعد با اون لهجه غلیظ لری هی کلمات انگلیسی استفاده می کرد . carry over رو یک جوری تلفظ می کرد که ما هی با خودمون میگفتیم این کریم شوفر کیه ؟ بابا تو که فارسی رو خوب بلد نیستی انگلیسی صحبت کردنت چیه ؟ کسی هم جرأت سؤال کردن نداشت . و بعد آخر کلاس هم یکم از کتابش رفع اشکال می کرد ( چون هر خطش چند تا غلط املایی و ریاضی داشت) و بعد هم به صورت random (با لهجه لری) حضور غیاب می کرد . آخرش هم یک امتحان مسخره ای گرفت که همه گفتیم بالای 16 می گیریم ولی میانگین نمرات آقا زیر 10 بود . حدود 50% رو داد 10 به دو یا سه نفر هم نمره بالای 10 داد ، بقیه رو هم انداخت ( ای اللهی به زمین گرم بخوری) . من که پاس شدم ولی بدبخت بچه ها . بدبختی اینجا بود که خودش مدیر گروه بود ، یعنی دست ما به هیچ جا بند نبود (هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد ساجدی ببخشید نمک) . البته یک سری از افرادی رو هم که بسیجی بودند یا تو مسابقات حفظ قرآن شرکت کرده بودند یا سید بودند یا مادرشون سید بود یا تو هفت جد و آبادشون یه سید پیدا میشد رو پاس کرد . ای تو روح اون کسی که تو رو کرد مدیر گروه عمران . البته به خاطر همین کارهاش رئوفی رو انداخت بیرون چون درست نقطه مقابل ساجدی ، رئوفی بود .

اما آقای توحیدی شما که اینجور نیستید . بچه ها همه می دونن شما از اول کلاس که می آیید گچ رو می گیرید و به بهترین وجه درس می دید تا آخر کلاس . هم جزوه دارید و هم سر کلاس جزوه می دید . نه کلاستون خشکه و نه بی نظم . هیچ وقت هم به دانشجو بی احترامی نمی کنید . امتحانتون هم معقوله . انشاء الله که تا سالهای سال سایه شما بر سر رشته عمران مستدام باشه . ما همیشه براتون آرزوی موفقیت می کنیم .

از دوستانی که نظر دادند خیلی تشکر می کنم ، از قلندر ، وارطان ، چه فرقی میکنه ، اسممو نمیگم ولی میشناسی ، m21baran ، آقا محمد ، ساسان و کلیه دوستانی که یادم رفته . دوستان بیشتر از این وقتتون رو نمی گیرم و پیشاپیش از نظراتتون که باعث دلگرمی ما هست تشکر می کنم . در ضمن یکی از دوستان عزیز پیشنهاد داده بود که یک قسمت طنز برای معرفی اساتید ایجاد کنیم . این مسئله تو ذهن من بود ولی من این کار رو بدون کمک خرپا نمی تونم انجام بدم ، چون در طنز اون خیلی از من قوی تره . به هر حال اگر مایلید تو قسمت نظرات براش پیغام بذارید چون این اواخر یکم تنبل شده . در ضمن شما هم می تونید برای موضوع پست های این وبلاگ پیشنهاد بدید .

با آرزوی سلامتی

جوجه بنا

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در یکشنبه یکم خرداد 1384 و ساعت 7:55 |


Powered By
BLOGFA.COM


Hit Counter
Hit Counter
دریافت کد
>>فرم اشتراک<<