سلام . اول از هر چیز از شما و از جوجه بنا به خاطر این غیبت طولانی معذرت می خوام . آخه میدونید چیه ؟ ماه گذشته که همش امتحان بود و درس و بعدش هم که ... افتادم ، ولی اشکال نداره ترم دیگه حله (به کوری چشم ص) . توی این مدت که گوشه نشین بودم یه ایده ای به ذهنم رسید ؛ پیش خودم گفتم تا تابستونه و همه بر و بچ بیکارن یه سری به اتاق اساتید بزنیم و یه حال اساسی به هر کدوم از مهندس ها بدیم تا ترم پایینی ها هم اونها رو بشناسن و با چشم باز انتخاب واحد کنن ، دست آخر هم یک نظر سنجی از شما داشته باشیم تا ببینیم محبوب ترین استاد کیه شاید هم منفور ترین استاد رو انتخاب کنیم ؛ این طوری حالش بیشتره وقتی معلوم میشه کیه کلی بهش می خندیم
(گر چه از همین الآن معلومه کیه).
برگردیم به موضوع اول . می خواستم از اساتیدی که در ترم های پایین تدریس میکنن شروع کنم اما دیدم فایده ای نداره ؛ چونکه اولاً درس ها تخصی نیستن و ثانیاً دائماً اساتید عوض میشن . برای همین دلیل تصمیم گرفتم از استادهایی که ماشاء الله دو سه دانگ از گروه عمران به اسمشون زده شده یا اونهایی که یه دفعه خبرساز میشن شروع کنم . این که میگم یه دفعه خبر ساز میشن به این خاطر که یه وقت میبینی یه استادی مثل ر... با اون قیافه پخمه و ببوگلابی یه کارهایی ازش سر میزنه که تو خواب و رویا هم تصورش مشکله . بگذریم .
اما اصل مطلب . اولین مهندسی که رفتیم سراغش « سیا » بود . سیا رو که میشناسین .
*نام : سیامک
*نام خانوادگی : تمنا
*نام پدر : چیکار بابا و ننش دارین؟
*شماره شناسنامه : 13
*محل صدور : قزوین
*تاریخ تولد : هزار و سیصد و اندی
*تحصیلات : کارشناسی ارشد رشته عمران گرایش سازه از دانشگاه تهران شاخه علی آباد (البته اون موقع علی آباد شهر نشده بود )
*شغل : استاد دانشگاه – بساز و بفروش – یه زمانی هم سازمان آب و فاضلاب خوزستان کار میکرده
*فیلم مورد علاقه : به خاطر یک مشت دلار
تمنا رو همه می شناسن . دیگه لازم نیست که بخوام معرفیش کنم اما با این وجود بعضی از خصوصیات عالی و اخلاقیش رو براتون میگم ، بعید میدونم قبلاً این خصوصیات بارز سیا رو که اون رو از خیلی ها متمایز میکنه دونسته باشید :
1- سواد بسیار بالا
2- قدرت انتقال مفاهیم به دانشجو . در این مورد لازم به ذکره که کمتر انسانی رو در زندگی دیدید که مفاهیم رو این طوری بهتون تفهیم کنه !!!
3- ادب و تربیت متعالی
4- حضور به موقع در کلاس ( یکی دو ساعت این ور اون ور توفیری نمیکنه )
5- وژدان و به تعبیری وجدان کاری و خیلی چیزهای دیگه
اما بزارین از آشنایی خودم باهاش برای اولین بار بگم ، یعنی اولین باری که در مورد تمنا صحبتی شنیدم :
تابستون بین ترم دو و سه بود ؛ من ترم تابستونه نگرفته بودم ولی خیلی از بچه ها استاتیک گرفته بودن . اون هم با کی : سیا .
آخرای تابستون رفتم دانشگاه ببینم درسهای ترم سه رائه شده یا نه که دیدم دم برد عمران خیلی شلوغه . همه بچه هایی که استاتیک داشتن جمع شده بودن با قیافه هایی که انگار ... استغفرالله . جریان رو پرسیدم و متوجه شدم که سیای خودمون نمرات استاتیک 120 نفر رو دو روز بعد از امتحان زده . نمرات رو که نگاه کردم به خدا پناه بردم
. اصلاً نمیتونید فکرش رو بکنید حدود 50 نفر 6 گرفته بودند و یه 40 نفری هم 7 . اونهایی هم که بز اورده بودن 3 و 4 ، انهایی هم که چیزهای دیگه اورده بودن 10 الی 13 (بابا ایول) . خلاصه اون موقع مدیر گروه رمضون بود و هنوز خبری از سید عمران نبود . بچه ها رفتن پیش رمضون شکایت و شکایت کشی ، آخرش هم هیچی .
راستی تا یادم نرفته ، توی قسمت بیوگرافی تمنا یکی دو تا شبهه وجود داره که تا اون جایی که می تونم روشنشون میکنم . یکیش شغل سیاهه که در حال حاضر نمیدونم کجا کار میکنه اما حدود پنج شش سال پیش آب و فاضلاب خوزستان بود اما به خاطر یه کاری اخراج شد . نه ... اصرار نکنید . نمیگم چی کار کرد ... نه نمیگم ... باشه فقط اولش رو میگم : به خاطر یک مشت دلار ...
دومین شبهه هم محل تولدش هست که با توجه به بلاهایی که سر دانشجو میاره بعید میدونم از شهری به جز قزوین اومده باشه .
اما سومین شبهه در مورد خودمه ؛ ممکنه یه وقت فکر کنین به خاطر نمره دادنشه که بهش گیر دادم ، اما خداییش این طور نیست . اگه سری به بردهای بی شمار عمران بزنین می بینین که این ترم نمره های تمنا به نسبت باقی استادها بالاست . اما درس چی ؟ هیچی . به خدا جدی میگم . هر درسی که باهاش تا حالا پاس کردین بدونین که از اون درس چیزی نمیدونید و توصیه برادرانه بهتون میکنم که تا اونجایی که راه داره باهاش درس نگیرین . اگه حرف های من رو باور نمی کنین از اون کسانی که بهشون اعتماد دارین بپرسین . اگه حرف های من رو تصدیق نکردن دیگه به وبلاگ سر نزنید .
اما چند توصیه به اون بدبخت هایی که مجبور میشن باهاش درس بگیرن :
1- زیاد حرص نخورید که چیزی از درس نمی فهمید و مطمئن باشید بقیه هم مثل شما هستن شاید هم بدتر .
2- اگر کلاستون ساعت 8 صبحه ، بیخود از خوابتون نزنید و به دانشگاه بیایید . سر حوصله یک صبحانه مفصل انگلیسی بخورید و قدم زنان یا هر طور که عشقتونه بیایید دانشگاه ؛ یعنی طوری بیایید که 9 تا 9:15 سر کلاس باشید ، مطمئن باشید تمنا بعد از شما وارد کلاس خواهد شد .
3- به هنگام امتحان زیاد نخوانید چونکه می افتید و همیشه این شعر را در ذهن داشته باشید که :
« آنکس که نداند خود را براهند »
« آنکس که بداند چند ترم بماند »
لازم به توضیح است که دو بیتی بالا فقط در مورد کلاسهای سیا صدق میکند .
4- اصولاً سر کلاس بعضی وقت ها گاف میده و میگه توی امتحان به چه چیز اهمیت میده . همون رو بچسبید و ول نکنید و مطمئن باشید با حل همون یک سؤال حداقل 10 رو گرفتید .
5- و سرانجام اینکه هر کس می خواهد الگویی بیابد که در حالی که از شغلش اخراج شده ولی پراید را به پرشیا تبدیل می نماید سیا بهترین الگوست .
در آخر اگر سؤالی داشتید بپرسید حتماً جواب میدم . نظر یادتون نره . خداحافظ .
خرپا

