تبليغاتX
عمران - آزاد - اهواز

با سلام خدمت شما عزیزان

بله همون طور که معلومه این پست متعلقه به استاد ارجمند، آقای رمضان نیا.

آقای رمضان نیایی که بین همه بچه ها مورد احترامه و من میخوام امروز مورد احترام بودنش رو تحلیل کنم. البته این نظرات، نظر من و چندین نفر از دوستان و همکلاسی های نزدیکمه و ممکنه با نظر شما اختلاف داشته باشه ولی به احتمال زیاد در کلیات هم عقیده هستیم.

من متأسفانه نمیتونم به بیوگرافی اساتید دسترسی پیدا کنم و اطلاعاتی از قبیل سال تولد و محل تولد و محل تحصیل و معدل مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد اساتید رو به اطلاعتون برسونم. البته چنین اطلاعاتی به نظر من خیلی تعیین کننده نیست، همون طور که خود آقای رمضان نیا میگفت و اعتقاد داشت که استاد بودن و تدریس در دانشگاه یک پله تا معلمی فاصله داره و هر استاد و مدرسی، معلم نیست و به ما یاد داد که معلم بودن یک ارزش و جایگاه والاییه که هر کسی نمیتونه به اون جایگاه برسه که به نظر من آقای رمضان نیا یکی از اون اساتیدیه به اون جایگاه رسیده و البته به همراه اساتیدی مثل دکتر قبادی -البته اگر این استاد فرزانه رو فراموش نکرده باشید-  ویا آقای توحیدی. یکی از اعتقادات زیبای آقای رمضان نیا که همیشه حرف دل دانشجویان هم بوده این بود که خوب یاد گرفتن دلیل لازم برای خوب تدریس کردن هست ولی دلیل کافی نیست، چون همون طوری که میدونید مثلاً آقای تمنا هم از دانشجویان ممتاز دانشگاه خودش بوده و سطح علمی بالایی داشته ولی نحوه تدریسش هیچ نشانی از ممتازی نداره. انگیزه، انرژی، احترام به کلاس و شرافت کاری آقای رمضان نیا همیشه برای دانشجویان محرز و قابل احترام و ستایش بوده؛ با اینکه ممکنه دانشجویان مستقیماً به این مسائل دقت نکنن و از این دید به آقای رمضان نیا نگاه نکنن ولی این احترام رو میشه در صحبتها و نظراتشون در مورد آقای رمضان نیا درک کرد. آقای رمضان نیایی که ساکن تهرانه و با مشکلاتی که تو دانشگاه وجود داره و نبود حمایت از ایشون و دیگر اساتید پروازی -این مورد رو بچه ها علناً از تفکرات آقای زلکی نقل کردن- و مشکلات تهیه بلیط هواپیما و مشغله کاری ایشون و حق التدریس بسیار ناچیز و بی ارزش دانشگاه آزاد، تا حالا با عشق و دلسوزی در این دانشگاه تدریس کرده و بار سنگینی رو از دوش مدیر گروه های مختلف عمران به نحو بسیار شایسته ای برداشته. من فکر کنم آقای رمضان نیا تنها استاد پروازی رشته عمران دانشگاه آزاد اهواز یا حداقل تنها استاد پروازی عضو هیئت علمی رشته عمرانه که تا حالا دست رد به سینه گروه عمران نزده. مدیر گروه های مختلف هم خواسته یا ناخواسته و ارزش ایشون رو دانسته یا نادانسته، به بهترین وجه از ایشون استفاده کردن؛ منظورم کلاس های شلوغ 60 نفر با بالای ایشونه که تو دانشگاه کم نظیره. کلاس های شلوغی که آقای رمضان نیا به نحو احسن از عهده اداره کردنشون بر میاد و این مسئله کار هر کسی نیست. البته این مسئله برای آقای رمضان نیا عادت شده و دیگه کلاس های خلوت 20 یا 30 نفره اون حس و حال رو براش نداره.

همه این موارد که ارزش آقای رمضان نیا رو بالا میبره یک طرف، نحوه تدریس، تسلط به درس و اخلاق حسنه ایشون در هنگام تدریس یک طرف. درس بتن1 به نظر من یکی از پیچیده ترین دروس دوره کارشناسی عمران به حساب میاد، مخصوصاً موقعی که به مبحث فولاد مضاعف در طراحی اعضای کششی میرسیم متوجه میشیم که این درس واقعاً به سادگی دروس فولادی نیست؛ این موضوع وقتی بیشتر خودش رو نشون میده که در استانی مثل استان خوزستان سازه های بتنی واقعاً جایگاهی ندارن و سازه های بتنی مثل سازه های فولادی برای دانشجویان ملموس نیستند. حالا تو این شرایط تدریس درس بتن1 که طراحی اعضای بتنی در اون مثل درس فولاد خیلی ساده و الگوریتمیک و گام به گام نیست کسی رو میطلبه که علاوه بر اینکه خودش به طور کامل به این مباحث آشنا باشه، بتونه این درس پیچیده رو به دانشجویانی که پایه ضعیفی دارن به نحو مطلوبی درس بده، که الحق و الانصاف آقای رمضان نیا از عهده این کار خوب بر اومده. طوری که من تشخیص دادم حداقل 60-70 درصد دانشجویان آقای رمضان نیا این مباحث رو خوب یاد میگیرن و حداقل 40 درصد هم، این مباحث رو به طور کامل و عالی یاد میگیرن. یکی از عوامل موفقیت آقای رمضان نیا اینه که این مباحث رو پایه ای و مفهومی درس میده و مثل اساتیدی مثل آقای شجاعی وقتش رو به جزوه دادن و خوروندن درس به صورت حفظیاتی به دانشجو نمیگذرونه و همه فرمول ها رو اثبات میکنه تا دانشجو بدونه که فلان فرمول از چه رابطه ای حاصل شده؛ و همیشه هم مخالف این فرمول های من درآوردی و ترکیبی بود و اعتقاد داشت چنین فرمولهایی علاوه بر اینکه ضریب دقت نهایی عملیات رو پایین میاره (چون یک سری از فرمول ها تجربی هستند و تا حدی خطا دارند) باعث میشه دانشجو به جای اینکه درس رو یاد بگیره به دنبال پیدا کردن فرمول های مختلف باشه. نتیجه این نوع درس دادن آقای رمضان نیا رو میشه در کلاس های آقای هولاکویی دید که دانشجویان آقای رمضان نیا با مباحثی که به بتن1 ربط داره هیچگونه مشکلی ندارن و این در صورتیه که دانشجویان آقای شجاعی و تمنا دچار ابهامات مختلفی میشن.

یکی دیگه از عوامل موفقیت آقای رمضان نیا در تدریس و افهام درس بتن1 اخلاق خوب ایشون هست که دانشجو رو راحت گذاشته و به اون اجازه میده که در هر مقطعی از درس هر چندتا سؤال که داره بپرسه. اگر بگم که در کلاس آقای رمضان نیا بیشترین سؤال از استاد پرسیده میشه سخنی به گزاف نگفتم. همین مسئله باعث میشه خیلی از ابهامات درسی دانشجویان در کلاس رفع بشه، (این مسئله ایه که امثال آقای تمنا هیچ وقت به اون پی نبردن)؛ به عبارتی آقای رمضان نیا خودش رو موظف میدونه که به همه سؤالات دانشجویان اعم از سؤالات خوب و بد جواب بده.

و باز هم یکی دیگه از خوبی های کلاس آقای رمضان نیا استراحت هایی هست که در خود کلاس داده میشه. آقای رمضان نیا همیشه بعد از گذشت 60 درصد زمان کلاس موضوعی خارج از درس رو به بحث میکشونه و با صحبت با دانشجویان در اون مورد یک استراحت کوتاهی به کلاس میده که ما اون موقع فکر میکردیم آقای رمضان نیا قصد داره وقت کلاس رو بگذرونه.

رابطه بسیار صمیمی بین این استاد عزیز و دانشجویان همیشه برای من جالب بوده و هست. آقای رمضان نیا به عبارتی یک رابطه عاطفی بین خودش و دانشجویان برقرار میکنه و دانشجویان با علاقه سر کلاس های ایشون حاضر میشن. یکی از نکات جالب آقای رمضان نیا این بود که ایشون بدون اینکه سخت گیری اساتیدی مثل آقای رئوفی یا رحیمی منجزی یا هولاکویی رو داشته باشه دارای دانشجویانی بود که به درس جلسه قبل تا حدی مسلط بودن؛ نمیدونم این نتیجه خوب درس دادن ایشون بود یا اون رابطه عاطفی که گفتم، شاید هم هر دو.

باز هم به علت ضعف هیئت علمی عمران تدریس درس زلزله هم بر دوش آقای رمضان نیاست. ایشون با اینکه تخصص زلزله ندارن ولی خیلی خوب از عهده تدریس این درس برمیان. من چون خودم این درس رو هم با ایشون پاس کردم به این نتیجه رسیدم، چون مثلاً آقای تمنا فقط مبحثی که مربوط به بارگزاری میشه رو تدریس میکنه و اونجا بود که افسوس خوردم چرا آقای رمضان نیا درس بتن2 رو تدریس نمیکنه؟ چرا از زحمات خودش استفاده نمیکنه و این روند رو ادامه نمیده و بتن2 رو هم به زیبایی بتن1 تدریس نمی کنه؟ من واقعاً دلیلش رو نمیدونم؛ ولی حتماً پیگیر این مسئله هستم و این سؤال رو از آقای گندمکار خواهم پرسید که چرا در درس بتن2 ما رو از آقای رمضان نیا محروم کردن؟

حرف در مورد آقای رمضان نیا بسیاره چون ارزش آقای رمضان نیا بسیار بالاتر از این چند سطریه که من درباره ایشون نوشتم ولی خب زیاده گویی هم ملال آوره. من از همین جا برای آقای رمضان نیا از صمصم قلب آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم و امیدوارم که تا سالهای سال در این واحد تدریس کنه. امیدوارم ما دانشجویان هم قدر ایشون رو بدونیم و ای کاش میتونستیم یک زمانی در جلسه ای یا نشستی از ایشون قدر دانی کنیم. ما که هیچ وقت لهجه بسیار زیبا و به یاد ماندنی و شعارهای آقای رمضان نیا اعم از "زیبا رویان بی وفایند" و یا نصیحت های دیگه ایشون رو در مورد انتخاب برای ازدواج و یا تکیه کلامشون "آقــــــــــا" رو فراموش نمیکنیم.

از اینکه مطلب طولانی شد من رو ببخشید.

یا علی

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در شنبه سی ام مهر 1384 و ساعت 8:55 |

با سلام خدمت شما عزیزان

امیدوارم که به طور کامل روی غلتک درس و کلاس و .... افتاده باشید.

و اما در مورد اون مسئله انتخابات دانشجویی و انتخاب یک نماینده از هر ورودی؛ همون طوری که گفته بودم باید برخورد و جواب حجه الاسلام والمسلمین مهندس براتی رو به سمع و نظر آقای لویمی میرسوندیم که کسب تکلیف کنیم. آقای لویمی بعد از شنیدن ماجرای آقای براتی گفت که شما میتونید یک نامه برای ریاست دانشگاه بنویسید و براش توضیح بدید که میخواهید یک انتخابات برگزار کنید و ازش بخواهید که به مسئولین دستور بده که با شما همکاری کنن. همین طور هم شد؛ یعنی یک نامه نوشته شد و با چند امضا به دفتر ریاست دانشگاه رفت، که البته چون رییس دانشگاه حضور نداشت یک وقفه دو سه روزه پیش میاد. به هر حال امیدوارم این مسئله به سرانجام برسه و این قدم بزرگ و بسیار مهم رو برداریم؛ چون با باز شدن این راه، طی کردن بقیه راه آسون تر میشه.

مسئله دومی که میخوام بهش اشاره کنم در مورد انتقاد بسیار جالب و کاملاً به جای عزیزی هست که با اسم معما نظر داده بود. ابتدا نظر این دوست گرامی رو بخونید تا بعد من نظرم رو در موردش بگم.

سلام
اولا از وبلاگتون تشکر میکنم که حداقل باعث شده کمی از دردهامون التیام پیدا کنه. ولی چند تا انتقاد دارم که امیدوارم بخونیشون و ببینی به حق هستند یا نه.
شما کمی در مورد بعضی استادها زیاده روی میکنی مثلاً چرا همه اش سنگ رئوفی و ... رو به سینه میزنی و در مقابل از بعضی استادها که چه عرض کنم هیچ نامی نمیبری دوست عزیز استاد خوب کم نداریم و صد البته استاد بد. نمیدونم اسم ببرم یا نه ولی نمونه استاد های خوب آقایانی مثل شیخ انصاری, حقیقی, پاکباز ,.. هستند که شما هیچ وقت از اینها اسم نمیبری. به نظر من استادی خوبه که علمش فقط تئوری نباشه یعنی یه سری فرمول و معادله. میدونی استاد به شیخ انصاری میگن که از لحاظ عملی خیلی میفهمه و سعی میکنه تجربیاتش رو به دانشجو انتقال بده. به نظر من سر هم کردن یک سری فرمول و اثبات اونا ادعا نیست بلکه اینکه بدونی کُرم بندی یعنی چه یا پلاستر چیه مهمتره اما منکر این نیستم که نباید علمش رو داشته باشیم چرا علم با عمل خوبه. ولی متاسفانه یک سری از اساتید فقط علم دارن و عمل برابر صفر. خود آقای رئوفی یه بار سر کلاس مقاومتش گفت من از لحاظ تئوری خیلی بلدم اما از لحاظ اجرایی نه چندان.  صحبت رو دراز نکنم ما هنوز وارد بازار کار نشدیم و فرق بین جزوه و تجربه رو نمیدونیم اینو میتونی از همین اساتید بپرسی
و نتیجه اش رو ببینی. از ما گفتن بود یک کم تو نظراتت تغغیر بدی بد نیست. در آخر هم از اینکه زیاده گویی کردم عذر میخوام. در ضمن منتظر جوابت هستم.

 

اولاً از این دوستمون خیلی خیلی تشکر میکنم که به این زیبایی و در کمال احترام انتقاد کرد و نظرش رو اعلام کرد. انتقاد کردن خودش یه هنره، اینکه شما بتونید با سحر کلام، انتقاد رو که به خودی خود تلخه آنچنان نرم کنید که طرف مورد انتقاد، با آغوش باز بپذیره کار هر کسی نیست. من همیشه سعی کردم که مخاطبینم رو به این سمت بکشونم که بدون هیچگونه قصد و غرضی و در کمال تعقل انتقاد کنن. و اما در مورد مطلب و نظر شما باید بگم که : "حافظا سخن از زبان ما میگویی". من کاملاً با نظر شما هم عقیده هستم. ترکیب علم و عمل همیشه ارزش بیشتری نسبت به علم محض و غیرکاربردی داشته، این یک مسئله بدیهیه که همه قبول دارن؛ این همون جریان ضرب المثل علم بی عمل به چه ماند؟ به زنبور بی عسله. من خودم همیشه یکی از طرفداران این نظریه بودم که دانشگاه باید به افرادی اجازه تدریس بده که چندین و چند سال کار اجرایی کرده باشن تا ارزش علم رو درک کرده باشن، چون به نظر من افرادی که در بطن کارهای اجرایی قرار دارن بیشتر از من و شما ارزش علم رو درک میکنن، چون اونها میدونن کجای علم ارزش بیشتری داره و کاربردی تره و کجاش بیشتر جنبه تئوری و شناخت ماهیت اجسام و نیروها رو داره. به نظر شما چرا آقای رئوفی در کلاس های تکنولوژی بتن کلی از وقت کلاس رو به تولید سیمان از لحظه استخراج مواد اولیه تا آماده سازی و ترکیب اونها و انواع ترکیب های شیمیایی و درصد مواد مختلف به طور کامل و دقیق میگذرونه ولی طرح اختلاط بتن رو با حل تنها مثالش در عرض دو جلسه تدریس میکنه؟ به دلیل اینکه وارد اجرا نشده. نمیدونه که هیچ وقت هیچ مهندس عمرانی احتیاج به دونستن ترکیب شیمیایی سیمان خشک پیدا نمیکنه ولی تمام سر و کارش با ترکیب ها و انواع مختلف بتن و مزیت های تیپ های مختلف سیمان به همدیگه و از اینجور مباحثه. کلاسهای آزمایشگاه تکنولوژی بتن آقای رئوفی هیچ چیز خاصی به علم دانشجوی عمران دانشگاه آزاد واحد اهواز اضافه نمیکنه و بود و نبودش هیچ تفاوتی به حال دانشجو نداره چون تو این آزمایشگاه هیچ چیزی یاد نمیگیره؛ چون استادش چیزی از اجرا نمیدونه و به عبارتی استادش یک دانشجوی سال بالاییه که اسمش فرق کرده. ولی شما بیایید در همین رده سنی آقای خیاط یا حقیقی رو در نظر بگیرید. این آقایون که زمانی مثل آقای رئوفی از تئوری و علم قوی برخوردار بودن با قرار گرفتن در امور اجرایی بسیار سریع علم رو با عمل ترکیب کردن و به صورت بسیار زیبایی تدریس میکنن. کلاس این آقایون و دیگر اساتیدی که کاربردی تدریس میکنند مانند آقای رمضان نیا یا جرجرزاده و حتی آقای توحیدی به علت اشاره به موارد اجرایی و عینی اصلاً کلاسهای خشک و تئوریک محض نیست. شما به عینه میبینید که آقای جرجرزاده در این مسئله اونقدر پیشروی کرده که حتی علم رو تحت تأثیر اجرا و مسائل اجرایی قرار داده و داده ها رو به صورتی که در اجرا بیشتر مفید باشه تبدیل میکنه که البته ممکنه این مسئله زیاده روی باشه و به قول معروف افتادن از اون ور پشت بوم. پس میشه گفت ما هم عقیده هستیم. اما ...

در مورد این که من سنگ آقای رئوفی رو به سینه میزنم اینه که من از آقای رئوفی برای تدریس در دروس تئوریکی مانند مقاومت حمایت میکنم و عقیده دارم که در چنین دروسی(مانند استاتیک، مقاومت، تحلیل1 و تحلیل2) باید از افرادی بهره بگیریم که بسیار به مباحث تئوریک و ریاضی تسلط داشته باشند مثل آقای رحیمی منجزی و تا حدی خود آقای رئوفی نه افرادی مثل آقای امجد یا عبدی نژاد. من از آقای رئوفی برای این مسئله حمایت میکنم که ایشون به سختی و پیچیدگی دروسی مثل مقاومت واقفه و به همین علت بسیار بسیار تلاش و کوشش میکنه تا از پس تدریس و تفهیم این دروس بربیاد، با اینکه به نظر من باز هم ایشون خیلی اشتباه در روش تدریسش داره. من و بسیاری از همکلاسی هام از تلاش آقای رئوفی قدردانی میکنیم که بدون چشم داشتی و بدون هیچ گونه غرور و منت گذاشتنی این چنین با جوانی و ناپختگی خودش میجنگه، با اینکه در خیلی موارد بازندست ولی این بازنده آینده خوبی داره. افرادی که درس مقاومت مصالح رو با آقای رئوفی پاس کردن در این درس واقعاً از بقیه دانشجوها بالاترن. البته این مسئله کلی هست و گرنه استثنا زیاد داره.

حرف ما اینه که مثلاً در درس تئوریکی مثل سیالات آقای احمدی تدریس کنه و در درس عملی-تئوریکی مثل هیدرولیک آقای حقیقی تدریس بکنه. البته این پیشنهادات ما زیاد ارزش نداره چون نه ما و نه مدیرگروه خیلی حق انتخاب نداریم و به دلیل هیئت علمی بسیار فقیر عمران مثلاً آقای جرجرزاده که در گرایش سازه های هیدرولیکی کارشناسی ارشد داره سالهاست سازه های فولادی تدریس میکنه؛ یا مثلاً یکی مثل تمنا میشه لنگ حموم و اون رو در هر گرایشی میشه دید از دروسی مثل استاتیک و مقاومت گرفته تا سازه های فولادی و پروژه فولاد و سازه های بتنی و پروژه بتن و حتی زلزله، هر کجا هم که میره اونجا رو به لجن میکشه و پایه بچه ها رو تو اون درس ضعیف میکنه. جالب اینجاست که دست مدیرگروه برای حذف چنین افرادی از هیئت علمی بستست و از اون ور هم تا حالا هیچ مدیرگروهی برای گسترش هیئت علمی هیچ تلاشی نکرده.

در ضمن اگر من از افرادی مثل آقای شیخ انصاری مطلبی نمی نویسم دلیلش اینه که متأسفانه من با بعضی از این اساتید درس نداشتم؛ به هر حال من هر درسی رو یک بار بیشتر که پاس نمیکنم. امیدوارم انتظار نداشته باشید که به خاطر وبلاگ یک درس رو چند بار پاس کنم و یا اینکه سر کلاس همه اساتید برم. اینجاست که من از شما کمک میخوام و اون درخواست همیشگی رو تکرار میکنم که این وبلاگ رو به یک رسانه جمعی تبدیل بکنیم با تعدد افکار و آرا که باعث پیشرفتش بشه. ممکنه من در خیلی از موارد اشتباه بکنم، به هر حال من فقط یک عقیده هستم و اگر این یک عقیده به 5 یا 6 عقیده افزایش پیدا کنه حتماً این وبلاگ یک وبلاگ کاملتر خواهد شد؛ پس انتقاد کنید، مطلب بنویسید و این وبلاگ رو وبلاگ رشته عمران بدونید نه وبلاگ شخصی با اسم مستعار جوجه بنا.

در ضمن آقای علی، من مجبور شدم که نظر شما رو پاک کنم. البته میخواستم براتون میل بزارم و به اطلاعتون برسونم؛ ولی خب اینجا میگم که بقیه عزیزان هم در جریان باشن. عزیزان سعی کنید توی نظراتتون در عین شوخی از توهین اونجوری و استفاده از الفاظ رکیک بپرهیزید؛ ببینید هر چی ما بی منطق تر باشیم راحت تر از طرف مسئولین و دیگر دانشجویان طرد میشیم و هرچه منطقی تر صحبت و انتقاد و پیشنهاد کنیم افکار رو سریع تر به سمت خودمون جلب میکنیم، نمونه عینی اینکه آقای گندمکار به آقا احسان ما گفته شنیدم وبلاگتون داغه داغه. این نشون دهنده اینه که چند نفر از اساتید وبلاگ رو خوندن و به اطلاع آقای گندمکار رسوندن. آقای علی شما در نوشت نظرتون آزادید ولی توهین نکنید، با اینکه شما سانسور کرده بودید و از ... استفاده کرده بودید ولی منظورتون واضح بود.

با احترام.

تا پست بعدی خداحافظ.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 و ساعت 2:52 |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز

آقایون اجازه بدید در همین ابتدا از آقا احسان گل تشکر بکنم که واقعاً مارو "رو سفید" کرد. آقا احسان باز هم چندین عکس مختلف از اساتید عزیزی برام فرستاده که مطمئنم برای شما عزیزان هم جالب خواهد بود. علاوه بر اون شنبه ماجراهایی اتفاق افتاده که باز هم میشه گفت گامی در جهت بهبود شرایط دانشجویان عمران برداشته شد.

یکی از خواسته های همه ما دانشجویان این رشته اینه که هر ورودی برای خودش یک نماینده داشته باشه که این شخص به عنوان نماینده اون ورودی بتونه در موارد مختلف مشکلات رو با مسئولین در میون بزاره و به عبارتی پل ارتباطی بین دانشجویان و مسئولین و هیت علمی و سایر موارد باشه. شما نگاه کنید در ارتباط بین دانشجویان و مدیران اعم از مدیر گروه ها یا آموزش عمران یا معاونت های مختلف دانشگاه هیچ گونه ساماندهی و فیلتری وجود نداره؛ یعنی هر وقت مشکلی پیش بیاد دانشجویان مستقیماً و خیلی بی نظم و بدون هماهنگی تک تک یا گروهی پیش این مسئولین میرن و هر کدوم به نحوی و از زاویه دید خودشون اون مشکل رو مطرح میکنن و این مسئله باعث میشه، علاوه بر اینکه اون مسئول به علت اختلاف بیان دقیقاً متوجه مشکل نشه، به دلیل این همه مراجعه، هیچ همکاری با دانشجویان نکنه و در موارد بعدی برخوردی بکنه که دیگه دانشجویان اینجوری نریزن سرش. نمونه واضح این مسئله آقای حنجری بود که بعد از اینکه دانشجویان ورودی 81 با اون جمعیت زیادشون وارد دانشگاه شدن به دلیل مراجعات مکرر و بی دلیلشون روی آقای حنجری تأثیر گذاشتند و این آقا که خودش مشکل داشت و اصلاً ظرفیت مجامع فرهنگی مثل دانشگاه رو نداشت روز به روز اخلاقش بدتر شد و کار رو به اونجایی رسوند که داد مسئولین هم در اومد و بالاخره سیفونش رو کشیدن. البته هنوز اثر و ترکش های اون عزیز از دست رفته داره اذیت میکنه، منظورم فارسی مدانه، متوجهید که؟

آقایون فکر نکنید این مسئله نماینده دانشجویان پدیده نویی هست، نه؛ تنها افرادی که از این مسئله بی بهرن ماها هستیم و خواجه حافظ شیرازی که اون هم چون دانشگاه سراسری میخونده اطلاع نداره.

بگذریم. شنبه این آقا احسان ما میره که از آقای گندمکار عکس بگیره که آقای گندمکار میپرسه این رو برای وبلاگتون میخوایید؟ (بابا اطلاعات، بابا اینترنت) که آقا احسان میگه هم برای یادگاری و هم برای وبلاگ که ایشون استقبال میکنه و برای عکس گرفتن خیلی همکاری میکنه. آقای گندمکار میگه که : "شنیدم وبلاگتون داغه داغه." و میگه که: "انتقاد کنین چون انتقاد خوبه و به بهبود شرایط کمک میکنه و البته بنویسین که از دست چه کسانی چه کارهایی بر میاد؛ چون مثلاً من نوعی مدیر گروه عمران فقط در بعضی جاها میتونم اعمال نظر کنم ...!؟" (فکر میکنم منظورش ترکیب هیئت علمی و وجود افرادی مثل تمنا بود) که همین جا آقا احسان میگه که ما هم تا حدی با چنین مسائلی آشنا هستیم و همین جا بهتون پیشنهاد میدیم که یک جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان ترتیب بدید که آقای گندمکار اول استقبال میکنه و میگه: "من موافقم ولی باید این مسئله رو تو شورای اساتید عمران مطرح کنم. چون از موقعی که من اومدم دیگه تصمیمات قائل به فرد نیست و همه تصمیمات تو جلسه هیئت علمی عمران مطرح میشن و بعد از رأی گیری و صورت جلسه کردن، اون تصمیمات عملی میشن. دیگه می خواهیم کاری بکنیم که شرایط مثل قبل و مدیریت افراد قبلی نباشه و مدیریت گروه عمران دست هیئت علمی باشه و نه فقط مدیر گروه. من حتی میتونم از همه اساتید دعوت کنم تو این جلسه بیان". ولی بعد پیشنهاد میده که میتونیم یک جلسه بین نماینده های دانشجویان و چند نفر از اساتید تو همین اتاق گروه عمران ترتیب بدیم، چون اینجوری خیلی بهتر میشه بحث کرد و اینجا آقا احسان حرف دل ما رو میزنه و میگه که ما نماینده نداریم و تا انتخاباتی برگزار نشه و نماینده ای انتخاب نشه حرف و حدیث ها بین دانشجویان نمیخوابه و پیشنهاد میده که ما میتونیم یک انتخابات زیر نظر آموزش برگزار کنیم. آقای گندمکار هم موافقت میکنه و میگه البته باید دانشگاه هم مطلع باشه، میتونید این جریان رو با آقای لویمی در میون بزارید.

آقای لویمی که ماجرا رو میشنوه میگه این مسئله به ما ربطی نداره و شما باید این مسئله رو به معاونت دانشجویی بگید تا اجازه بدن و یک نامه برای آموزش عمران بفرستن و روز انتخابات هم یک ناظر از طرف اونها نظارت بکنه.

آقای براتی معاونت دانشجویی هم بعد از شنیدن این ماجرا با بی تفاوتی میگه: "این مسئله دیگه اصلاً احتیاج به طی کردن این روند نداره و شما میتونید یک روز دانشجویان رو جمع کنید و از بین خودتون به صورت دوستانه یه نماینده انتخاب کنید." اینجا آقا احسان اصرار میکنه که اینجوری نظم برقرار نمیشه و ممکنه مسئله یا جنجالی به پا بشه، شما یه لطفی بکنید و یه نامه ای بنویسید ولی آقای براتی زیر بار نمیره و زیر سبیلی رد میکنه. در ضمن این گفتگو با آقای براتی در راه پله انجام شده و آقای براتی حتی حاضر به ایستادن و شنیدن صحبت ها هم نبودن.

ببینید چطور دانشجویان عمران پیش این مسئولین ارزش و اعتبار دارن. اگر دانشجویان مکانیک هم چنین درخواستی برای برگزاری یک انتخابات داشتند با چنین برخوردی مواجه میشدند؟

بگذریم. باید دوباره به آقای لویمی مراجعه کنیم و این موضوع رو بهش بگیم تا ببینیم چی میشه، چون آقای گندمکار که شدیداً حمایت کرده. به هر حال اگر خدا بخواد ممکنه تا همین دو هفته آینده به هر حال یه انتخاباتی برگزار بشه و از هر ورودی یه نماینده به دموکراتیکانه ترین روش (نه،نه، دوباره بخونش): به دموکراتیکانه ترین روش (بابا یکم دقت کن میتونی بخونیش: دموک..،را..، تی..، کانه..، ترین روش) انتخاب کنیم تا در آینده ای نزدیک این نمایندگان شروع به برگزاری جلسات منظم زمانی با هیئت علمی عمران و دیگر مسئولین مربوطه کنند. مطمئن باشید اگر نمایندگان مناسبی انتخاب بشن خیلی از مشکلات حل خواهند شد؛ حداقلش اینه که میتونن برای یک سری تغییرات فشار بیارن و این خودش شروع یک روند مثبت برای دانشجویان و اساتید و کلاً این جو منفعل رشته عمرانه.

عزیزان من از شما میخوام که همیشه از چنین جرقه هایی حمایت کنید و این افکار رو افکاری فانتزی و دور از دسترس ندونید، چون ما به علت همین طرز تفکر به این وضع دچار شدیم. امیدوارم این مسئله به سرانجام برسه.

تا خبر بعدی در این مورد فعلاً خداحافظ.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 و ساعت 10:4 |

با سلام.

عزیزان همین طوری که میبینید این عکس نمایشگاه کتابیه که چند روزه تو سالن مطالعه دانشگاه برگزار شده. با اینکه نمایشگاه کتاب و کلاً این جور نمایشگاه ها تو دانشگاه ما خیلی کم برگزار میشن و هنوز عادی نشده ولی دانشجویان از این نمایشگاه ها خیلی استقبال نمیکنن؛ البته دلیلش هم خیلی نامشخص و مستتر نیست. شما نگاه کنین در این چند ترم گذشته که چند نمایشگاه دایر شده، چقدر به معرفی واقعی رشته ها و افزایش اطلاعات دانشجویان کمک کرده؟ به نظر شما مخصوصاً تو اون نمایشگاه هایی که رشته های شیلات و محیط زیست هم حضور دارن چند نفر از بچه های فنی مهندسی برای باز شدن بختشون به اونجا میرن و چند نفر برای گرفتن بروشور و بازدید؟ نمایشگاه هایی کاملاً فرمالیته و بدون تنوع و تفکر (البته به جر در آرایش صورت خانم ها) و فقط برای گفتن این مطلب که رشته ما هم وجود داره. البته این وضعیت باز هم زاییده شرایطی هست که مسئولین محترم به دانشجویان و انجمن های علمی تحمیل می کنند، و البته نادر بودن این نمایشگاه ها و نبود رقابت و پایین بودن سطح علمی دانشگاه رو هم باید به دلایل بالا اضافه کنید.

و اما این نمایشگاه کتاب اخیر. در این نمایشگاه، کتاب هایی عرضه شده که خیلی تو دست بچه ها دست به دست میشه و کتاب های نادر و کمیابی نیستند، ولی همین کتاب ها روزانه چندین نفر از دانشجویان رو برای خرید به مرکز شهر میکشونه. وجود چنین نمایشگاه هایی در شروع ترم که کتابهای موجود در بازار رو در خود دانشگاه عرضه میکنه بسیار ایده خوب و مثبتیه. شما فکرش رو بکنید هر ترم بعد از گذشت 3 هفته از آغاز ترم که همه اساتید کلاسها رو تشکیل دادن و مراجع رو مشخص کردن چنین نمایشگاهی دایر بشه تا دانشجویان کتابهای مورد نیاز خودشون رو از خود دانشگاه و با تخفیف دانشجویی و به صورت یکجا تهیه کنند تا دانشجویان مجبور نشن هر روز بیان مرکز شهر که باز هم معلوم نیست کتاب گیرشون بیاد یا نه. این نمایشگاه حداقل در مقایسه با اون نمایشگاهی که کتابهای مرجع به زبان اصلی رو ارائه میکرد خیلی مفیدتره، چون کجا تو دانشگاه ما از روی کتاب مرجع به زبان اصلی تدریس شده که حالا دانشجو به اون کتاب احتیاج پیدا کنه؟ دانشجوی دانشگاه ما غیر از یه درس 3 واحدی زبان عمومی چیز بیشتری از زبان انگلیسی یاد گرفته؟ اگر هم چیزی بلده خودش همت کرده و رفته یاد گرفته.

چنین ایده هایی رو باید قدر دونست و حمایت کرد و در جهت رفع نواقصشون کوشید. البته چنین ایده هایی رو که قبلاً در دانشگاه های دیگه تجربه شده رو دانشجویان خیلی زودتر از مسئولین میتونن پیشنهاد بدن ولی کو مسند و جایگاهی که از دانشجو بخواد پیشنهاد بده؟ کجا و کی از دانشجو خواسته شد بیاد و برای پیشرفت دانشگاه و رشتش مغزش رو به کار بندازه؟ کجا و کی از چنین افرادی قدردانی شد؟

اینها سؤالاتی هستند که فکر نکنم مسئولین عزیز جوابی برای اونها داشته باشن.

راستی یکی از آقایون مدتیه که نظر میده و میپرسه که چرا در نظرسنجی ها اسم همه اساتید رو نمیزارید. باید بگم که اولاً این نظرسنجی ها تا 5 گزینه بیشتر جا ندارند، یعنی ما محدودیت داریم، و در مورد ترکیب گزینه ها هم قبلاً مفصل بحث شده.

موفق باشید.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 و ساعت 8:56 |

با سلام.

این هم از حذف و اضافه. همه پیشرفت میکنن، ما به خاطر اون نوستالژی که همیشه تو وجودمونه و زیر پا نگذاشتن سنت ها و بررسی بیشتر مدرنیسم و تلفیق سنت و مدرنیسم روز به روز به عقب برمیگردیم. به هر حال این هم خودش یه ابتکاره؛ کجای دنیا پسرفت میکنه؟ همین که ما به شیوه های قبلی رجوع میکنیم خودش یه نوع پیشرفته. مگه بده آقــــا(با لهجه آقای رمضان نیا)؟ تو هوای به این لطیفی در جوی کاملاً دوستانه(در بعضی مواقع خیلی دوستانه) و به صورت بسیار متمرکز(فقط یک کامپیوتر) و با برخورد بسیار به یاد ماندنی آموزش به این صورت:

حذف و اضافه کردیم. البته بهتر است فارسی را پاس بداریم و زین بعد به جای عبارت منسوخ "حذف و اضافه"، بگوییم "حذف و اگر شد اضافه". واقعاً نمیشه تو حذف و اضافه به همین راحتی ها درسی اضافه کرد. فقط در یک صورت میشه، بخواهید با تمنا درس بگیرید که در این مورد هم خیلی از جوانمردهای این رشته حاضر به پذیرفتن این ذلت نیستند؛ در ضمن، حتی خیال اینکه تو حذف و اضافه واحد عمومی گیرتون بیاد رو از ذهنتون خارج کنید.

وقتی که هیچ جایگاه و مسند و تریبون و جلسه ای نباشه که مسئولین تو اون جلسه به دانشجویان پاسخگو باشن نتیجش همین میشه که باید به قول اون عزیزی که تو جلسه پرسش و پاسخ با آقای شهروی صحبت کرد مثل گوسفند پشت میله های آموزش به بدترین وجه حذف و اضافه کنیم. این وسط کی مسئول این اتفاقه؟ معاونت آموزشی آقای زلکی؟ به نظرتون براش مهمه که حذف و اضافه بچه های عمران این طوری برگزار بشه؟ دید امور رایانه هر ترم شلوغ میشه گفت اینا که رشتشون بی صاحبه بزار همون جا تو آموزش حذف و اضافه کنن. مگه چند نفرن؟ هر روز 250 نفر؟ اشکال نداره ولی بزار به جاش 150 نفر رشته مکانیک راحت زیر کولر حذف و اضافه کنن. از بچه های ما کی به غیرتش برخورد، بلند شه بره یقه یکی از مسئولین رو بگیره؟ بین ماها 10 نفر (فقط 10 نفر) پیدا میشن همین فردا برن پیش زلکی همین عکس ها رو پرینت کنن ببرن براش بهش بگن این چه وضعیه؟ ما برای چی این همه شهریه ثابت میدیم؟ نتیجه این بیخیالی و بی غیرتیمون همین میشه. تحویل بگیرید. نوش جان.

عزیزان خودکرده را تدبیر نیست. تا موقعی که ساکت نشستید و منتظرید اون یکی بلند بشه همین آش و همین کاسست. خداییش این عکس رو نشون افراد مختلف بدید تا بدونن ما چطوری مدرک گرفتیم. شاید بچه های پشت کنکوری از این حماقتشون دست بردارن. این عکس ها رو save کنید، خاطرست.

خدا لعنت کنه تموم اون افرادی رو که تو این وضعیت مسئول بودن و در اثر کم کاری اونها این شرایط پیش اومد، علی الخصوص پاپایی رو که آه بچه ها گرفتش و حالا به عنوان مأموریت اداری احضارش کردن تهران و اونجا دارن حالش رو جا میارن.

ممنون از آقا احسان که این دفعه خیلی ما رو شرمنده کرد. این عکس لوگوی وبلاگ رو چند روز پیش برای من ایمیل کرد و دیروز هم چندین عکس از انتخاب واحد و ساختمون ها و یکی از اساتیدی که سوژه پست بعدی هست فرستاده. این عکس های انتخاب واحد رو هم که میبینید جزو همون هاست؛ همچنین از آقا محمد گل که همیشه عکس میفرسته هم تشکر میکنم.

حذف و اضافه تموم شد و شماهایی که دوست دارید فراموش کنید همین الآن هم یادتون نیست و فراموشش کردید، و رفت تا ترم بعد که همین وضعیت رو ببینید و از خودتون بپرسید چرا همیشه این طوریه؟

ببینید بچه های دانشگاه شهید چمران چیکار میکنن و چه بازتابی داره؟ کلیک کنید

و اما یک مسئله دیگه اینکه هم وبلاگمون و هم اون مطلب روز بتن و مشکلات بتنی بچه ها مثل اینکه خیلی بازتاب داشته که حتی از خبرگزاری ایسنا سر در اورده. ببینید: کلیک کنید

فعلاْ خداحافظ.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384 و ساعت 11:59 |

نمیدونم اطلاع داشتید که 16 مهر روز بتن بود یا نه. به هر حال روز بتن بی خبر اومد و رفت و کسی هم خبردار نشد؛ وقتی تو دانشگاهی که رشته عمران، یکی از معتبرترین رشته هاشه هیچ خبری نمیشه دیگه چه انتظاری از جامعه و رسانه ها میشه داشت که زیاد با این مقوله ها آشنا نیستند. من یک مطلبی رو از چند مقاله که در ویژه نامه بتن روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شده بود استخراج کردم که این زیر گذاشتم. شما این مطالب رو بخونید، من بعدش تحلیل خودم رو در مورد این مسئله میدم.

 

سومین روز ملی بتن با همکاری انجمن ملی بتن ایران، دانشگاه آزاد اسلامی و مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، 16 مهرماه امسال برگزار شد. انجمن بتن ایران امسال نیز با بهره گیری از تجربه سالهای گذشته با در نظر گرفتن برنامه های متنوعی از جمله برگزاری کارگاه های آموزشی مختلف، برگزاری مسابقات دانشجویی، معرفی پروژه های بتنی برگزیده، معرفی برترین تولید کننده بتن آماده و ارائه سخرانی های علمی و تخصصی سعی در برگزاری هر چه با شکوه تر این همایش داشت. سومین همایش ملی روز بتن، به مناسبت بزرگداشت استاد احمد حامی 13، 14 و 16 مهر برگزار شد و بسیاری از مسئولین، متخصصان، صاحب نظران، اهالی فن و تولید کنندگان و پژوهشگران و دانشجویان عرصه بتن و حوزه های مرتبط با آن در این همایش حضور داشتند.

در اولین روز همایش یعنی 13 مهرماه کارگاه های بتن برگزار شدند که یکی از بخش های جذاب و البته کاربردی آن بود که مورد توجه بسیاری قرار گرفت و همچنین مسابقات دانشجویی این همایش که در شش رشته و با حضور بیش از 250 تیم دانشجویی برگزار شد نیز از نقاط قوت آن به شمار میرفت، هر چند به دلیل کارشکنی های دولت آمریکا بسیاری از داشجویان ایرانی امکان بازگشت به کشور و حضور در این همایش و مسابقات آن را پیدا نکردند اما از آنجا که عدو شود سبب خیر، از سال آینده مسابقات این همایش به صورت بین المللی برگزار خواهد شد.

این همایش در روز 16 مهر با اهدای جوایز نفیسی به برندگان این مسابقات به کار خود پایان داد.

 

همایش بتن در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد برگزار شد و بی خبرترین و بی بهره ترین افراد، دانشجویان عمران همین دانشگاه -یعنی ماها- بودند. البته در این همایش از کسانی دعوت شده بود که برای شرکت در مسابقات و یا ارائه مقالات اعلام امادگی کرده بودن ولی شرکت در همایش و سخرانی ها برای عموم دانشجویان هم آزاد بوده. من اطلاع ندارم که از دانشگاه ما هم کسی یا گروهی در این همایش شرکت کرده یا نه؛ به هر حال اگر کسی اطلاع داره ما رو هم مطلع کنه.

 

استفاده گسترده و فراگیر از بتن در معماری به نیمه اول قرن بیستم باز میگردد، این ماده جدید به دلیل برخورداری از قابلیت استفاده در بناهای مختلف و نیز فرم پذیری قابل توجهش، در آن زمان در مقیاس وسیع مورد استفاده قرار گرفت و با سرعت شگفت آوری تأثیرات خود را در معماری بر جای گذاشت و بین سالهای 1910 و 1920، تقریباً به علامت مشخصه معماری جدید تبدیل شد.

 

حرف اصلی من در مورد بتن این سنگ دست ساز ارزون قیمت و با ارزش و با اهمیت، و ارتباط ما دانشجویان عمران دانشگاه آزاد واحد اهواز با اونه. ما دانشجویان این واحد چقدر با علم استفاده از بتن یا همون تکنولوژی بتن و طراحی سازه های بتنی آشنا و به اون مسلط هستیم؟ آیا ما دانشجویان میتونیم بگیم با پاس کردن درس تکنولوژی بتن حداقل با تکنولوژی ساخت بتن ساده آشنا هستیم؟ آیا ما تکنولوژی بتن رو یاد گرفتیم و یا اون رو هم مثل بقیه دروس فقط پاس کردیم؟ آیا با گذروندن دروس سازه های بتن آرمه1و2 طراحی سازه های بتنی رو یاد گرفتیم؟ جواب مشخصه. دانشجویانی که این دروس رو پاس کردن که با من هم عقیده هستن و مطمئنم که دانشجویان سال پایینی هم چند ترم دیگه به ما می پیوندن و با ما هم عقیده میشن. عزیزان میرسید و میبینید که به جز چند فرمول و رابطه و چند جمله کلی در این دانشگاه هیچ چیزی از بتن یاد نخواهید گرفت و فردا به عنوان یک مهندس عمران، جامعه از شما انتظار داره که حداقل یک سازه مسکونی ساده بتنی رو طراحی کنید و این در صورتیه که شما فقط روی کاغذ، سازه های دوبعدی ای رو طرح کردید که به علت نقاشی از روی جزوه استاد هیچ ارزش علمی ای نداره. حالا باز هم پاس کردن این دروس با اساتیدی مثل آقای رمضان نیا و آقای هولاکویی در مقایسه با آقای تمنا تا حدی جای شکر داره چون این اساتید حداقل ها رو یاد میدن ولی چرا نتیجه به این بدی میشه جای تأمل داره! یکی از مشکلات اصلی در بی توجهی اساتید و هیئت علمی و در نتیجه دانشجویان به دروس آزمایشگاهی مثل درس تکنولوژی بتنه. وقتی کلاس های آزمایشگاهی که برآیند تلاش اساتید و دانشجویانه و محل تبدیل آموخته ها به عمله و محلی هست که باید تئوری رو با عمل تلفیق کرد، به این بی نمکی و سرسری و رفع تکلیفی میگذره دیگه چه انتظاری از دانشجو میشه داشت که از بتن سر در بیاره. جالبه که بالاترین نمرات دروس آزمایشگاهی رو کسانی میگیرن که برای اینکه لباسشون خاکی نشه موقع ورود به آزمایشگاه همون جا کنار در می ایستند و بعد از یادداشت آزمایش هر چه سریع تر آزمایشگاه رو ترک میکنن. اساتید هم که همیشه نبود امکانات رو بهونه میکنن.

یکی دیگه از مشکلات به نظر من استفاده نکردن از این تئوری هایی هست که در کلاس های بتن1و2 یاد داده میشه. اصولاً ما این معلومات تئوریک رو باید در درس پروژه سازه های بتنی استفاده کنیم که به دلیل ضعف در همین معلومات و ارتباط نداشتن این دو درس به همدیگه و اهمیت ندادن اساتید به دروس پروژه، اون جا هم آبی گرم نمیشه. ما دانشجویان در دوره کارشناسی کی یک سازه بتنی واقعی در ابعاد یک ماکت رو طراحی و اجرا کرده و بعد به اون بار وارد میکنیم تا نتیجه علممون رو ببینیم؟  

نتیجه این میشه که یک مهندس عمران فارغ التحصیل از دانشگاه آزاد واحد اهواز که از اجتماع انتظار یک جایگاه اجتماعی و مالی خوب و شایسته داره، از بتن و سازه های بتنی جز چند فرمول که اون ها هم بعد از چند ماه از حافظه پاک میشن هیچی نمیدونه؛ و جالب اینجاست که مسئولین وزارت علوم چراغ به دست به دنبال مشکل میگردند و مشکل به این روشنی رو نمیبینن و فردی مثل آقای جاسبی از پیشرفت علمی دانشگاه تحت مدیریتش سخن میگه.

به نظر شما در این سیکل معیوب مقصر کیه؟ دانشجو، استاد، مسئول و یا هر سه؟ به نظر شما مقصر اصلی کیه؟

من منتظر نظرات شما هستم.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در یکشنبه هفدهم مهر 1384 و ساعت 8:24 |

با سلام.

این هفته ای که گذشت تقریباً اغلب کلاسها برگزار شدند که از جمله اونها کلاس های آقای جرجرزاده بود که جزو اون اساتیدی بود که گمان میرفت کلاسهاش رو از هفته بعد تشکیل بده؛ پس هفته بعد کلاسها به طور کامل برگزار میشه.

امروز سه تا خبر دارم که توجه شما رو به اونها جلب میکنم.

خبر اول اینکه با دستور آقای هاشمی رفسنجانی از این بعد برای انتقال دانشجو از واحدی به واحد دیگه از دانشجو پولی گرفته نمیشه؛ چون سابق بر این بابت چنین انتقالی مبلغ هنگفتی از دانشجویان گرفته میشد. خیلی دیر به این نتیجه رسیدن ولی باز هم خدا رو شکر.

خبر دوم اینکه یکی تو قسمت نظرات آدرس وبلاگی رو معرفی کرده بود و نوشته بود وبلاگ دانشگاه آزاد واحد اهواز. من رفتم چک کردم دیدم یه وبلاگیه که تو عنوانش نوشته "وبلاگ رسمی دانشگاه آزاد". اولاً هر کسی میتونه یه وبلاگ بزنه و بنویسه وبلاگ رسمی دانشگاه آزاد، اصلاً من میتونم یه وبلاگ بزنم بنویسم خاطرات شخصی آیت الله خامنه ای. کجای مملکت صاحب داشته که این صاحب داشته باشه (دانشگاه آزاد رو میگم، فکر بد نکنید). اگر هم این وبلاگ که مثلاً از عکس 4*3 آقای حیدری و عکس های مختلفی از ساختمون شهید بهشتی استفاده کرده وبلاگ رسمی دانشگاه آزاد واحد اهواز باشه که واقعاً خاک تو سر واحد اهواز که به جای اینکه سایت درست بکنه یه وبلاگ تو blogfa درست کرده که کس و ناکس میتونه بیاد اونجا بد و بیراه بگه. تو رو خدا ببینید دانشگاه های دیگه چه سایت هایی دارن و اون وقت واحد خاک تو سر اهواز...  جالب اینجاست که این وبلاگ مثلاً رسمی هیچ بازدید کننده ای نداره و کسی به پست های این وبلاگ نظر نداده. اما مسئله جالب تر اینجاست که در قسمت پیوندهای این وبلاگ نوشته وبلاگ غیر رسمی دانشگاه آزاد که بعد از اینکه رفتم تو اون وبلاگ دیدم که اولاً این وبلاگ غیر رسمی دقیقاً شبیه همون وبلاگ رسمیه با همون قالب و طرح و ثانیاً مطالب این یکی همه دزدی و مطالب وبلاگ ماست و همه عکس های ما رو گذاشته تو وبلاگش، باز هم خدا رو شکر که من پیش بینی چنین روزی رو کرده بودم و این چند عکس آخر رو به اسم زیبای وبلاگمون مزین کردم که چنین مسائلی پیش نیاد و این آقا(بلا نسبت آقایون) هم فقط از همون عکس های قبلی استفاده کرده. خواستم بگم آقای عزیز تو که داری مطالب ما رو میدزدی و تو وبلاگ به قول خودت غیر رسمی دانشگاه آزاد واحد اهواز قرار میدی اولاً این مطالب همگی در مورد رشته عمرانه و تو با این کارت داری رشته عمران و وبلاگ ما رو تبلیغ میکنی؛ ثانیاً کاشکی اون دوگولت رو به کار مینداختی البته قبلش درش می اوردی، بازش میکردی، یه فوتی بهش میکردی، خاکش رو میگرفتی دوباره به کارش مینداختی و از خودت یه مطلبی مینوشتی و از خودت یه جربزه ای نشون میدادی نه اینکه بیای مطالب دیگرون رو به صورت خیلی ناشیانه استفاده بکنی. حداقل وقتی میخوای مطالب ما رو با جملات خودت قاطی کنی همه رو با یک شماره فونت بنویس که کسی نفهمه.

اما خبر سوم و مهمترین خبر. این خبر رو آقا احسان یکی از بچه هایی که با من از طریق ایمیل در ارتباطه برام میل کرده بود. من که واقعاً برق از کلم پرید، اصلاً نمیشه باور کرد. خودش که میگفت خبر موثقه ولی به هر حال راست و دروغش با خودش. میدونید چرا حذف و اضافه یک هفته به تعویق افتاد؟ شما هم مثل من فکر میکنید اشکال در کامپیوترهای ثبت باعث این تعویق یک هفته ای شده؟ نخیر! پشت پرده خبرهای دیگه ایه. مثل اینکه آقای پاپایی مسئول قسمت کامپیوترهای دانشگاه آزاد مدتیه از یک سری افراد پول میگرفته و براشون نمراتشون رو دستکاری میکرده. طوری که این آقا گزارش داده جوری نمرات رو دستکاری میکرده که معدل به بالای 17 برسه؛ یعنی تو همه نمرات دست میبرده. مثل اینکه این کار رو حتی برای دانشجویان فارغ التحصیل هم انجام میداده. و حالا هم با تعویض ریاست دانشگاه و درز کردن خبر، این مسئله به گوش واحد مرکزی تهران میرسه و اونها هم چند کارشناس رو برای بررسی دقیق مسئله میفرستن اهواز، حالا هم این کارشناس ها و بازرسها دارن با چک کردن کامپیوترها و مقایسه اونها با لیست نمرات اساتید دنبال چنین مسئله ای میگردن. به گفته این آقا مثل اینکه فعلاً پاپایی و همچنین آقای حنجری بدجوری گیرن، و به همین دلیله که انتخاب واحد فعلاً برای یک هفته به تأخیر افتاده.

این مسئله اگر درست باشه واقعاً فاجعست. اصلاً نمیشه باور کرد؛ ما این همه درس میخونیم، با این اساتید پدرمون در میاد، میریم سر جلسه، امتحان میدیم، این همه استرس، اونوقت یک سری افراد دارن با پول مدرک میگیرن و حق ما رو میخورن، وامصیبتا. آدم وقتی به درهم برهمی سیستم اداری و به بی عرضگی حراست نگاه میکنه میبینه این مسئله اصلاً غیرمحتمل و دور از ذهن نیست. واقعاً نمیدونم چی بگم، ما تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که در مورد این موضوع تحقیق بکنیم. من از شما عزیزان میخوام که اگر کسی در این مورد خبری یا اطلاعاتی داره حتماً تو قسمت نظرات بگه. عمق فاجعه خیلی بیشتر از حد تصوره، با چند صد تومن میشه یه مدرک کارشناسی با یه معدل خوب گرفت...

قضاوتش با شما. البته هنوز ثابت نشده و ممکنه هیچ وقت هم اثبات نشه چون ممکنه نتونن مدرک معتبری پیدا کنن ولی مثل اینکه نفس عمل و همون رشوه گیری و تغییر نمره موثقه. الله اعلم.

تا پست بعدی

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در پنجشنبه چهاردهم مهر 1384 و ساعت 9:5 |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز

بله، واقعاً در قسمت کامپیوتری و انفورماتیکی دانشگاه طوفان اومده؛ اون هم چه طوفــــانی. من روز شنبه که بعد از ظهر رفتم دانشگاه با در بسته ساختمون امور شهریه و امور رایانه روبرو شدم؛ با خودم گفتم پس حذف و اضافه کجا برگزار میشه؟ بعد رفتم امور شهریه برادران که موقتاً به جای قبلی ستاد اعلام نمره منتقل شده دیدم اونجا هم بستست، از شایعات فهمیدم که مشکلی در کامپوترها به وجود اومده و به همین خاطر درها رو بستن و فعلاً حذف و اضافه برگزار نمیشه. گفتیم ما که با اینجور مسایل و مشکلات غریبه نیستیم، از همون ترم اول به هر قسمتی که مراجعه کردیم یا خراب بود یا تعطیل؛ گفتیم فردا دوباره میایم. این از روز اول حذف و اضافه که با این زیبایی برگزار شد.

امروز یعنی یکشنبه صبح رفتم دانشگاه و دیدم دم در ساختمون نقشه کشی یه جمعیت زیادی ایستادن و کسی نمیدوه، چون مشخصه اصلی انتخاب واحد و حذف و اضافه اینه که بچه ها مثل مرغ پر کنده با بغض در گلو و اشک در چشم از این ور به اون ور میرن و نمیدونن باید چیکار کنن. دیدم همه ایستادن و دارن با هم میگن و میخندن. شک کردم؛ حذف و اضافه با این آرامش؟ گفتم نکنه سیامک مرده یا مثلاً فتح الله از هیئت علمی استعفا داده. رفتم جلوتر دیدم در ساختمون نقشه کشی بازه، رفتم تو دیدم تاریکه کلی هم دانشجو تو راه پله ایستادن و تکون نمیخورن. چند تا پله رو رفتم بالاتر دیدم اون در شیشه ایه بستست. همون لحظه یکی از برادران محترم و بسیار عزیز انتظامات اومد بیرون و با ادبیاتی بسیار والا و صدایی بسیار گرم و گیرا که شیرین 7 دنگ رو داشت اعلام کرد که کامپیوتر ها مشکل پیدا کردن و حذف و اضافه به هفته بعد موکول میشه.

بسیار جالبه. بسیار بسیار جالبه. آقای جاسبی کجاست ببینه که خدمات دانشگاه هاش چقدر پیشرفت کرده؟ آقای دکتر حیدری کجاست ببینه که چه دانشگاه گل و بلبلی رو تحویل آقای طاهری داده و آقای طاهری کجاست ببینه چه خرابه ای رو تحویل گرفته؟ آقای طاهری کجاست ببینه دانشگاه های دیگه یادشونه رفته یه زمانی با کاغذ انتخاب واحد می کردند و آلان چندین ترمه دارن اینترنتی انتخاب واحد می کنن و اون وقت ما ... !!؟

حتی نمیتونن در عرض حدود 9 ساعت اشکال سیستم رو کاملاً برطرف کنن و برای فردا شبکه رو آماده کنن و نتیجش این میشه که حذف و اضافه یک هفته دیرتر برگزار میشه و به عبارتی ترم یک هفته دیرتر برگزار میشه. حالا شانس اوردیم ترم مهر طولانی تره. ولی آقایون حواستون باشه بعضی کلاس ها تشکیل شدن که کلاس های آقای خیاط از اون دسته کلاس هاست. به احتمال زیاد بقیه کلاس ها هم تشکیل میشن و به این باور که چون حذف و اضافه افتاده برای هفته بعد فکر نکنید یک هفته دیگه به بخور و بخواب هاتون اضافه شده، نه از این خبرا نیست؛ اساتید دارن کلاس ها رو تشکیل میدن. آقای خیاط حتی کلاسهای آزمایشگاه خاکش رو هم اومده.

و اما در مورد انجمن علمی؛ من منتظر بودم که بچه های انجمن علمی با مطلب پست قبلی از سکوت در بیان و یه واکنشی نشون بدن و از مشکلات بگن و همچنین توضیح بدن که چرا خبررسانی نمیکنن. خوشبختانه همین طور شد و دو نفر از عزیزانی که با انجمن همکاری میکنن به این پست نظر دادن و من نظر یکی از این عزیزان رو که با اسم "اسممو نمیگم ولی میشناسیم"  نظر داده تو وبلاگ قرار دادم. شما عزیزان اول این نظر رو بخونید، من بعد در مورد عرایض ایشون صحبت میکنم.

 

« دوست عزيز-دانشجوي گرامي و وبلاگ نويس آزاد انديش: سلام...!  اين نوشته هيچ ربطي به اداره كنندگان انجمن نداره و صرفا يك نظر شخصي است! من به عنوان يك فرد آگاه از روند كاري انجمن علمي نارضايتي خود را نسبت به نوشته شما اعلام مي دارم: در پاسخ به ابهامات شما بايد بگم كه اين انجمن يك انجمن 100% دانشجوييه! و توسط چند تا دانشجو كه مثل خود شما تو كلاس هاي همين دانشگاه درس مي خونن اداره مي شه! شايد درست نباشه ولي به نظر من هيچ پشتيباني خاصي يا هيچ همكاري قابل توجهي با اين انجمن صورت نگرفته! بازم به نظر من اين انجمن-يا بهتر بگم اتاق 3*3فقط توي زمين دانشگاه آزاد اهوازه! ولي هر مقامي هم بياره به اسم دانشگاه آزاد اهوازه!

ولي هيچ حمايت خاصي از اون نمي شه! بين دانشگاهها -يا لا اقل دانشگاههاي آزاد- انجمن علمي عمران آزاد اهواز یه اسم شناخته شده اس... هر كي ندونه فكر مي كنه اين انجمن چه تشكيلاتي تو دانشگاه خودش راه انداخته و چقدر امكانات در اختيارش گذاشتن...! و حتما فكر مي كنن از همه جهت ساپورت مي شه و وضعش خيلي توپه... ولي تا اونجايي كه من ديدم و مي دونم بچه هاي اين انجمن به قول خودتون عده قليلي از اعضا- با هزار گرفتاري و دويدن كارهاي انجمن رو به پيش می برن...چرا؟ هيچ دلگرمي هم براي اين كار ندارن...همه چيز به صورت خودجوش و داوطلبانه اس... اگه بدونيد كه بعضي هاشون چقدر وقت از خودشون براي انجمن علمي گذاشتن... هيچ منفعت مادي هم براشون نداره... مطمئن باشيد... لازمه از بعضي از اساتيد كه از اين جور گروهها –حتي فقط در كلام- حمايت مي كنن تشكر كنم...

ناراحت نشيد...به نظر من قضاوت شما ناعادلانه و عجولانه اس... راه اندازي وبلاگ و مخصوصا استمرار كاری وبلاگ هم كه خودتون مي دونيد چقدر كار داره... ولي شما اگه علاقمند هستيد ما در خدمتيم... اغلب اعضاي فعال انجمن هم سال بالايي هستن و اين ترم يا ترم ديگه هم فارغ التحصيل مي شن... واقعا بي انصافيه حالا كه دارن از دانشگاه میرن اينطوري درباره شون نظر بديم... اگه رفتن شايد ديگه اين انجمن مثل سابق نتونه فعاليت كنه و مقام بياره... تا حالا هم اگه بچه ها مقامي آوردن حاصل كار و تلاش همين اعضاي فعاله... از ما گفتن بود! پيشنهاد مي كنم براي يك بار هم كه شده سري به اين انجمن بزنيد! باز هم مي گم: اين نظر كاملا شخصيه و هيچ ربطي به ساير اعضا و دوستان فعال در انجمن نداره! لطفا اين مطلب رو به عنوان نظر يك مشتري پر و پا قرص در وبلاگ چاپ كنيد. »

 

اول سلام میکنم خدمت شما دوست عزیز که همون طور که گفتید از مخاطبان همیشگی وبلاگ بودید و همیشه نظر دادید. در مورد نظراتتون باید بگم که من به بچه های انجمن علمی چشم بسته اعتراض نکردم و در یک سری موارد انتقاد کردم که شما فقط به یک موضوع اون اشاره کردید و جواب دادید. ببینید در مورد حمایت نکردن از این انجمن، من هم با شما هم عقیده بودم و این رو در پست قبلی نوشتم، واقعاً زشته که از انجمنی که بدون هیچ گونه امکاناتی این مقام ها رو کسب میکنه حتی قدردانی هم نمیشه چه برسه به حمایت و ... در مورد وبلاگ و مشکلات و سختی های اون باید بگم که درسته که سخته ولی این جوری انجمن حتی بین بچه های عمران هم جایگاهی نداره چون بچه ها از فعالیت های انجمن اطلاع ندارن و به خاطر ارتباط نداشتن انجمن با بچه ها، اون ها احساس نزدیکی با انجمن نمیکنن. شما تا حالا دیدی کسی از بچه هایی که تو انجمن نیست جایی از انجمن حمایت کنه، نه !! چرا؟ چون از مشکلات و اصلاً از خود تشکیلات انجمن اطلاعی نداره. به نظر من انجمن الآن یک تشکیلات جدا و گوشه گیریه که برای بعضی ها -که واقعاً دانشگاه باید قدر این ها رو بدونه- جایگاهی برای بروز استعداده که همین ها باعث کسب افتخارات این انجمن میشن و برای بعضی ها جایگاهی برای سفرهای برون استانی و گشت و گزار و احیاناً اگر فرصتی پیش بیاد همراه بردن همسر آیندشون در این سفرهاست که احساس تنهایی نکنن. متأسفانه تعداد گروه دوم در انجمن کم نیست. من از این نظر گفتم انجمن احتیاج به یک خونه تکونی مبرم داره. الآن نظر خیلی از بچه ها در مورد انجمن به دلیل وجود همین گروه دوم مثبت نیست و گروه اول رو نمیبینن و به انجمن با یک دید تمسخر نگاه میکنن و به همین دلیل افتخارات انجمن رو جدی نمیگیرن و باور نمیکنن. اگر انجمن خودش رو باور کنه و به خودش اعتماد داشته باشه و تشکیلاتش رو قوی تر کنه و اعضا متحدتر باشند و در مورد یک سری اعضا تجدید نظر کنن و برای عضویت یک سری شرایط بزارن –مثل شرط معدل یا اینجور چیزها- و همه اعضا رو به گروه اول تبدیل کنن و ارتباط دو طرفه خوبی با دانشجویان داشته باشند انجمن خود به خود قدرت و جایگاه کسب میکنه و باعث میشه که انجمن مثل الآن بی پشتوانه نباشه؛ به قول شما همه بچه های انجمن تا یکی دو ترم دیگه فارغ التحصیل میشن و میرن و مطمئن باشید دیگه انجمن هیچ وقت مثل قبلاً نمیتونه فعالیت کنه. چون این افرادی که در انجمن بودن خودجوش بودن و هیچ وقت نیروی جایگزینی از دانشجویان وجود نداشته که بخواد جای اینها رو پر کنه، مثل من. من هم تا دو سه ترم دیگه که بخوام فارغ التحصیل بشم کسی رو ندارم که جای من رو بگیره و این وبلاگ رو اداره کنه ولی اگر از الآن به فکر این باشم که از بین بچه های ترم 3 و 4 و 5 با چند نفر که دست به قلم داشته باشن ارتباط داشته باشم و به قول معروف تربیتشون کنم موقعی که میخوام این وبلاگ رو ترک کنم حداقل یک نفر هست که با خیال راحت وبلاگ رو بهش بسپارم چون من هم یک حرکت خودجوش بودم و حمایت کننده خاصی ندارم غیر از مخاطبین که مطالب رو میخونن و خیلی ها حتی نظر هم نمیدن تا من بدونم کمبودهای این وبلاگ چی هست. در مورد اینکه میگید این انجمن یک انجمن کاملاً دانشجوییه باید بگم که چون دانشجوییه من دارم ازش حمایت میکنم. اگر این انجمن زیر نظر و با حمایت دانشگاه کار میکرد و این وضعیت رو داشت که من اسمش رو هم نمی اوردم.

خلاصه حرف من اینه که مثل بقیه مشکلات رشته عمران خیلی از مشکلات انجمن به دست خود اعضای انجمن باز میشه. اگر انجمن یک انجمن کاملاً علمیه جدی باشه و حمایت دانشجویان رو پشت سر خودش داشته باشه اون وقته که میتونه روی حل شدن مشکلات حساب کنه، اونوقت بچه ها به این باور میرسن که مشکلات انجمن مشکل همه دانشجویان عمرانه و تو جلسات پرسش و پاسخ یک دانشجو هم برای بیان مشکلات انجمن میره پشت تریبون. درست نمیگم؟

من منتظر نظر شما و بقیه مخاطبین عزیز این وبلاگ هستم.

تا پست بعدی خداحافظ.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در دوشنبه یازدهم مهر 1384 و ساعت 8:40 |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز

امیدوارم که این چند روز رو به نحو احسن استفاده کرده باشید و تمرینات بدنسازی رو با جدیت و پشتکار هر چه تمام تر دنبال کرده و خودتون رو برای حذف و اضافه آماده کرده باشید. همون طوری که پیش بینی میشد حذف و اضافه در ساختمان بزرگ، وسیع و مجلل امور رایانه برگزار خواهد شد و دانشجویان عزیز باید برای چند ساعتی از انسانیت خودشون دست کشیده و به شیوه وحشی ترین حیوانات رفتار کنن، شاید واحدی گیرشون بیاد؛ البته بعید میدونم، چون فقط سکشن های استاد ارجمند آقای تمنا جا داره، خیالتون راحت باشه.

اما تاریخ دقیق حذف و اضافه ورودی های مختلف رشته عمران :

 

شنبه         9/7/84            [8 صبح]               عمران 79 و ماقبل  

                                                                   ناپیوسته 81 و ماقبل

 

شنبه         9/7/84       [2 بعد از ظهر]            عمران 80

 

یکشنبه     10/7/84      [2 بعد از ظهر]           عمران 81

                                                                   ناپیوسته 82

 

دوشنبه     11/7/84      [2 بعد از ظهر]          عمران 82

                                                                   ناپیوسته 83

 

سه شنبه  12/7/84      [2 بعد از ظهر]          عمران 83

 

 

دانشجویان عزیز و دوستان گرامی، این دفعه نمی خوام اشتباه انتخاب واحد رو بکنم؛ من دارم از همین حالا بهتون گوشزد میکنم که ای عزیزان اگر موبایل دوربین دار دارید یک جوری که براتون مشکل پیش نیاد از شلوغی ها عکس بگیرید و برای من بفرستید، چون اونجوری که من متوجه شدم مسئولین عزیز دانشگاه و همچنین حراست برای اینکه دستشون رو نشه و آبروشون نره و تحت فشار قرار نگیرن، نمیخوان که این شلوغی های انتخاب واحد و حذف و اضافه جایی درز کنه و البته اینجا وظیفه ما که همانا اطلاع رسانی شفاف و بدون سانسور هست پررنگتر میشه!!؟

فکر کنم کلاس ها هم از دو هفته بعد یعنی 16 مهر شروع بشن؛ منظورم اینه که فکر نمیکنم کلاسها در هفته ای که حذف و اضافه در حال انجامه تشکیل بشن مگر اساتیدی مثل آقای رئوفی و آقای خیاط یا آقای رحیمی منجزی. به هر حال دانشجویانی که با این اساتید کلاس دارند و میخوان که از جلسه اول در کلاس های این اساتید حضور داشته باشن حواسشون جمع باشه؛ البته عزیزانی که از تشکیل اولین کلاس ها اطلاع پیدا میکنن بیان و در قسمت نظرات بگن که بقیه عزیزان هم متوجه بشن و غیبت هاشون بیشتر نشه، مخصوصاً برای بچه های شهرستانی.

دانشجویان جدید الورود هم ثبت نام کردند و فکر کنم انتخاب واحد هم کرده باشن؛ من که دلم براشون میسوزه، با چه شور و چه امیدی وارد این دانشگاه شدن...  به هر حال من از صمیم قلب براشون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم که در همه مراحل زندگیشون موفق باشند؛ البته مشکلات دانشگاه مشکلاتی نیستند که غیرقابل حل باشن. خوشبختانه از ترم قبل و بعد هم با تغییر مدیریت گروه حرکت خوبی شروع شد و اگر ما دانشجویان سال بالایی از این فرصت استفاده کنیم و سردمدار این حرکت باشیم گره مشکلات کم کم باز خواهد شد و این دانشجویان جدید الورود هم اگر کمی همت کنن میتونن راحت تر و بهتر از ما تو این دانشگاه تحصیل کنن. ما که نابود شدیم، نشدیم؟

به نظر من از همه مهمتر این بچه ها به یک جلسه توجیهی با مدیر گروه و آموزش عمران و همچنین بچه های سال بالایی احتیاج دارن که یک سری از ابهاماتشون رفع بشه و از یک سری جریان ها نتیجه گیری غلط نکنن و خلاصه پیرو ما نباشن. کاشکی میشد ما بچه های سال بالایی میتونستیم یک سری از تجربه هامون رو در اختیارشون میذاشتیم تا اونها آزموده ها رو دوباره نیازمایند.

اما از این صحبت ها که بگذریم حالا میخوام در مورد انجمن علمی عمران و بچه های انجمن صحبت کنم؛ بچه های انجمن تا حدی مورد انتقاد هستند که خیلی از این انتقادها نتیجه بی خبری و نبود اطلاع رسانی از فعالیت های انجمنه. من خودم به شخصه از ارتباط داشتن این وبلاگ با انجمن علمی استقبال میکنم، چون انجمن علمی رو علمی ترین قسمت این رشته و برآیند فعالیت ها و زحمت های اساتید و دانشجویانی میدونم که هدف از تحصیل رو فقط در کسب مدرک نمیبینن. مخصوصاً اینکه در این چند سال اخیر انجمن علمی دانشگاه با مدارجی که کسب کرده باعث افتخار این دانشگاه و این رشته شده. این افتخار زمانی بیشتر ارزش پیدا میکنه که ما امکانات ناچیز دانشگاه و عدم همکاری و نگاه پژوهشی مسئولین رو به چشم میبینیم. من همین جا از اون عزیزانی که در جشنواره های مختلف افتخار کسب کردند تشکر میکنم، ولی این رتبه و نتیجه حاصل تلاش چند نفر از عزیزان هست و نه کل اعضای انجمن. تا اون جایی که من با بعضی از بچه های انجمن ارتباط دارم این رو فهمیدم که نیمی از اعضای انجمن فقط اسم انجمن علمی عمران رو یدک میکشن و نه تنها برای انجمن سود و فایده ای ندارن بلکه با نوع درس خوندن و پاس کردنشون آبروی انجمن رو هم دارن میبرن.

یکی از انتقاداتی که خود من از بچه های انجمن علمی دارم نوع عضویت در انجمنه. ما اصلاً نمیدونیم که انجمن، هیئت مدیره، رئیس و یا مسئولی داره یا نه؟ اگر داره این آقا یا این هیئت چطور روی عضویت افراد مختلف در این انجمن نظارت داره. فکر نمیکنم اجازه عضویت دادن به همه سخاوتمندی خوبی باشه. به هر حال انجمن میتونه با گزینش افراد مستعد انجمنی علمی به معنای عبارت، تشکیل بده که هم برای دانشجویان و هم برای اساتید وزنه ای سنگین به حساب بیاد و افراد با شنیدن این عبارت به یاد فعالیت های علمی بیفتند نه جایی برای انجام پروژه های شخصی. به هر حال به نظر من انجمن از این حیث احتیاج به یک خانه تکانی مبرم داره.

یکی از انتقادات دیگه ای که باز هم خود من قبلاً تو همین وبلاگ متذکر شده بودم عدم ارتباط داشتن انجمن با بقیه دانشجویانه. من به بچه های انجمن پیشنهاد کرده بودم که یک وبلاگ یا سایت اینترنتی تأسیس کنن و خبرنامه های ماهانه در اون بزارن که دانشجویان از آخرین اخبار انجمن و فعالیت های اون با خبر بشن؛ من حتی قول داده بودم که خودم در این امر کمک خواهم کرد و اولین کسی خواهم بود که لینک انجمن رو در وبلاگ قرار میدم، ولی بچه های انجمن حتی توضیح ندادن که چرا این کار رو نمیکنن!؟ به هر حال صلاح خویش خسروان داند.

من قول داده بودم که در این پست در مورد آقای رئوفی بنویسم ولی دیر نشده. انشاء الله در پست بعدی مفصل در مورد آقای رئوفی خواهم نوشت.

حذف و اضافه خوش بگذره. تا پست بعدی خداحافظ.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در جمعه هشتم مهر 1384 و ساعت 6:32 |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.

عزیزان با شروع مهرماه، ترم هم کم کم شروع خواهد شد و دوباره ایام دانشگاه هست و کلاس ها و درس و کتاب و امتحان و دید و بازدید بعد از 3 ماه. شروع ترم، هم یه جورایی شیرین و خوبه هم یه جورایی تلخ و کسل کننده؛ از یک طرف از این بیکاری در میاییم و دوستان رو میبینیم و از یه طرف همین که فکر میکنیم باید دوباره بیاییم سر کلاس و بعضی از اساتید باسواد و باشخصیت و خوش برخوردی چون تمنا و ساجدی رو ببینیم کمی تا قسمتی حالمون گرفته میشه.

به هر حال چه بخوایم و چه نخوایم ترم کم کم داره شروع میشه؛ البته دانشگاه تاریخ رسمی شروع کلاس ها رو شنبه دوم مهر اعلام کرده ولی این تاریخ همون قدر اعتبار داره که تمنا برای من. امیدوارم از این هفته به بعد که ترم شروع میشه هوا هم کمی خنک تر بشه تا تو این رفت و آمد کمتر اذیت بشیم.

آقایون من یادم رفته بود که تاریخ حذف و اضافه رو اعلام بکنم و از شما دوستان هم کسی این مسئله رو به من گوشزد نکرد. تاریخ حذف و اضافه از 9 مهر تا 13 مهره و کلاً حذف و اضافه کل رشته های دانشگاه آزاد واحد اهواز در عرض همین 5 روز برگزار میشه. خدا آخر عاقبتمون رو به خیر کنه. ترم پیش هم انتخاب واحد تو ساختمون فنی مهندسی بود ولی حذف و اضافه دوباره تو همون مرغدونی امور رایانه برگزار شد و طبق معمول در اثر تراکم و ازدحام، حذف و اضافه به شکل بسیار فجیعی برگزار شد؛ امیدوارم این دفعه حذف و اضافه تو همون ساختمون فنی مهندسی باشه وگرنه خیلی افتضاح میشه، خیلی.

این تغیر ساعت هم که فعلاً ما رو ریخته به هم، من که باید 2- 3 روز بگذره تا جرأت کنم به ساعت نگاه کنم چون باید هی فکر کنم که باید به این عدد یکی اضافه کنم یا یکی ازش کم کنم، بعد باید مقایسه کنم که فلان ساعت در وقت جدید نسبت به وقت قدیم دیر حساب میشه یا زود. حالا خوبه مثلاً من با یک هفته حالم خوب میشه و دیگه به ساعت جدید عادت میکنم؛ خرداد ماه یکی از من پرسید ساعت چنده؟ گفتم: ساعت دهه. میپرسه به وقت قدیم یا جدید؟ دیگه نتونستم تحمل کنم و این توهین زشت رو بهش کردم: «اللهی دانشگاه آزاد در بیای.» هنوز هم وقتی بهش فکر میکنم عذاب وجدان میگیرم و دلم براش میسوزه که چرا چنین دعای بدی رو در حقش کردم. مگه اون بدبخت چه گناهی کرده بود؟ یه ساعت پرسید. خدایا از سر تقصیرات ما بگذر.

تا پست بعدی خداحافظ.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 1:10 |


Powered By
BLOGFA.COM


Hit Counter
Hit Counter
دریافت کد
>>فرم اشتراک<<