با سلام.
بله، ماه پشت ابر پنهون نمیمونه. همون طوری که پیش بینی میشد روزنامه همسایه ها به این دروغ بزرگ (تکذیب اعتصاب دانشجویان در هفته پژوهش) واکنش نشون داد، چون به هر حال آبروی خودش رو در خطر میبینه.
روزنامه همسایه ها در شماره امروز یعنی دوشنبه 28 آذر (البته من آلان دارم این پست رو در بامداد روز سه شنبه آپدیت میکنم) در مورد اعتصاب غرفه های مختلف و تکذیبیه بعد از اون یک مقاله ای به نام "تحصن یعنی چه" نوشته که تمام ماجرا رو شرح داده. من فکر میکنم چندتا از دانشجویان با این روزنامه همکاری میکنن که این چنین به وقایع دسترسی داره.
شرح ماوقع و دلیل تحصن بچه ها و خبر روزنامه همسایه ها رو من در پست قبلی نوشتم. بعد از چاپ شدن اون خبر مسئولین غرفه ها تهدید به کمیته انضباطی میشن و مجبور میشن یه تکذیبیه 7 بندی بنویسن و تمام ماجراهایی رو که اتفاق افتاده با وجود صحتشون تکذیب کنن. طوری که آژند نامه رو خونده مضمون اون تکذیبیه این طوری بوده که تو بند اول به عکس اون خبر اعتراض شده بوده و این که اون عکس اصلاً هیچ ربطی به نمایشگاه نداره، در بند دوم هم ذکر شده بود که اصلاً هیچ تحصنی وجود داشته و تعطیلی به دلیل استراحت بوده، در بند سوم مشکلات پیش اومده برای آقای احسان غلامی تکذیب شده بود و دلیل تعطیلی غرفه کاریکاتور اتمام کاغذ بوده (ای بر اونجای آدم دروغگو) و همچنین در بندهای 4 و 5 مسائل و مشکلات ایجاد شده برای غرفه های ادبیات و پرستاری تکذیب شده بود (اک هی روتونو برم)و در بند 6 هم وجود آهنگ غیرمجاز تکذیب شده بود و در بند 7 و آخر به این اشاره شده بود که مسئول برگزاری نمایشگاه اصلاً هیچ اسمی رو به کمیته انضباطی معرفی نکرده؛ البته کاملاً مشخصه که بچه ها این تکذیبیه رو برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای مسئولین غرفه ها و تحت فشار حراست و روابط عمومی امضا کردن که در مقاله زیر که در روزنامه همسایه ها چاپ شده نیز به این موضوع اشاره شده.
و اما آخرین مقاله روزنامه همسایه ها در رابطه با تعصب در دانشگاه آزاد که البته لینک عکس اسکن شده روزنامه رو هم اون زیر گذاشتم تا شما روش کلیک کنید و مطمئن بشید که همه چیز مستنده:
تحصن یعنی چه
تحصن یعنی یکجا ماندن و پناهنده شدن به جایی برای بدست آوردن خواسته ای منطقی.
امسال مثل هر سال دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز، نمایشگاه پژوهش برپا کردند. دو روز مانده به پایان هفته پژوهش، خبر رسید که غرفه کاریکاتور این نمایشگاه را تعطیل کرده اند. رفتیم و دیدیم مسئولان غرفه کاریکاتور دور هم نشسته و غرفه شان خالی از کاریکاتور است. گفتند در غرفه پرستاری-مامایی، گروه خونی بازدیدکننده ها رو تعین می کرده اند که از این فعالیت مثل تفأل به حافظ در غرفه ادبیات، ممانعت به عمل آمده که آن هم صحت داشت. دانشجویان ناراضی در اعتراض به این حرکات و حمایت از غرفه های مزبور، برقها را خاموش و غرفه ها را تعطیل کردند. نمایشگاه به همین راحتی تعطیل شد. به دنبال این موضوع چند نفر از بازدیدکنندگان، با دفتر روزنامه تماس گرفتند و از ممانعت از ورودشان به نمایشگاه خبر دادند. تا ما برسیم (نمیدانم چگونه؟!) نمایشگاه دوباره باز شده بود اما در بیشتر غرفه ها کسی جوابگوی بازدیدکننده ها نبود. مسئول یکی از غرفه ها که از ترس کمیته انضباطی شدنش، اسمی حتی از غرفه اش نمی بریم، گریه میکرد و میگفت : هیچکس حق ندارد با خبرنگار حرف بزند.
عصر همان روز باز هم دانشجویان تماس گرفته و از معرفی مسئولان غرفه کاریکاتور به کمیته انضباطی خبر دادند. ما هم به روی کاغذ آوردیم هر چه را که دیده و شنیده بودیم البته با استناد به اینکه در چنین مواقعی، کمترین مجازات معرفی به کمیته انضباطی است. (خصوصاً ترسیم کاریکاتور یکی از کارمندان دانشگاه و قرار دادن آن در معرض دید بازدیدکنندگان.)
پس نوشتیم فال و عشق غرفه های پژوهش را تعطیل کرد. روز بعد غرفه کاریکاتور دوباره برپا شد. اما خبر روزنامه به گوشه قبای مسئولان دانشگاه برخورده بود. حرف مسئول روابط عمومی این بود که «خود دانشجوها هم معترض هستند که چرا نوشته اید تحصن در عین حال طوماری از امضای همه برپاکنندگان نمایشگاه برای اثبات این که تحصن نکرده اند تهیه کرده ایم که برایتان فکس می کنیم». تعجب از سر و رویمان می بارید. یکی از دانشجویان تماس گرفت و گفت :«به خاطر اینکه مسئول اصلی هر غرفه را تهدید به معرفی به کمیته انضباطی کرده اند، ناچار شدیم برای نجات آنها طومار امضا کنیم.»
مسئول روابط عمومی می گفت : از روزنامه به دادگاه شکایت میکنیم به خاطر چاپ اخبار غیرواقعی. حال منتظریم تا طومار دانشجویان به دستمان برسد. طوماری احتمالاً غیرواقعی که می گوید : ما، تحصن نکرده ایم، ما راضی هستیم، ما ... اما خدا خودش بهتر میداند پشت هر امضا چه دردی نهفته است، ضمن آنکه اصلاً نمی توان فهمید تحصن در ذهن مسئولان دانشگاه به چه معناست.
با آرزوی موفقیت.




