تبليغاتX
عمران - آزاد - اهواز

با سلام.

بله، ماه پشت ابر پنهون نمیمونه. همون طوری که پیش بینی میشد روزنامه همسایه ها به این دروغ بزرگ (تکذیب اعتصاب دانشجویان در هفته پژوهش) واکنش نشون داد، چون به هر حال آبروی خودش رو در خطر میبینه.

روزنامه همسایه ها در شماره امروز یعنی دوشنبه 28 آذر (البته من آلان دارم این پست رو در بامداد روز سه شنبه آپدیت میکنم) در مورد اعتصاب غرفه های مختلف و تکذیبیه بعد از اون یک مقاله ای به نام "تحصن یعنی چه" نوشته که تمام ماجرا رو شرح داده. من فکر میکنم چندتا از دانشجویان با این روزنامه همکاری میکنن که این چنین به وقایع دسترسی داره.

شرح ماوقع و دلیل تحصن بچه ها و خبر روزنامه همسایه ها رو من در پست قبلی نوشتم. بعد از چاپ شدن اون خبر مسئولین غرفه ها تهدید به کمیته انضباطی میشن و مجبور میشن یه تکذیبیه 7 بندی بنویسن و تمام ماجراهایی رو که اتفاق افتاده با وجود صحتشون تکذیب کنن. طوری که آژند نامه رو خونده مضمون اون تکذیبیه این طوری بوده که تو بند اول به عکس اون خبر اعتراض شده بوده و این که اون عکس اصلاً هیچ ربطی به نمایشگاه نداره، در بند دوم هم ذکر شده بود که اصلاً هیچ تحصنی وجود داشته و تعطیلی به دلیل استراحت بوده، در بند سوم مشکلات پیش اومده برای آقای احسان غلامی تکذیب شده بود و دلیل تعطیلی غرفه کاریکاتور اتمام کاغذ بوده (ای بر اونجای آدم دروغگو) و همچنین در بندهای 4 و 5 مسائل و مشکلات ایجاد شده برای غرفه های ادبیات و پرستاری تکذیب شده بود (اک هی روتونو برم)و در بند 6 هم وجود آهنگ غیرمجاز تکذیب شده بود و در بند 7 و آخر به این اشاره شده بود که مسئول برگزاری نمایشگاه اصلاً هیچ اسمی رو به کمیته انضباطی معرفی نکرده؛ البته کاملاً مشخصه که بچه ها این تکذیبیه رو برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای مسئولین غرفه ها و تحت فشار حراست و روابط عمومی امضا کردن که در مقاله زیر که در روزنامه همسایه ها چاپ شده نیز به این موضوع اشاره شده.

و اما آخرین مقاله روزنامه همسایه ها در رابطه با تعصب در دانشگاه آزاد که البته لینک عکس اسکن شده روزنامه رو هم اون زیر گذاشتم تا شما روش کلیک کنید و مطمئن بشید که همه چیز مستنده:

 

تحصن یعنی چه

 

تحصن یعنی یکجا ماندن و پناهنده شدن به جایی برای بدست آوردن خواسته ای منطقی.

امسال مثل هر سال دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز، نمایشگاه پژوهش برپا کردند. دو روز مانده به پایان هفته پژوهش، خبر رسید که غرفه کاریکاتور این نمایشگاه را تعطیل کرده اند. رفتیم و دیدیم مسئولان غرفه کاریکاتور دور هم نشسته و غرفه شان خالی از کاریکاتور است. گفتند در غرفه پرستاری-مامایی، گروه خونی بازدیدکننده ها رو تعین می کرده اند که از این فعالیت مثل تفأل به حافظ در غرفه ادبیات، ممانعت به عمل آمده که آن هم صحت داشت. دانشجویان ناراضی در اعتراض به این حرکات و حمایت از غرفه های مزبور، برقها را خاموش و غرفه ها را تعطیل کردند. نمایشگاه به همین راحتی تعطیل شد. به دنبال این موضوع چند نفر از بازدیدکنندگان، با دفتر روزنامه تماس گرفتند و از ممانعت از ورودشان به نمایشگاه خبر دادند. تا ما برسیم (نمیدانم چگونه؟!) نمایشگاه دوباره باز شده بود اما در بیشتر غرفه ها کسی جوابگوی بازدیدکننده ها نبود. مسئول یکی از غرفه ها که از ترس کمیته انضباطی شدنش، اسمی حتی از غرفه اش نمی بریم، گریه میکرد و میگفت : هیچکس حق ندارد با خبرنگار حرف بزند.

عصر همان روز باز هم دانشجویان تماس گرفته و از معرفی مسئولان غرفه کاریکاتور به کمیته انضباطی خبر دادند. ما هم به روی کاغذ آوردیم هر چه را که دیده و شنیده بودیم البته با استناد به اینکه در چنین مواقعی، کمترین مجازات معرفی به کمیته انضباطی است. (خصوصاً ترسیم کاریکاتور یکی از کارمندان دانشگاه و قرار دادن آن در معرض دید بازدیدکنندگان.)

پس نوشتیم فال و عشق غرفه های پژوهش را تعطیل کرد. روز بعد غرفه کاریکاتور دوباره برپا شد. اما خبر روزنامه به گوشه قبای مسئولان دانشگاه برخورده بود. حرف مسئول روابط عمومی این بود که «خود دانشجوها هم معترض هستند که چرا نوشته اید تحصن در عین حال طوماری از امضای همه برپاکنندگان نمایشگاه برای اثبات این که تحصن نکرده اند تهیه کرده ایم که برایتان فکس می کنیم». تعجب از سر و رویمان می بارید. یکی از دانشجویان تماس گرفت و گفت :«به خاطر اینکه مسئول اصلی هر غرفه را تهدید به معرفی به کمیته انضباطی کرده اند، ناچار شدیم برای نجات آنها طومار امضا کنیم.»

مسئول روابط عمومی می گفت : از روزنامه به دادگاه شکایت میکنیم به خاطر چاپ اخبار غیرواقعی. حال منتظریم تا طومار دانشجویان به دستمان برسد. طوماری احتمالاً غیرواقعی که می گوید : ما، تحصن نکرده ایم، ما راضی هستیم، ما ... اما خدا خودش بهتر میداند پشت هر امضا چه دردی نهفته است، ضمن آنکه اصلاً نمی توان فهمید تحصن در ذهن مسئولان دانشگاه به چه معناست.

 عکس اسکن شده روزنامه

با آرزوی موفقیت.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 و ساعت 3:37 |

با سلام.

باز هم طبق معمول و طبق روال عادی و همیشگی جامعه ما یک سری افراد بدبین و کج فهم و ظاهربین در اثر یک سؤ تفاهم و مشاهده یک اشتباه سهوی کوچیک برداشت های آنچنانی کردند. بله یک سری از عزیزان رفتن پیش مسئولین که چه نشسته اید که اسلام بر باد رفت..!؟ و  چه نشسته اید که علناً در نمایشگاه بچه های رشته پرستاری در حال لخت کردن دخترهای معصوم هستن و رشته متالوژی با استفاده از آهنگ های تند و غیر مجاز و تحریک کننده و رقص نور و تاریک کردن سالن یک مجلس لهو و لعب ایجاد کرده و یک کاریکاتوریست معلوم الحال هم از فرصت استفاده کرده و به زور دخترهای معصوم و نجیب مردم رو بر سر کرسی بی عفتی نشانده و از آنها تصاویر آنچنانی !! بر کاغذ کشیده و در معرض عموم می گذارد و دخترکان بیچاره را به حال خود وا می گذارد. هیهات من الذله. یا حسین. اسلام بر باد رفت. مسلمانان با پا خیزید.

بله، این چنین می شود که ریاست بسیار بسیار محترم دانشگاه که این محترم بودنشون لحظه به لحظه بیشتر نمایان میشه به آقای ترکاشوند زنگ میزنه (به چه کسی زنگ زده..!!؟) و دستور میده که موسیقی ها رو به کلی قطع و فشار خون گرفتن رو تعطیل کنه و اون آقای کاریکاتوریست کته کله رو هم با شتل بندازه بیرون.

نتیجه این میشه که اعضای انجمن های علمی که همون غرفه داران هستن به این دستور کاملاً عاقلانه اعتراض میکنن و بعد از شنیدن سخن های بسیار قانع کننده آقای ترکاشوند کاملاً قانع میشن و به این نتیجه می رسن که کلاً باید نمایشگاه رو تعطیل کنن. بله نمایشگاه از ساعت 1:30 تا 4:30 به صورت نیمه تعطیل دراومد چون غرفه های عمران و روانشناسی و ادبیات و پرستاری و متالوژی و شیلات تعطیل و بقیه غرفه ها هم به صورت نمیه تعطیل بود (غرفه عمران حتی شروع به جمع کردن غرفه کرد) به جز غرفه مکانیک که به صورت بسیار فعال و پویا و هماهنگ و متحد با سایر غرفه ها در حال فعالیت بود. من نمیدونم این غرفه مکانیک این همه اتحاد و همدلی رو از کجا اورده؟ این شجاعتشون منو کشته. به هر حال وجود پشتیبانی آقای شهرویی و وابستگی آقای شهرویی به دار و دسته سیستم اداری دانشگاه و اون بده بستون های پشت پرده که شما بهتر میدونید که باعث همین پیشرفت رشته مکانیک شده در این رفتارها بی تأثیر نیست. اگر این همه امکانات به رشته مکانیک داده میشه در عوض مسئولین رشته مکانیک نیز در مواقع لازم حمایت های خاصی از برخی تصمیم گیری ها و جریانات و اشخاص می کنن.

بگذریم. این نوع تصمیم گیری ها و قضاوت ها پدیده نویی در جامعه ما نیست ولی تعجب از اینه که رییس یک دانشگاه بدون هیچ گونه بررسی و تحقیق و فقط بر اساس یک سری شنیده ها تصمیم بگیره و هیچ توجیهی هم برای دستورش نداشته باشه. تعجب از اینه که از فشار خون گرفتن از روی لباس و از یک آهنگ که خوانندش یک معلوم الحالیه که اتفاقاً و عمداً صداش شبیه به سیاوش قمیشیه و از کاریکاتور کشیدن یک دانشجوی هنرمند (احسان غلامی) که فقط اجازه داره از پسرها کاریکاتور بکشه و در اثر یک ناپرهیزی دو کاریکاتور از دو دانشجوی دختر و در اثر اصرار اونها میکشه یک چنین تصمیمی گرفته بشه. مثل اینکه آقای کریمی که یکی از افراد انتظاماته با شنیدن صدای آهنگ اون خواننده معلوم الحال به این تفکر رسیده که بچه ها سیاوش قمیشی گذاشتن. آخه آقای محترم، مگه شما از موقعی که از دهاتتون به اهواز اومدی تا حالا آهنگ هم گوش کردی که چنین برداشتی کردی؟

طوری که آژند برای من تعریف میکرد اعضای انجمن های علمی بعد از ساعتها بحث با آقای ترکاشوند و بعد از کوتاه اومدن اون در مورد موسیقی و کاریکاتور کشیدن تصمیم به ادامه نمایشگاه میگیرن ولی دیگه نمایشگاه اون نمایشگاه نمیشه؛ چون اون کاریکاتوریسته (آقا احسان)، کاریکاتورها و همه کارهاش رو جمع کرد و برد. بچه های عمران هم که خیلی زود تعطیل کردن و چهارشنبه و پنجشنبه هم درگیر کنفرانس های آقایان جنابی، گندمکار و رئوفی هستن و به عبارتی غرفه عمران از روز چهارشنبه نیمه تعطیله و غرفه روانشناسی همه تقریباً به همین صورته ولی تا دلتون بخواد غرفه مکانیک با انرژی به کارش ادامه میده.

تنها اثر این رفتارها، دلسرد شدن بچه هاییه که بدون هیچ گونه چشم داشتی و فقط از روی علاقه با وجود این همه مشکلات و کمبودها دارن زحمت میکشن، که دود این حماقت ها، هم تو چشم مسئولین میره و هم تو چشم دانشجویان آینده.  

 

و اما بازتاب این ماجرا ...

البته تا حدودی پیش بینی میشد که این ماجرا و این اعتراض بازتاب داشته باشه و خبرش بپیچه ولی نه تا این حد..!؟ کسی فکر نمیکرد که این خبر به این وسعت پخش بشه. بله، روزنامه همسایه ها با گذاشتن یک عکس بزرگ از دانشگاه، این موضوع رو به طور کامل تشریح کرد و این ماجرا رو به گوش همه رسوند. واقعاً جالبه! هنوز هم برای همه تعجب آوره که روزنامه همسایه ها چطور به این سرعت به این خبر پی برده و در این وسعت روی اون مانور کرده؛ آیا کسی به این روزنامه خبر داده یا اینکه بعضی دانشجویان با این روزنامه همکاری میکنن..! به هر حال دستش درد نکنه، خبررسانی خوبی کرد و حرف دل بچه ها رو گفت.

و اما عکس العمل دانشگاه در برابر این خبر روزنامه همسایه ها ...

بله صددرصد دانشگاه عکس العمل نشون میده چون آبروی خودش رو در خطر میبینه، چونکه هر عقل سلیمی که این ماجرا رو میشنوه رأی به بیگناهی دانشجویان میده. طبق معمول این دانشجوهای بدبخت و بی پناه هستن و حراست بی منطق. بله، بچه ها مجبور شدن که یک تکذیبیه بنویسن و همه ماجراها رو تکذیب کنن تا براشون مشکلی اعم از کمیته انضباطی و از این جور مسئله ها پیش نیاد؛ جالبه که چیزی رو تکذیب کردن که همه دیدن، و تکذیب کردنش مثل انکار وجود خورشید به علت ابره.

البته تا همین جاش هم کافیه چون دانشجوها زهر چشم خوبی از مسئولین گرفتن و همین که این اعتراض به روزنامه ها کشیده شد خودش کافیه. شاید این مسئله دست عبرتی بشه برای مسئولین که بدونن دانشجویان قدرتی دارن که نمیشه به این آسونی سرکوبش کرد. روی صحبت من با شما عزیزانه که ببینید یک اعتراض ساده به چه شکل در روزنامه ها بازتاب پیدا کرد. من برای همه عزیزان اعضای انجمن علمی که در برابر حرف زور ایستادن و بعداً مجبور شدن بر خلاف میلشون زیر اون تکذبیه رو امضا کنن آرزوی موفقیت می کنم.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384 و ساعت 18:38 |

با سلام.

بله همون طوری که قول داده بودم عکسهای نمایشگاه به دستم رسید و من هم سه تا عکس رو که از بقیه بهتر بودن رو گذاشتم تو وبلاگ.

عکس اول مربوطه به بازدید دکتر طاهری ریاست واحد از غرفه عمران در زمان افتتاح نمایشگاه. من از سمت راست افراد رو معرفی می کنم؛ میثم صدریان زاده، دبیر انجمن علمی واحد اهواز که پیرهن آبی تنشه، دکتر طاهری ریاست دانشگاه آزاد واحد اهواز که یک سری کاغذ و بروشور دستشه، آقای عالمیان مدیر کل حراست دانشگاه که عینک به چشم داره که بهتره شما بشناسینش و نفر سمت چپ هم مهدی طهماسیان از اعضای انجمن علمی عمرانه که یک پلیور آبی به تن داره.

 

 

 

عکس دوم هم مربوطه به بازدید آقای گندمکار از غرفه عمران که در عکس، در کنار دبیر انجمن ایستاده.

 

 

 

و عکس سوم هم نمادیه از یک دانشجوی عمران که به زیبایی تمام و توسط یکی از بچه های رشته عمران کشیده شده که اگر اشتباه نکنم اسمش احسان غلامین هست.

 

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384 و ساعت 22:27 |

با سلام

امیدوارم که در حال سپری کردن اوقات خوبی باشید.

بله همین طور که از تیتر این پست مشخصه، می خوام در مورد نمایشگاه هفته پژوهش و غرفه انجمن علمی عمران صحبت کنم.

در مورد خود نمایشگاه هفته پژوهش و فلسفه ایجاد اون، همه اذعان داریم که حرکت خوب و مثبتی در راستای شکوفایی علم دانشجویان و تحقیقات و پژوهش های دانشگاهی و تعامل بیشتر رشته ها و آشنایی دانشجویان با رشته هایی غیر از رشته خودشونه. به هر حال هر سال حداقل یک بار لازمه که دانشجویان دستاوردهای علمی – تحقیقیشون رو معرفی کنن و به نمایش بزارن. من سابقه تشکیل این نمایشگاه رو از سال 81 به یاد دارم که اون موقع نمایشگاه در پارکینگ دانشگاه برپا شد که بارش بارون، نمایشگاه رو بدجوری ریخت به هم. از اون موقع تا حالا هر سال این نمایشگاه در هفته پژوهش برپا میشه؛ ولی کیفیت این نمایشگاه هیچ وقت باب میل دانشجویان نبوده و هیچ وقت دانشجویان به این نمایشگاه اهمیت زیادی ندادن و اون رو جدی نگرفتن با اینکه بچه های عضو انجمن های علمی برای برپایی غرفه هاشون خیلی خیلی زحمت می کشن؛ حمایت نکردن دانشگاه از یک طرف و در نتیجه، کمبود امکانات هم از طرف دیگه باعث شده که انجمن های علمی هر ساله همون وسایل و همون بروشور ها و همون توضیحات سال قبل رو به دانشجویان ارائه بدن و باید جوابگوی انتقادات دانشجویان هم باشن.

حالا در این بین غرفه عمران در مقایسه با غرفه های دیگه شرایط بهتری داره که چند دلیل داره. یکی از این دلایل، وسعت و گستردگی رشته عمرانه که شامل گرایش های مختلف، اعم از سازه های فولادی و بتنی، سازه های هیدرولیکی، عمران نقشه برداری، راهسازی، خاک و ... هست . این موضوع دست دانشجویان عمران رو برای معرفی رشته عمران باز میزاره.

دومین دلیل موفقیت نسبی غرفه رشته عمران نسبت به غرفه های دیگه، فعال بودن بچه های انجمن علمی واحد اهوازه. انجمن علمی دانشگاه آزاد اهواز در بین انجمن های علمی دانشگاه های سراسر کشور همیشه یکی از فعال ترین ها و پرافتخارترین انجمن های علمی بوده؛ که البته دلیل این ادعای من افتخارات کسب شده توسط این انجمن در طی سالهای گذشته است. البته فکر میکنم شما هم مثل من با افتخارات کسب شده انجمن علمی زیاد آشنا نیستید که من امیدوارم تا پنج شش روز آینده، آژند در یک پست مفصلاً فعالیت ها و افتخارات کسب شده عمران را توضیح بده.

و اما در مورد نمایشگاه هفته پژوهش امسال...

امسال بعد از تقسیم غرفه های درون سالن مطالعه و مشخص شدن جایگاه غرفه هر رشته و دست به کار شدن انجمن ها برای طراحی غرفه ها، بسیج ادعا میکنه که تمام فضای ورودی شهید بهشتی رو برای غرفه هاش میخواد(چیزی در حدود هشت غرفه) که با اعتراض انجمن های علمی سایر رشته ها روبرو میشه ولی با وجود همه این اعتراض ها که حتی تا مرز تعطیلی نمایشگاه پیش رفت باز هم زور انجمن های علمی به بسیج نرسید و تمام فضای درون ساختمان شهید بهشتی به بسیج تعلق گرفت. بسیج که توانایی طراحی این همه فضا را نداشت هر کدام از این غرفه ها رو به اعضای بسیج در رشته های مختلف داد که البته اسم هسته علمی اون رشته رو روی غرفه ها گذاشتن که حتماً وضعیت و کیفیت این غرفه ها رو به چشم خواهید دید و با غرفه اصلی اون رشته مقایسه خواهید کرد. بله، به دلیل این مشکلات به وجود آمده و نتوانی غرفه داران هسته های علمی (اعطایی از طرف بسیج) در طراحی به موقع غرفه ها و به دلیل حضور نداشتن ریاست دانشگاه در واحد و بی نظمی و ناهاهنگی تمام در برنامه های آقای ترکاشوند (مسئول برگزرای نمایشگاه)، افتتاخ نمایشگاه به تأخیر افتاد و بالاخره در ساعت 14:30 با تشریف فرمایی ریاست واحد و بازدید از غرفه ها، نمایشگاه افتتاح شد. نکته قابل ذکر اینه که بسیج در قبال اعطای غرفه به هسته های علمی همه اونها رو مجبور کرد در هنگام بازدید ریاست دانشگاه، چفیه به گردن بندازن که بسیج این غرفه های علمی رو به پای خودش تموم کنه.

اگر از نمایشگاه امسال عکسی به دستم رسید حتماً اون رو تو وبلاگ میزارم.

و اما مهم تر از همه کنفرانس های هفته پژوهشه؛ امسال رشته عمران سه کنفرانس ارائه کرده که در مقایسه با سالهای قبل واقعاً قابل تقدیره. در سالهای قبل در بخش سخنرانی و کنفرانسها رشته عمران حرفی برای گفتن نداشت ولی امسال با وجود کنفرانس بسیار تخصصی و جالب آقای گندمکار که مدیر گروه رشته عمرانه و آقای رئوفی که موضوع کنفرانسش بسیار علمیه و مهندس یاسر جنابی که از فارغ التحصیلان همین دانشگاهه که موضوع کنفرانسش بسیار جالبه، رشته عمران حرفی برای گفتن داره که امیدواریم این روند در سالهای بعد نیز تداوم داشته باشه.

این هم برنامه سخنرانی های رشته عمران که همه ما در حد توانمون باید در اونها شرکت کنیم و به اساتید ثابت کنیم که ما دانشجویان از این گونه حرکت های علمی کاملاً حمایت می کنیم.

 

۲۳/۹/۸۴         ۱۲- ۱۰            آمفی تئاتر ساختمان بهشتی

اصول ساخت خرپا با  ماکارونی                      مهندس ياسر جنابی

 

 

۲۳/۹/۸۴         ۱۶- ۱۴            آمفی تئاتر ساختمان بهشتی

آناليز ديناميکی سازه های لغزشی با در نظر گرفتن اثرات اندرکنش خاك و سازه       مهندس گندمکار   

 

 

۲۴/۹/۸۴     ۳۰/۱۴- ۱۳           آمفی تئاتر ساختمان بهشتی

دستور العمل طراحی  بدنه ی سدهای دو قوسی          مهندس رئوفی  

 

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در شنبه نوزدهم آذر 1384 و ساعت 23:55 |

با سلام خدمت شما دوستان

سلام به شما دانشجویان علم و فرهنگ و اندیشه، شما عزیزانی که برای تعالی و رشد، وارد دانشگاه شدید. سلام به شما عزیزانی که پیرو راه تحصیلکردگانی چون مصدق ها و شریعتی ها و بازرگان ها هستید و همچنین خیل عظیمی از عزیزانی که از علم خودشون برای اعتلاء و رشد و پیشرفت این مملکت از جون مایه گذاشتن. سلام به شما عزیزانی که فرهیخته ترین قشر این مملکت را تشکیل می دهید و ایران آینده، چشم به چشم شما دوخته.

آره، دیروز 16 آذر روز دانشجو بود. اصلاً متوجه شدید؟

خیلی جالب بود؛ تا به حال این چنین بی تفاوتی رو تو دانشگاه در این چند سال تحصیلم ندیده بودم. دریغ از یک جلسه مرتبط با دانشجو و قشر دانشجویی؛ خیلی عجیبه. دریغ از یک تبریک خشک و خالی. هیچ اشاره ای به این موضوع نشد. از اون طرف گروه ها و تشکل های مختلف هم هیچ برنامه خوب و منسجمی تدارک ندیده بودن؛ البته باید حق بدین چون این روز، بیشتر برای انجمن کانون اسلامی (کانون اسلامی رو با جمعیت اسلامی اشتباه نگیرید چون این دو تا زمین تا آسمون با هم تفاوت دارن) اهمیت داره که کانون اسلامی چندین ماهه از طرف دانشگاه منحل شده. آیا دانشگاه های دیگه هم روز دانشجو رو به این صورت طی میکنن؟ آیا دانشجویان دانشگاه های دیگه هم همین قدر به روز دانشجو بی تفاوتن؟

واقعاً چی شده؟ چی به سر قشر دانشجو اومده؟ مگه همین دانشجوها نبودن که ارکان اصلی مبارزه با استبداد پهلوی رو تشکیل می دادن و یک انقلاب رو رهبری کردن؟ اون قشر دانشجو کجا رفت؟ بر سر اون تفکر و بینش و قدرت تحلیل چی اومده؟ زمانی همراستایی با قشر دانشجویی هم قدرت می اورد هم منزلت. هر نماینده مجلسی برای رأی اوردن خودش رو به دانشجوها نزدیک می کرد و روی رأی اونها سرمایه گذاری و برنامه ریزی می کرد.

البته جواب سؤال هام مشخصه. اون جایگاه و ارج و قرب اجتماعی باید محدود میشد چون دانشجو همیشه منتقده؛ هیچ وقت سر خم نمیکنه و تعصب و باندبازی جلوی چشم حقیقت بینش رو نمیگیره، پس باید این جایگاه و این قدرت یک جوری کنترل میشد؛ چون داشت منافع بعضی ها رو به خطر می انداخت.

آره بالاخره کنترل شد. جریانات 18 تیر و ...

بیائید به یاد دانشجویان شهیدی که یا در جبهه و برای دفاع از خاک وطنشون و یا در بازداشتگاه ها و شکنجه گاهها برای آزادی و آزادگی میهنشون جونشون رو بی ارزش دیدن، لحظه ای تأمل کنیم.

این شعر با اینکه امروزه مضمون سیاسی پیدا کرده و ازش سو استفاده های سیاسی میشه ولی برای من همیشه یادآور حال و هوای دانشگاه رو داره. پس بیایید اون رو دوباره زمزمه کنیم.

 

یار دبستانی من

با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما

بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو

رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم

مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما

هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب، بد اگه بد

مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این

پرده ها رو پاره کنه

کی میتونه جز من و تو

درد ما رو چاره کنه

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 و ساعت 23:55 |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز

در این پست میخوام به صحبت های یک معترض که با اسم "سلام" نظر داده بود جواب بدم و هدف و تفکرم رو در مورد یک سری از اساتید برای شما عزیزان روشن تر کنم؛ البته باید متذکر بشم که من هیچ احتیاجی به جواب دادن و دفاع از وبلاگ در برابر تهمتی که این آقا زده ندارم، چون رفتار و گفته های من بهترین دفاعه و خدا رو شکر که تا حالا، هم مقبول شما مخاطبان و همراهان عزیز بودم و هم مقبول اساتید(در این مورد آخری بعداً توضیح میدم.)

من ابتدا به شما پیشنهاد میکنم برید و در قسمت نظرات پست قبلی (پست پایینی) نظر این آقا و تهمتشون رو بخونید.

کلاً در کار رسانه و ارتباطات جمعی همیشه افرادی هستند که نظرشون با نظر اکثریت یکسان نیست و همیشه نظر متفاوتی دارن که به نظر من دو دلیل میتونه داشته باشه؛ یا اینکه این افراد کلاً شناخت و نگاهشون تفاوت داره که بر میگرده به شخصیتشون که ممکنه خیلی بدبین و یا خیلی خوشبین باشن که در هر حال به این افراد خورده ای گرفته نمیشه چون این نظر از درونشون نشأت گرفته.

و اما گروه دوم. به نظر من گروه دوم گروهی هستند که این اختلاف نظرشون ناشی از وابستگی این افراد به جریان یا افراد خاصی هست، یعنی در حال حاضر منافعشون رو به دلیل عقایدی که در اون رسانه حاکم هست در خطر میبینن و برای جلوگیری از، از بین رفتن منافعشون میخوان کاری بکنن. برای مصداق گروه دوم در رشته خودمون میتونیم از آقای گودرزی(که تقریباً بالای 35 سال سن داره) نام ببریم که حتماً بچه های سال بالایی ایشون رو میشناسن و یا حداقل ایشون رو دیدن و متوجه وضعیت و سطح علمی این آقا و اختلاف این سطح علمی با نمره های کسب شده توسط این آقا شدن. با کمی دقت میتونید متوجه بشید که اکثر قریب به اتفاق دروس پاس شده ایشون با دو استاد مشخص و عزیز و مکرم یعنی آقای ساجدی و آقای تمنا هست، پس اگر چنین شخصی از آقای تمنا یا ساجدی حمایت بکنه بی دلیل نیست. امثال این آقا هم متأسفانه در دانشگاه و رشته ما کم نیستن؛ چه بسیار افرادی که به وسیله بلندی تار ریششون از ساجدی نمره گرفتن و پاس شدن. من امیدوارم این آقایی که تهمت زده که ما با آقای گندمکار کنار اومدیم از گروه دوم نباشه.

ببین آقای محترم هیچ احتیاجی نیست که من یا وبلاگ، جواب تهمت شما رو بدیم چون بقیه مخاطبین این وبلاگ جواب شما رو دادن و شما میتونید با کلیک کردن بر روی نتایج نظرسنجی دوم جواب همکلاسی ها و هم رشته ایهای خودتون رو ببینید و جوابتون رو بگیرید. به نظرت چرا آقای ساجدی در صدر نظرسنجی قرار داره؟

ولی اگر جواب و نظر من رو میخواهی باید بگم که من این وبلاگ رو در 23 بهمن سال 1383 تأسیس کردم که همین طور که خودت میدونی اون موقع مدیرگروه عمران کسی نبود جر آقای ساجدی. خب چرا من با آقای ساجدی کنار نیومدم؟ آقای ساجدی با اون وضعیت و اخلاقش خیلی بیشتر از آقای گندمکار احتیاج به حمایت داشت چون کسی قبولش نداشت. اگر قرار به ساخت و پاخت و کنار اومدنه، ما اون موقع هم برای منافعمون باید با آقای ساجدی کنار می اومدیم و این در حالیه که ما همیشه منتقد ایشون بودیم.

در ضمن آقای گندمکار و آقای احمدی دروسی رو تدریس میکنن که مربوط به ترم 5 و 6 هست و من چندین بار اعلام کردم که فقط 1 یا 2 ترم دیگه بیشتر تو این دانشگاه نیستم.

شما تو نظرتون اشاره ای به مدرک آقای ساجدی کردی و گفتی که از صنعتی شریف مدرک گرفته؛ در این مورد باید بگم که ما هیچ وقت نه به سواد آقای ساجدی و نه حتی به سواد آقای تمنا ایرادی نگرفتیم و تمام صحبت های ما حول نحوه تدریس و اخلاق این دو نفر و ارتباطشون با دانشجویان بوده. وقتی فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف نتونه تحلیل یک تیر ساده دو سر مفصل رو به طور کامل یاد دانشجو بده به چه دردی میخوره ...!؟

و اما در مورد پر بودن سکشن های آقای ساجدی؛ این رو دیگه به من نگو. مثل اینکه من خودم تو همین دانشگاه دارم انتخاب واحد میکنم و درس میخونم. وقتی که دو ترم پیش آقای ساجدی تمام سکشن های تحلیل2 رو خودش گرفت انتظار داری سکشن هاش پر نباشه...!؟ دانشجوها برن با کی بگیرن؟ با دیوار؟ به هر حال باید یه جوری کتاب هاش رو میفروخت یا نه؟ در این مورد خیلی شک داری میتونی امتحان کنی؛ بزار یک ترم در درس تحلیل1 یا تحلیل2 چندین استاد متفاوت اعم از آقای گندمکار و حتی آقایان جرجرزاده و یا رمضان نیا سکشن ارائه بدن اون وقت ببین کسی با آقای ساجدی درس میگیره یا نه. میانگین نمره های سکشن های استاتیک ترم قبل آقای ساجدی به 9.8 نمیرسید؛ این مسئله جواب همه ابهامات جنابعالی رو میده فقط کافیه کمی چشم باز کنی و منافعت رو برای لحظه ای نادیده بگیری. خدا همه ماها رو به راه راست هدایت کنه.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 و ساعت 22:1 |

سلام.

بله. حتماً شما هم مثل من از روز اول دانشگاه تا به الآن با این مسئله پیج کردن تو دانشگاه مواجه بودید .

از

آقای .... به دفتر ریاست. آقای ... به دفتر ریاست.

خانم ... به معاونت آموزشی. خانم ... به معاونت آموزشی.

مش کریم بدو آبدارخونه دو تا چایی بریز. مش کریم بدو آبدارخونه دو تا چایی بریز.

اسی جون بدو دم در دانشگاه خانومت کارت داره!!؟ اسی جون بدو دم در دانشگاه خانومت کارت داره!!؟

اسی مگه با تو نیستم؟ اِ؟ بلند شو بینم ..!؟ میام برات ها ...!!؟

گرفته تا اعلام برنامه امتحانی در روزهای امتحانات و اعلام همایش روز که در ساعت فلان با حضور نماینده سازمان مرکزی برگزار میشه.

جدیداً هم به بهانه و مناسبت هفته بسیج بلندگوهای دانشگاه برای دقیقه ای خاموش نمیشن. ما نمیدونیم تو بازار عبدالحمید درس میخونیم یا دانشگاه؟ به خدا بازار عبدالحمید هم اینقدر سر و صدا نداره. آقا همایش برگزار کردید که کردید؛ گناه ما چیه؟ ما چه گناهی کردیم که شما همایش برگزار میکنید و فلان شیخ عجل رو دعوت میکنید برای نشر علم و تخصصش؟ از 3 ماه قبل یک پارچه می زنید به اون بزرگی که میتونید تموم دانشجویان رو باهاش کفن کنید، دو هفته مونده به همایش، تمام دانشگاه از در دانشگاه تا اون آخرین توالت دانشگاه رو پر میکنید از کاغذ و اطلاعیه و بروشور، خود روز همایش، از ساعت 5:30 صبح تا 30 ثانیه مونده به شروع همایش یه بلندگو میدید به یکی از عزیزان خوش صدای دانشگاه !! که هر دو دقیقه یک بار برنامه اون روز رو اعلام کنه. نتیجه این که، کلاً 10 نفر میان برای اون همایش که 9 نفر بعد از توزیع آبمیوه بلند میشن میرن.

آخه این چه جور اطلاع رسانیه؟ این چه جور تبلیغه؟ آیا واقعاً دانشگاه های دیگه هم به این شکل عمل میکنن؟ تو بیمارستان هم این جوری کسی رو پیج نمیکنن که تو دانشگاه ما پیج میکنن. من نمیدونم کدوم کم خردی اجازه پیج کردن تو ساعت 10 صبح که اغلب کلاس ها پر هستند رو صادر میکنه. اون هم با این صدای بلند. این عمل شما توهین به شعور دانشجو و شخصیت استاده. اگر شما برای خودتون شخصیت قائل نمیشید برای استاد شخصیت قائل بشید. آقای توحیدی انتهای وقت کلاس دیگه حتی نمیتونست جمله بندی بکنه. تا میومد به سؤال یکی از بچه ها جواب بده هی یارو با اون صدای نخراشیدش میرفت تو اعصاب کلاس و مخصوصاً آقای توحیدی: "بسمه تعالی، برنامه همایش امروز ....... " .

مطمئن باشید این جوری نمیتونید همایشتون رو شلوغ کنید؛ برید یه آدم درست و حسابی بیارید که سرش به تنش بیارزه، که وقتی دانشجو میشینه پای صحبت هاش لذت ببره نه اینکه به این نتیجه برسه که این شخص رو برای این اوردن که روی افکارش تأثیر بزاره. شما کی یکی از اساتید و یا نویسندگان معروف کشور رو دعوت کردید؟ شما کی بعد از یک زلزله بزرگ یک استاد بزرگ رشته عمران رو دعوت کردید؟ شما کی بعد از مطرح شدن فلان ناهنجاری اجتماعی یک محقق بزرگ مسائل اجتماعی رو دعوت کردید؟ تو ایام انتخابات مجلس، دانشگاه شده بود تریبون ثابت آقای سودانی. کی شرکت میکرد...!؟

وقتی مسئولی که انتخاب میشه بر اساس شایسته سالاری نباشه، وقتی که مسئولی که در مسندی مدیریت میکنه به ارباب رجوع خودش جوابگو نباشه و مهمتر از همه اینها وقتی که صاحب اصلی اون نهاد یا سیستم (در اینجا دانشجویان) به این مسائل بی اهمیت باشند یا اینکه اعتراض رو در توان خودشون نبینن نتیجه بهتر از این نمیشه.

مگه توهین چیه؟ مگه بی احترامی چیه؟ حتماً باید کسی بیاد و جلوی شما رو بگیره و مستقیماً به شخص شما توهین کنه؟ آیا اینکه در حین کلاس صدای مارش نظامی و خبر آزاد شدن خرمشهر رو بشنوید و حواس همه اعم از استاد و دانشجو پرت بشه، توهین نیست؟ بی احترامی نیست؟ این یعنی اینکه کسی به کلاس و تقدس کلاس اهمیتی نمیده...! مهمتر از همه تبلیغات آقایونه. شما باید متوجه هفته بسیج بشید، مجبورید، حتی اگر مایل نباشید و حتی اگر نخواهید. این اجبار حتی اگر به قیمت تعطیل شده همه کلاس ها و پاره شدن گوش شما باشه. شما مجبورید که از وسط ایستگاه صلواتی بسیج رد بشید، شما مجبورید که صدای بلندگوهای چند هزار آمپلی فایری رو بشنوید، شما مجبورید .....

و خیلی اجبارهای دیگه....

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 2:13 |

با سلام خدمت شما عزیزان

باز هم از تأخیر در آپدیت کردن وبلاگ معذرت میخوام، ولی این تأخیر دلایلی داره که بعداً متوجه خواهید شد و ما رو خواهید بخشید. قرار بود نویسنده جدید خودش رو معرفی کنه و البته به همراه اخبار دوازدهمین همایش سراسری انجمن های علمی دانشگاه های سراسر کشور و مقام و جایگاه انجمن علمی دانشگاه ما در این همایش که کمی دیر شد ولی بالاخره مطلبش رو برای من میل کرد؛ پست پایینی مربوط به ایشون هست با اسم مستعار آژند. من از همین جا براش آرزوی موفقیت میکنم.

و اما ...

من چند روز پیش که داشتم به وبلاگ های اهوازی سر میزدم و آخرین مطالبشون رو میخوندم در یکی از وبلاگ های خوب اهوازی که اتفاقاً نویسنده اون وبلاگ (مهدی محسنی با اسم مستعار وارطان) همکلاسی ماهاست و یکی از بچه های عمران واحد اهوازه به خبری برخوردم که واقعاً من رو شگفت زده کرد. من هیچ وقت فکر نمیکردم در دانشگاه که محل فرهیختگی و کسب علم و معرفته یک چنین مواردی پیش بیاد؛ یا حداقل فکر نمیکردم یک سری موارد و یک سری اشخاص مشکل دار به این شدت گسترش پیدا کنن که وضعیت به اینجا برسه که ...!!؟

بهتره خودتون برید و مستقیماً خبر رو در وبلاگ جمهور بخونید.(کلمه آبی رنگ جمهور، لینک هست و شما با کلیک کردن بر روی اون وارد وبلاگ جمهور  و اون مطلب خاص میشید.) از این به بعد اگر خواستم از سایت یا وبلاگی نقل قول کنم خود اسم سایت رو به صورت لینک خواهم گذاشت و شما میتونید با کلیک کردن بر روی اسم اون سایت یا وبلاگ خبر رو مستند بخونید. در ضمن رنگ همه لینک ها همیشه آبی کم رنگ یعنی به شکل همین لینک وبلاگ جمهور خواهد بود.

من نمیدونم نقش حراست دانشگاه در این مکان که اصطلاحاً و اتفاقاً و شوخی شوخی دانشگاه نامیده شده(چه شوخی بی مزه ای) چیه، ولی اگر این خبر رو خوندن بهتره برن یک تحقیق و بررسی بکنن؛ چون خیلی زشته که دانشجویان چنین اخباری رو قبل از حراست متوجه بشن و بعد برن اطلاع بدن. من نظرم رو با گذاشتن این لینک در وبلاگ صنفیمون اعلام کردم، دیگه نظر دیگه ای نمیدم.

خواهشاً بعد از خوندن خبر، نظر خودتون رو در وبلاگ من بدید چون میخوام بدونم نظر شما در این مورد چیه. اگر کسی خبر دیگه ای هم در این رابطه داره حتماً بگه. منتظر نظرات شما هستم. شما هم منتظر یک اتفاق خوب باشید. یا علی.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 2:32 |

عاقبت ای خاک جان بخش وطن میسازمت          با هزاران شیوه گر ویران شوی میسازمت

گاهی بیلم در کف و گاهی قلم یعنی که من        با قلم یا بیل ای خاک وطن میسازمت

 

و ما حرکتی نو را آغاز کردیم. حرکتی در قالب دانشگاه، و در راستای اعتلای دانشگاه، که نتیجه آن اعتلای جامعه است و فرهنگ؛ و همیشه گفته ام دانشگاه نقطه عطف یک ملت است؛ و البته عطف به نیکی.

عمر کوتاه دانشگاه آزاد اهواز همواره شاهد فعالیت های بزرگی بوده که موجب تحسین همگان گردیده است، اما متأسفانه در چند سال اخیر به موازات پیشرفت دانشگاه شاهد افزایش بعضی موارد منفی نیز بوده ایم؛ که این موضوع در گروه عمران به نسبت قدمت و حساسیت و مسئولیت آن بیش از دیگران جلوه می نماید. امید آن است بتوان با همکاری دوستان وبلاگ نویسم گامی مؤثر در جهت اصلاح گروه عمران بردارم؛ بی شک حمایت دوستان آگاهمان بزرگترین کمک در جهت اصلاح نواقص خواهد بود.

آژند

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 2:12 |


Powered By
BLOGFA.COM


Hit Counter
Hit Counter
دریافت کد
>>فرم اشتراک<<