با سلام خدمت شما دوستان عزیز
امیدوارم که در این چند روز انتخاب واحد که تلخ ترین و زشت ترین و سخت ترین روزهای تحصیلمونه موفق باشید؛ البته میدونم که تو انتخاب چیزی به نام موفقیت معنا نداره و کلاً سر تا پا شکسته! از نبود سکشن ها و تداخل ها تا کم بودن اپراتورها و بی نظمی و شلوغی ما دانشجویان که دلیل خاصی هم نمیشه براش پیدا کرد چون وقتی که سکشن نباشه، دیگه نیست حالا چه هل بدیم چه هل ندیم!
من بعد از اتمام انتخاب واحد در مورد اون مفصل خواهم نوشت و شاید چندین پست رو به انتخاب واحد این ترم اختصاص بدم؛ البته سری مقالات بررسی ترم قبل هم هنوز مونده!
و اما برسیم به آخرین صحبت دوست جدیدمون(البته فکر میکنم ایشون از مخاطبین قدیمی وبلاگ هست ولی جدیداً نظر میده) که البته فکر میکنم آخرین مطلب من در مورد صحبت های این دوستمون باشه چون بحث های این چنینی که اتفاقاً باعث رفع سؤتفاهم ها هم میشه خوبه ولی اگر ادامه پیدا کنه کمی ملال آور و خسته کننده میشه و اثر خودش رو از دست میده و تبدیل به مجادله های زبونی میشه.
اگر بین دوستان کسی هست که از ماجرای بحث انتقادهای این دوستمون و جواب ما به ایشون بی اطلاعه، میتونه ابتدا پست مربوطه رو بخونه و بعد این پست رو.
قسمت اول
خب حالا شما نظر جدید این دوستمون رو بخونید و در ادامه جواب من رو که در زیر اون هست میتونید ببینید.
با سلام خدمت شما دوستان عزیز دست اندر کار وبلاگ.
خیلی خوشحال شدم از اینکه دیدم جواب چند سئوالم رو خوب و با متانت دادین.
من اصلا قصدم توهین به شما یا هیچ کدوم از بچه های انجمن علمی نبود فقط واسم جای سئوال و شگفتی بود که شما چطور خبرهای دست اول گروه عمران رو که هیچ کدوم از بچه ها ازش خبر ندارن رو دارین که با توضیحات شما تا حدودی ولی نه کاملا از ابهامم کم شد ولی بازم جای تعجبم اینجاست که شما همیشه از این آقایون مدیرگروه تقدیر میکنین و چرا هیچ وقت ازشون انتقاد نمیکن چرا که خیلی از بچه ها از دست این آقایون گله دارن. برای مثال تو همین ترمی که گذشت شنیدم سر امتحان سیالات، احمدی رفته به اونایی که با حقیقی سیالات داشتن(با اون حالت تمسخر همیشگیش گفته :""میبینم آقایونی که با آقای حقیقی درس رو گرفتن خیلی رلکسن!!!اونایی که با من سیالات داشتن 60% حذف کردن.ولی یه خبر خوب براتون دارم. سئوالات سیالات رو من طرح کردم حالا ببینم چه میکنین؟!!!!!""
و تا اونجاییم که شنیدم ولی برام غیر قابل هضم بوده خودش برگه های حقیقی رو تصحیح کرده. از صحتش مطمئن نیستم چون اگه واقعیت داشته باشه فاجعست.
خودتون ببینید کسی که به اصطلاح مدیر گروهه چطور بچهگانه و انتقامجویانه با دانشجوها صحبت میکنه و چطور قدرتنمایی میکنه!
و اینکه در طول ترم قبل و ترمی که پیش رو داریم اساتیدی رو از دزآب آورده چه اینکه بعضیاشون اصلا تجربه تدریس و اون کیفیت لازم رو به اذعان خیلیهایی که باهاشون درس داشتن رو ندارن. فقط به صرف همکار بودن بااحمدی در دزآب...
(البته به جز دکتر سامانی که شما هم گفتی,((که اونم حتما حکمتی داره !)) )
هرچند در زمان مدیریت گروه قبلی هم اولویت با آب وبرقیا بود!خلاصه اینکه عزیز ما شدیم گوشت قربونی.بگذریم که این دل تنگم غصه ها دارد...
جونم اینو بگه که اینجانب اصلا قصد کل کل کردن با شما یا کشف این که شمای نوعی کی هستی رو ندارم فقط میخواستم که اگه قراره جلسه ای باشه که دانشجوها بیانو انتقاد کنن جوری باشه که همه مطلع باشن نه فقط افرادی اندک(نمیگم خاص که ناراحت نشین!)
هرچند ما هرباری که تو این دانشگه اعتراضی کردیم ضربشو خوردیم و به قولی داد و فغانمون در برابر ناملایمات بلنده ولی چند صباحیه که بنا به تجربه مبنی بر آب در هاون کوبیدن محافظه کار شدم و کنج عزلت گزیدم تا این چند صباح باقی مونده رو به سلامت بگذرونم و اینکه میبینی این همه به خودم زحمت دادم و فارسی تایپ کردم واسه اینه که وبلاگ شما رو فرصتی میبینم که میشه لا اقل بچه عمرونیا رو از اوضاع و احوال موجود با خبر کرد و همینجا باز هم به خاطر زحمتی که میکشین و وقتی که میذارین تشکر میکنم.
خیلی دیگه حرف دارم مثلا راجع به اینکه گفتی مدیرگروها ما رو نمیشناسن و راجع به اینکه ما از جشنوار عمران تا به حال اسمی نیاوردیم (که اینجا اوردین)وقس علی هذا
ولی به دلیل اینکه میترسم اینطور القا بشه که من با شما پدر کشتگی دارم که همش دارم چوب لا چرختون میذارم از ادامه بحث به صورت علنی خودداری میکنم و اگه آدرس ایمیلی بدی که من بتونم باهات ارتباط برقرار کنم (همونطور که خودتم اشاره کردی)هم برای روشنتر شدن ذهن من !هم بالاخره اخبار و اطلاعاتی که ممکنه من داشته باشمو شما نداشته باشی خوبه.
راستی راجع به اون دوستمونم که گفته بود:""این برادر عمرونی هم احتمالن درسهای نسبتا زیادی رو با استادش ساجدی پاس کرده! احتمالا خودش هم سیده! زیاد توجه نکن بهش"" بگم فنچ عزیز! اولا که من درسای زیادی رو با استادم! ساجدی پاس نکردم، مثل اکثر بچه ها تحلیل و استاتیک رو که منحصر به خود ساجدی و گندمکار بود رو برای فرار از بدتر به بد باهاش گرفتم که فکر نکنم محکومم کنی چون در این صورت باید نزدیک به نصف عمرونیا رو محکوم کنی! ثانیا من سید نیستم هرچند اگه بودم افتخار میکردم. ثالثا حرفایی که من در مورد بد گویی از ساجدی و تعریف از گندمکار و احمدی به جوجه بنا گفتم دلیل بر موافق بودن با عملکرد پیشین ساجدی نیست چرا که همون موقع هم از خیلی طرز برخورداش با دانشجوها بیزار بودم و منتقد سرسختش بودم ولی اینو هم از یاد نمیبرم که به اذعان دوستان کار راه بنداز بود(هرچند بگیرو نگیر داشت!!!)
همونطور که گفتم این قصه سر دراز دارد و ما بهتره که دست به اسمون بلند کنیم و از حضرتش طلب عاقبت به خیری تو این ویرانه بیقانون داشته باشیم و با هم متحد باشیم که همانا رمز موفقیت ما وحدت ماست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جوجه بنای عزیز در پایان امیدوارم که مثل بار قبل با دقت حرفامو بخونی و حتما آدرس ایمیلی برای ارتباط بیشتر واسم بذاری. یا علی
دوست عزیز در مورد اینکه تشکر کرده بودی که ما جواب شما رو به متانت دادیم باید بگم که باید این جوری باشه، اگر چیزی غیر از این باشه جای تعجب داره؛ هیچی نباشه ماها دانشجو هستیم و جزو فرهیخته ترین قشر این ممکلت؛ در ضمن ما در این وبلاگ هدفی جز مطرح کردن افکار و بحث و تبادل نظر نداریم، ما این وبلاگ رو تأسیس نکردیم که یه عده ای رو به عرش ببریم و یه عده ای رو بیخود و بی دلیل بکوبیم؛ ما از این کار چه نتیجه ای میتونیم بگیریم؟ ما هم مثل بقیه دانشجوها داریم مدرک میگیریم و یه روزی از این دانشگاه میریم و بعدها یادمون نمیمونه که زمان ما، کی مدیر گروه بود.
بحثها و تبادل نظرهای اینچنینی ارزشش خیلی بیشتر از تعریف و تمجیدهای بیجا یا انتقادهای بی مسند و بی مدرکه.
و اما در مورد سؤال شما که گفته بودید ما چطور به خبرهای دست اول رشته عمران دسترسی داریم و چطوره که ما از مدیرگروه های فعلی فقط تقدیر و تمجید میکنیم، حدس میزنم این جور برای شما متبادر شده که ما به واسطه تماس با مدیرگروههای فعلی به اخبار دست اول دسترسی داریم و همیشه در حال مدح و ثنای این آقایون هستیم که باید بگم نه اصلاً به هیچ وجه به این شکل نیست چون شناخته شدن ما توسط مسئولین و اساتید اعم از مدیرگروه یا اساتید حق التدریسی کار بسیار خطرناکیه که اصلاً به خطرش نمی ارزه در ضمن اخبار دست اول ما رو خیلی ها قبل از اینکه ما متوجه بشیم میدونن و ما هم مثل شما از دهان ناقلین خبر میشنویم ولی به واسطه دوستی و ارتباط با دانشجویانی که آشناهای بیشتری تو این دانشگاه دارن و به واسطه ارتباط نزدیک با یکی دو تا از کارمندان دانشگاه این اخبار رو شاید زودتر از شما بشنویم که چون سعی کردیم اطلاع رسانی سریعی داشته باشیم از نظر شما، ما به اخبار دست اول دسترسی داریم.
در مورد آقای احمدی و اون مسئله ای که اشاره کرده بودین باید بگم که اون کنایه ای رو که ایشون سر جلسه امتحان زده بود رو من هم شنیده بودم و در مورد امتحان هماهنگ باید بگم که من در این مورد با خود آقای احمدی صحبت کردم و ایشون اعتقاد داشت که امتحان هماهنگ یکی از اهرمهای یکسان سازی سطح آموزش اساتید(برای جلوگیری از کمکاری و حذف مباحث) و کاستن حساسیت دانشجویان نسبت به انتخاب اساتیده که این مسئله جای بحث و بررسی داره که من اینجا مطرح نمیکنم ولی فکر نمیکنم سؤالات امتحان سیالات رو آقای احمدی بدون اینکه با آقای حقیقی مشورت کرده باشه طرح کرده باشه به هر حال آقای حقیقی برای پذیرفتن این مسئله حق انتخاب داشته و میتونسته مخالفت کنه؛ در ضمن در مورد تصحیح اوراق آقای حقیقی فکر نمیکنم این مسئله با عقل جور دربیاد که برگه های امتحانی یک استاد رو کس دیگه ای صحیح کنه و اصلاً فکر نمیکنم که آقای احمدی اینقدر اوقات فراغت داشته باشه که علاوه بر تصحیح اوراق امتحانی سیالات و هیدرولیک و هیدرولوژی خودش، سیالات آقای حقیقی رو هم تصحیح کنه.
مسئله بعدی رو که شما بهش اشاره کرده بودی اساتید جدیدی هستند که با آقای احمدی در شرکت دزآب همکار هستن، من فکر میکنم این اساتید سه نفر بیشتر نیستند که عبارتند از آقایان حقیقی، بیگلری و خیاط زاده که آقای حقیقی امتحان خودش رو از همه جهت پس داده و نظر بچه ها در مورد ایشون مثبته، آقای خیاط زاده هم که فقط درس بناهای آبی رو تدریس کرد و سطح علمی خوبی داره(نظر دوستان این بود) و فقط آقای بیگلری هست که به زعم بچه ها حتی یک روش تدریس واحد رو در طول ترم نتونست انتخاب و دنبال کنه که من هم با شما هم عقیده هستم البته ایشون اولین ترمی بود که تدریس میکرد و به هر حال بیش از نباید از ایشون انتظار داشت ولی آیا واحد اهواز اونقدر سطح پایینه که جای آزمون و خطا و کسب تجربه برای افراد اینچنینی باشه!؟
در مورد دکتر سامانی که البته گفته بودید که اون هم حتماً حکمتی داره باید بگم که نباید اینقدر بدبین باشیم؛ من نمیدونم شما چقدر آقای دکتر سامانی رو میشناسید ولی لازم به ذکره که ایشون جزو 5 نفر سطح اول کشور در گرایش سازه های هیدرولیکی و کلاً عمران - آب هستن و این دو ترمی که ایشون در این واحد تدریس میکنن فرصت بسیار ارزشمندیه که ماها باید غنیمت بشماریم و ازشون استفاده لازم رو بکنیم چون تا اونجایی که من اطلاع دارم این آقا رو به علت مشغله کاری به سختی به این واحد دعوت کردن و ایشون در اواسط این ترم متوجه حق الزحمه بسیار پایین خودشون خواهند شد و به احتمال بسیار قوی از ترمهای آینده ایشون رو جزو اساتید این واحد نخواهیم دید. (در مورد حق الزحمه اساتید قول میدم یک بار مفصل توضیح بدم)
و اما در مورد اعتراض و آب در هاون کوبیدن و کنج عزلتی که گفته بودی باید بگم که دوست من همین سرخوردگی ما بچه های سال بالاییه (من و شما و اغلب بچه های سال بالایی) که باعث شده سطح علمی عمران و انتخاب واحد و برنامه ریزی سکشن ها و تاریخ امتحانات ترم به ترم پسرفت بکنه و ما شاهدش باشیم و هیچ حرکتی انجام ندیم؛ ببین دوست من تا من و تو بلند نشیم کسی بلند نمیشه که وضع موجود رو اصلاح کنه، همه صحبت من همیشه همین بوده و هست که ما باید تلاش کنیم؛ باید تلاش کنیم تا از این وضعیت در بیاییم. ما شاید هم خیلی تلاش کرده باشیم ولی تا حالا خیلی ثمربخش نبوده(نمیگم بی اثر بوده میگم خیلی ثمربخش نبوده!) شاید ما راهش رو بلد نبودیم، شاید راه اعتراض و انتقاد رو بلد نبودیم، شاید قبلاً در زمان مدیریت فرد قبلی ما باید به روش x اعتراض و انتقاد میکردیم و حالا باید به روش y انتقاد کنیم؛ فهمیدن این مسئله خیلی مهمه، اینکه ما افراد رو بشناسیم و بدونیم که به چه صورت میشه اونها رو مجبور به تغییر و بهبود وضعیت موجود کرد ممکنه از خود اعتراض مهمتر باشه چه بسا با یک اعتراض وضعیت بدتر بشه، درست نمیگم؟ ولی این رو بدون که اعتراض ماها هیچ وقت آب در هاون کوبیدن نیست، هیچ وقت!؟ حداقلش اینه که مسئولین متوجه میشن ما از وضع موجود ناراضی هستیم و این در خاطرشون میمونه چون خیلی از مسئولین از نارضایتی عمیق ما مطلع نیستند و فکر میکنن که ما فقط ناراحت هستیم، همین و بس!؟ مخصوصاً که عزل و نصب ها تو دانشگاه ما ساعتیه؛ رئیس دانشگاه شب میخوابه صبح بیدار میشه معاونت ها رو جابه جا میکنه!؟(البته اگر بیاد دانشگاه). شما فکر میکنید معاونت جدید(آقای ذاکرنژاد) چقدر از مشکلات رشته عمران مطلعه؟ آیا میدونه کسی مثل تمنا با اون نوع درس دادن و انتقال مفاهیم خون دانشجویان رو کرده تو شیشه؟ اصلاً کسی به نام آقای تمنا رو میشناسه؟
من و شمایی که تحمل وضع موجود برامون سخت تره باید دست به کار و پیش قدم بشیم. من نوعی با تأسیس این وبلاگ پرچم انتقاد و اعتراض و تفکر و تعقل در وضعیت بیمار موجود رو بلند کردم و پیش قدم شدم (البته فعالیت های من محدود به وبلاگ نمیشه ولی خب نمیتونم اشاره بکنم) ولی مطمئن باش یک دست صدا نداره. این جلسات با مدیرگروه ها و هیئت علمی میتونه یکی از روشها(و یا به عبارتی بهترین روش) انتقال انتقادها و اعتراضها و حتی پیشنهادات باشه که البته اگر رسمی تر و قانونی تر باشه اعتبارش هم بیشتره. به هر حال دنبال رخ دادن معجزه نباشید که در دانشگاه ما احتمال اومدن منجی و حل شدن مشکلات با تقریب مناسبی در حد صفره؛ البته من منظورم تحصن و اعتصاب و شیشه شکستن و نامه وامصیبتا نوشتن برای تعویض افراد نیست،ما باید عقلانی رفتار کنیم؛ آقای x بره آقای y بیاد هیچی عوض نمیشه چون امکانات و شرایط ثابته، پس باید برای تغییر شرایط تلاش کرد که هم سخته و هم زمان بر. پس باید اصولی، با دلیل و مدرک، با پیشنهاد و مقایسه و با جلب اعتماد شروع به زمینه سازی کرد چون مطمئن باشید در مملکت ما هیچ چیزی یک شبه حل نمیشه!؟
بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم؛ دوست من آقای "عمرونی" باز هم از انتقادات خوبت تشکر میکنم و منتظر نظراتت در مورد وبلاگ و سایر پست ها هستم و امیدوارم یکی از مخاطبین و منتقدین همیشه در صحنه ای باشی که بدون بدبینی همیشه برای بهبود در حال انتقاد باشی که انتقاد باعث پیشرفت و تعالی میشه.
در مورد ایمیل هم باید بگم که ایمیل ما در صفحه هست و کافیه شما نشانگر موس رو روی لینک "پست الکترونیک" (واقع در بالا در سمت چپ وبلاگ) نگه دارید تا ایمیل ما در منتها الیه پایین صفحه نمایش داده بشه و البته این زیر هم مینویسم تا راحت باشید.
omran_azad_ahwaz@yahoo.com
و اما دروسی که طی دو روز گذشته نمراتشون اعلام شده :
درس استاد
فولاد1 جرجرزاده
مقاومت مصالح ساجدی
مقاومت مصالح رئوفی
نقشه برداری متوسل
تکنولوژی بتن عسکری
مکانیک سیالات احمدی نجل
مکانیک سیالات حقیقی
اجرای ساختمانهای فلزی شیخ انصاری
روشهای اجرائی ساختمان شیخ انصاری
هیدرولیک احمدی نجل
زلزله رحیمی منجزی
دینامیک گودرزی
روسازی راه طباطبایی
اقتصاد مهندسی بهنام پور
مکانیک خاک پاکباز
مهندسی پی پاکباز
+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در سه شنبه هجدهم بهمن 1384 و ساعت
2:44 |