تبليغاتX
عمران - آزاد - اهواز

با سلام.

در روزهای واپسین سال 1384 و در آستانه ورود به سال جدید هستیم. سال 1384 نیز مانند سالهای 1383 و 1382 و... در حال تموم شدنه با سرعتی که شاید به هیچ وجه تصور نمیکردیم. در سالها و ماهها و روزها و ساعتهایی که برما سپری میشن فرصت های بسیار زیادی برای رشد و تکامل هست که هر کدوم از ما به مقداری که به فراخور شخصیتمونه و به طریقی که تواناییش رو داریم و شرایط اجازش رو میده از فرصت ها استفاده میکنیم و در حال تکامل هستیم. سال 1384 هم با همه شرایط و مسائلش برای هر کدوم از ما ها چنین فرصتی رو ایجاد کرد و من امیدوارم که یک یک ماها در آخر این سال که در حال اتمامه وقتی به اقدامات انجام داده و فرصت های از دست رفته نگاه میکنیم از خودمون شرمنده نباشیم؛ با اینکه به هر حال همه ما ها تا حدی فرصت ها رو از دست دادیم ولی به این مسئله دقت کنیم که تا اتمام سال 84 هنوز چند روزی باقیمونده...

سال 1384 برای وبلاگ عمران سال پرثمری بود؛ چون وبلاگ در بهمن سال 1383 تأسیس شده بود و آغاز سال 1384 تؤام با شکوفایی این وبلاگ بود و وبلاگ رو به اونجایی رسوند که کنتور وبلاگ(که در خرداد ماه 1384 نصب شده بود) رو به عدد ده هزار (10000) رسوند که نشان از استقبال شما مخاطبان عزیز این وبلاگ داره؛ ما(یا به عبارتی من) وبلاگ رو با نوشتن پست هایی به صورت روایی شروع کردیم و کم کم به نوشتن مطالبی در قالب مقاله و نقد نویسی رو اوردیم و با اضافه شدن خرپا قسمت روایی وبلاگ به صورت حرفه ای تری دنبال شد (چون خرپا تا حدی مطالعات و تخصصش رو داشت) و بعد با اضافه شدن بچه انجمنی مطالب ما مستندتر و به روزتر شد. با کمک بعضی از دوستان و بعضی از شما عزیزان مخاطب، خیلی از مطالب ما به عکس مزین شد و با کمک یک کاریکاتور حرفه ای چند پست ما به همراه کاریکاتورهایی زیبا و پرمعنی آپدیت شد که نشان از همکاری و زحمت و تلاش دوستانیه که هدف ما رو قبول کردند و به ما دست یا علی دادن.

ما امسال به چاپلوسی و پاچه خاری متهم شدیم، به بی محتوایی متهم شدیم، به خودخواهی متهم شدیم ولی هیچکدوم از این تهمت ها ذره ای در هدف مقدسی که ما از همون روز اول در پیش گرفتیم خللی وارد نکرده و نخواهد کرد. من در مورد این مسئله در دو پست قبل از این پست به طور کامل توضیح دادم و دیگه صحبت ها رو تکرار نمیکنم.

امیدوارم که در این چند روز باقیمانده سال 1384 روزهای خوب و پر از برکتی داشته باشین و با شادی به استقبال سال جدید برید. یا علی.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 و ساعت 11:12 |

سلام

توی هفته ای که گذشت اتفاقات بسیار عجیبی توی دانشگاه افتاد که سعی کردیم در موردش سکوت کنیم تا آبها از آسیاب بیفته و ببینیم سرانجام به کجا می کشه اما موضوع تمومی نداره و حالا حالاها نمی خواد آخرش رو نشون بده ، پس ما هم صبر می کنیم تا همه چی ختم به خیر بشه . شما هم دعا کنید تا اون اتفاق میمون و مبارک ( حذف یک نفر از گروه عمران ) بیفته تا عیدمون رو با شادی شروع کنیم .

اما غرض از مزاحمت و اینکه وقتتون رو می گیرم اینه که همونطور که قبلا جوجه بنا اشاره کرده بعضی اتفاقاتی رو که میفته نمی تونیم براتون بازگو کنیم تا زمانی که مدت زیادی ازش بگذره و دیگه برای کسی خطرناک نباشه . یکی از اون موضوعات داستان عمر وعاص ها و اشعری ها در دانشگاهه . همونجوری که می دونید تاریخ تکرار مکرراته و مصیبت هایی که به سر ساده لوحان میاد همیشه به همون نحو در حال تکرار شدن هست . اما داستان ما :

سالها قبل ( فی سنه 1383 ه . ش ) در سرزمینی که بود نامش اهواز ، افرادی به گذران زندگی مشغول و در طلب روزی مسعی . در آن وادی دانشگاهی بود از قرار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز مشتمل بر ده ها رشته و هزاران هزار طلبه علم و ...

یکی از این رشته ها که بسیار معروف و بنام بودندی ( با نام عمران ) اساتیدی بس باسواد و زبر و زرنگ داشتندی.برای آشنایی شما خوانندگان اسامی چند نفر از آن اساتید به همراه اصل و نسبشون رو در زیر اوردم که می تونید ببینید :

سید خلیل بن رمضون الطبرستانی ( یقول با لهجه طبرستانی فی صف : آقا )

رضا الرئوفی ( فی آن زمان دندوناش ارتودنسی )

سیامک بن ارتشا  ( در حال بررسی ) ( هو فی الاسبق یدرس : استاتیک، مقاومت، دینامیک ، فولاد الاول ، فولاد الثانی ، بتن الاول ، بتن الثانی ، پروژه بتن ، پروژه فولاد ، بارگذاری ، زلزله و . . . )

سید فتح الله بن عاص ( یتولد فی لنده از توابع کهکیلویه ) ( این لنده با لندن فرق داره ها !!! )

فرهاد بن عباس الجندمکار ( توی عربی گ نداریم ) ( بعد ها ملقب به مدیر گروه الدوله گردید )

و . . .

رئیس دانشکده فنی المهندسی نیز بود فردی از وادی مکانیک ، الشهرویی نام . دست این الشهرویی با دست سید فتح الله بن عاص در یک کاسه بودندی و سالها  با هم تلیت تناول کردندی .

سرتون رو درد نیارم بعد از مدتی مدیر گروهی عده ای از اونها تموم میشه و گروه عمران تصمیم می گیرن ( بین خودشون ) که کسی مدیر گروهی رو قبول نکنه  تا بلکه فرجی بشه و امتیازاتی رو بتونن از دانشگاه بگیرن ( کامپیوتر ، وسایل آزمایشگاه و . . . )

و اما ادامه ماجرا ( اتاقی رو در نظر بگیرین که وسطش یه میزه و دور تا دورش افرادی رو که نام بردم به همراه جرجر راحت الحلقوم ، end شخصیت بن توحیدی الراهسازی ، نوید الخیاط الدوکترا، احمد بن نجل بن الدزاب و . . . نشستن)

فضای سنگینی بر اتاق حکمفرماست . در ذهن همه فکر ها و خیال هایی وجود داره . هر کس به سر نوشت خودش در پایان ماجرا فکر می کنه . قراره که همه انگشتر رو از دستشون در بیارن .این امتحان شروع میشه و به ترتیب همه عطای مدیر گروهی رو به لقایش بخشیده و الشهرویی رو از سر خودشون باز می کنن تا نوبت به آخرین نفر یعنی فتح الله بن عاص می رسه . در کمال ناباوری . . .

دیالوگ:

به خاطر رضای خدا و به خاطر جوانان و این دانشجوهای معصوم همونطوری که النگو !!! ببخشید انگشتری را از دست رفقا در اوردم و جاش یه کلاه گشاد سرشون گذاشتم همونطور انگشتری رو در دست دیگرم می گذارم و مدیریت گروه رو قبول می کنم .

همه چشم ها از حدقه در اومده و زل زل به سید نگاه می کنن . هیچ کس باورش نمی شه که گول خورده . بالا خره جلسه تموم میشه و مهندسین کلک خورده مملکت از اتاق بیرون می زنن . چندتاشون پشت در اتاق کمین کرده تا به محض خارج شدن فتح الله بن عاص با قداره اونو ناکارش کنن ولی در همین حین الشهرویی بانگ براورده که داماد من بماند . و به اینصورت بود که نقشه شوم کمین کردگان  و ضد ارزش ها بر آب شد و دماغشان سوخت و سید فتح الله بن عاص بدین ترتیب و فقط و فقط به خاطر رضای خدا  و نه چیز دیگه ای مدیر گروه شد .

این بود داستان ما . البته واقعیت داشت ولی یه وقت فکر نکنین که این شخصیت هایی که من گفتم همین اساتید خودمونن . نه بابا . این فتح الله اصلا همون ساجدی خودمون نیست یا مثلا وصله ارتشا ابدا به سیامک نمی چسبه .

امیدوارم که از این داستان خوشتون اومده باشه و بر عکس باقی داستان ها، که آدم رو به خواب می برن از خواب بیدار شده باشید و قدر خودتون رو بدونید و مثل بعضی ها گول نخورید و نامه برای این و اون جمع نکنید .

این داستان رو برای شما ها تعریف کردم به جز قسمت آخرش ( کلمه داماد ) رو که برای ساجدی و شهرویی ،  که می دونم وبلاگ رو می خونن و خواستم یه چنگ و دندون بهشون نشون بدم که بله داداش خرپا اینه . حتی توی اتاقی که فقط شما دو نفر هستین من چشم دارم . پس حواستون به خودتون باشه .

مرسی که وقت گذاشتین و این مطلب رو خوندین . یا علی

 

 

+ نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم اسفند 1384 و ساعت 1:11 |

امروز میخوام در مورد موضوعی صحبت کنم که چند وقتیه از طرف چند نفر (که البته ممکنه یک نفر باشه که با اسامی مختلف نظر میده)مطرح شده؛ بله اتهام طرفداری بی چون و چرا از مدیر گروه های فعلی یعنی آقایان گندمکار و احمدی نجل. البته وبلاگ احتیاجی به دفاع نداره چون همه فعالیت های وبلاگی ما عیان و واضحه و یک وجدان بی طرف میتونه با خوندن مطالب قبلی به تفکر و اعتقادات ما پی ببره ولی در راستای شفاف سازی و ارتباط متقابل و استوار بر حقیقت گویی لازم دونستم (و به عبارتی لازم دونستیم) که جواب این اتهامات رو برای اولین و آخرین بار بدیم.

چند هفته ای هست که هر از چند گاهی نظراتی در راستای اینکه ما برای مدیرگروه های فعلی پاچه خاری میکنیم دیده میشه. نمیدونم این تفکر ناشی از اعتقاد این آقایونه یا اینکه بنا به دلایلی و بنا به منافعی فقط میخوان این اتهامات رو وارد کنن تا افکار رو تحت تأثیر قرار بدن؛ به هر حال نتیجه عمل یکیه ولی امیدواریم که این آقایون از دسته اول باشن و از روی دلسوزی نگران باشن نه از روی به خطر افتادن منافعشون. حالا من یه سؤال از این افراد دارم. آیا تا به حال این سؤال رو از خودتون پرسیدید که چرا ما این کار رو میکنیم؟(اگر به زعم شما ما این کار رو میکنیم). به نظر شما ما چه دلایلی برای این کارمون میتونیم داشته باشیم؟ به نظر شما چند نفر دانشجو که با اسم مستعار مطلب مینویسن و هیچ وقت هیچ اشاره ای به خودشون نمیکنن و هیچ وقت خودشون رو معرفی نمیکنن چه سود شخصی میتونن از این وبلاگ داشتنشون ببرن؟ به نظر شما ما الآن با مدیرگروه های فعلی در ارتباطیم و هر از چند گاهی پاچه خاری اونها رو میکنیم تا اونها هوای ما رو در انتخاب واحد داشته باشن؟ یا سفارش ما رو به اساتیدی که با اونها کلاس داریم بکنن؟ به نظر شما اگر ما چنین اهدافی داشتیم روزی وبلاگی میزدیم که مطالبی در اون بنویسیم و مسائلی رو فاش کنیم و به نکته هایی بپردازیم (مثل ارتباط آقای ساجدی با آقای شهرویی و یا فعالیت های مشکوک آقای شهرویی در راستای همکاری با بسیج برای گرفتن سهمیه دکترا و چندین و چند مورد دیگه...) که سرنوشت تحصیلی خودمون رو به خطر بندازیم؟ به نظر شما در صورت شناسایی ما حراست چه رفتاری با ما خواهد داشت؟ آیا از اعتقادات ما استقبال میکنه و ما رو تشویق به ادامه کار میکنه و یا به دلیل گیر دادن به بسیج و آقای ساجدی و آقای تمنا و اصلاً به دلیل تأسیس وبلاگ اینترنتی دانشجویی بدون مجوز دانشگاه ما رو چند ترم تعلیق میکنه؟ به نظر شما ما اگر دنبال چنین اهدافی بودیم و میخواستیم پاچه خاری این آقایون رو بکنیم اصلاً ازشون انتقاد هم میکردیم؟ به نظر شما ما اگر چنین هدفی داشتیم نمیرفتیم با این آقایون مصاحبه کنیم و اهداف و فعالیت هاشون رو با لعاب و ظاهری زیبا به شما نشون بدیم؟ ما در انتقاد به بعضی از فعالیت های مدیرگروه های فعلی پست هایی نوشتیم که بعضاً نزدیک به توهینه. شما میتونید برای تحقیق بیشتر لینک های زیر رو کلیلک کنید و این دو پست ما رو بخونید.

 سر نوشت تاریخ امتحانات 

  بررسی ترمی که گذشت

من با کمک یکی از دوستان همه نمرات آقای گندمکار رو تک تک از روی برد نوشتم و روی اونها کار آماری انجام دادم و روی نمودار بردم که میتونید با کلیک کردن رو لینک دوم نمودارها رو ببینید. (در جواب اون دوستمون که گفته بود باید روزی از این فضای مجازی راهی به سوی واقعیت باز کنیم و علنناً انتقاد کنیم) همین رو بگم که یکی از دوستان به من ایمیل زد که من این نمودارها رو پرینت کرده و به آقای گندمکار دادم و آقای گندمکار با تعجب به اونها نگاه میکرده و ...  به نظر شما من اگر چنین قصدی داشتم نمرات آقای گندمکار رو برای بررسی انتخاب میکردم یا آقای ساجدی؟

به نظر شما ما اگر قصد پاچه خاری این آقایون رو داشتیم در پست سرفصل دروس، این آقایون رو با کارگر سلف سرویس مقایسه میکردیم؟ ( لینک )

ما همیشه منتقد بودیم و هستیم و همیشه مشکلات رو بیان میکنیم، هیچ وقت هم چشممون رو به حقایق نمیبندیم، حالا مشکل چه نبود استاد و سکشن باشه، چه تاریخ امتحانات. همیشه هم انتقاد کردیم و خواهیم کرد ولی در این بین چشممون رو به تلاشها و اقدامات مثبت نمی بندیم. ما نباید وجدان خودمون رو زیر پای احساساتمون بزاریم. ممکنه من هم مثل شما یکی از دروسم رو با یکی از آقایان گندمکار یا احمدی افتاده باشم ولی این دلیل نمیشه که فلان اقدام مثبت این آقایون رو به دیده ظاهرسازی ببینم یا اون رو کم اهمیت ببینم و ازش بگذرم. اگر کسی با تلاشی کار مثبتی انجام میده همون قدر باید به اون پرداخته بشه که به اشتباهاتش پرداخته میشه. درست نمیگم؟

در ضمن ما هر وقت صحبتی از آقایان مدیرگروه جدید کردیم در مقام مقایسه با مدیر گروههای سابق بوده و گرنه هیچ وقت هیچکدوم از مقایسه های ما مطلق نبوده. ما اگر از اقدامی دفاع کردیم، اون رو با زمان سابق که اون اقدام انجام نشده بوده مقایسه کردیم؛ ممکنه بعد از این آقایون، کسی یا کسانی مدیر گروه بشن که ما بنویسم "بوی گل و سوسن و یاسمن آمد، عطر بهاران کنون ...". ما همیشه شرایط رو فقط میتونیم با گذشته مقایسه کنیم و خبر از آینده نداریم. من قبلاً هم ذکر کردم که چه خوب میشد که فردی مثل آقای توحیدی در مدیریت گروه مسئولیتی میداشت(البته اگر این آقایون دوباره اتهام پاچه خاریه پیشاپیش آقای توحیدی رو وارد نکنن). آیا شما در اینکه الآن شرایط نسبت به زمان مدیریت آقای ساجدی توانایی پیشرفت داره(نمیگم پیشرفت کرده، میگم توانایی پیشرفت داره) با ما هم عقیده نیستید؟ من نمیدونم شما زمان مدیر گروهی آقای ساجدی بودید یا نه ولی ای کاش تبعیض بین افراد عادی و افراد خاصی رو که آقای ساجدی شکل و شمایل اونها رو میپسندید می دیدید...! در ضمن من همیشه از فعالیت های با ارزش، دفاع میکنم؛ برای نمونه تابستان همین امسال که آقای ساجدی برای نبود امکانات و مشکلات اداری مرتبط با گروه استعفا داد من به شخصه حمایت کردم و اون نامه ای رو که برای ریاست نوشته شده بود رو در وبلاگ قرار دادم و شما دانشجویان رو به حضور در صحنه تشویق کردم با اینکه بعداً فهمیدم گول خوردم و اون اقدام آقای ساجدی منظور دیگه ای داشته و بعداً به شخصیت ایشون پی بردم که قول میدم این جریان رو به طور مفصل براتون شرح بدم.

حالا طرف صحبت من با شماست که این انتقادات رو وارد میکنید؛ شما چه انتقاد سازنده و کاملی نسبت به مدیرگروه های فعلی وارد کردید که ما در وبلاگ منعکس نکردیم؟ شما کی زمان گذاشتید و بعد از تفکر، مطلب حساب شده ای برای وبلاگ نوشتید و در قسمت نظرات نوشتید یا ایمیل کردید و ما منعکس نکردیم و روی اون بحث نکردیم؟ مگه اون دوستمون که با اسم مستعار "عمرونی" نظر داد ما دو پست رو به ایشون اختصاص ندادیم و با وجود کنایه هایی که زده بود محترمانه جواب ایشون رو ندادیم؟ آیا غیر از این نیست که شما فقط از روی احساس و بدون هیچ گونه تفکری قسمت نظرات رو باز کرده و حرف خود رو هی تکرار میکنید بدون اینکه دلیل قانع کننده ای بیارید؟ چرا دلیل قانع کننده ای برای این اتهامتون نمیارید؟ چرا یکی از مشکلاتی رو که مدیرگروه های فعلی به وجود اوردن بررسی نمیکنید و برای ما ایمیل نمیکنید تا ما هم با افکار شما آشنا بشیم؟ وقتی که شما برای وارد کردن این اتهام در قسمت نظرات از اسم های مستعار و کلمات مستهجن استفاده میکنید این چه معنی ای میتونه داشته باشه؟ آیا این راست گویی شما رو نشون میده؟(البته به غیر از چند نفری که قصد بدی ندارند و حتی ایمیل خودشون رو هم وارد میکنن و من ازشون تشکر میکنم.)

در ضمن تاریخ تأسیس وبلاگ بهمن ماه سال 1383 هست و همه شما میدونید که اون زمان مدیر گروه آقای ساجدی بوده و اگر ما قصد پاچه خاری داشتیم از همون زمان پاچه خاری میکردیم که شما میتونید با مراجعه به آرشیو، مطالب رو بخونید و خودتون نتیجه گیری کنید. ما اگر قصد پاچه خاری داشتیم مثل پاچه خارهای آقای تمنا هر روز نامه به دست برای تقدیر و تشکر از زحمات و شرافت کاری ایشون به دنبال جمع کردن امضا می بودیم(جالبه مواردی در نامه ذکر شده که شاید شمربن ذوالجوشن میداشت ولی آقای تمنا نداره).

ما حرف های خودمون رو زدیم و باز هم از همه شما مخاطبان وبلاگ برای این دلسوزیتون تشکر میکنیم و قضاوت رو به عهده شما میگذاریم چون به اعتقاد ما همه چیز واضح و روشنه و فقط وجدانی بیدار نیازه.

نمیدونم مطلع شدید یا نه؛ این روزها اسم آقای تمنا دوباره بر روی زبان ها افتاده و افراد خاصی که شناخته شده هم هستن در حال امضا جمع کردن هستن که من در پست بعدی به این موضوع میپردازم.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 و ساعت 23:53 |

3- فعالیت های علمی فوق برنامه

 

در ابتدا از شما عزیزان برای تأخیری که در پرداختن به این موضوع پیش اومده معذرت میخوام. یکی از موضوعاتی که همیشه در ذهن من بود که به اون بپردازم وضعیت فعالیت های علمی فوق برنامه دانشگاه ما و خصوصاً رشته عمرانه. ابتدا باید ببینیم منظور از فعالیت های علمی فوق برنامه چیه؟ اصلاً به چه فعالیت هایی، فعالیت های علمی فوق برنامه میگن؟ به طور کلی فعالیت های فوق برنامه رو در کنفرانس ها و گارگاه های آموزشی میشه خلاصه کرد؛ انواع و اقسام کنفرانس ها و همایش ها و جشنواره ها و نمایشگاه ها و ... همه یک فعل هستند با نمودهای خارجی مختلف.

خب حالا سهم واحد ما و مخصوصاً رشته ما از این فعالیت ها چقدره؟ ما به چه اندازه با کمک این سمینارها و کنفرانس ها خودمون رو به علم روز دنیا نزدیک میکنیم؟ ما دانشجویان چه اندازه با شرکت در چنین محافلی دید مهندسی پیدا میکنیم؟ ما دانشجویان کجا انگیزه های علمی خودمون رو به عمل تبدیل میکنیم؟ کجا و کی و به چه شکل تفکرات و تلاشهای علمی خودمون رو به صورت تحقیق و مقاله عرضه میکنیم؟ اصلاً این فعالیت ها چقدر مفید و لازمند؟ خود شما که الآن داری این مطلب رو میخونی چه فعالیت علمی ای غیر از درس خوندن و پاس کردن دروس انجام دادی؟

حالا سؤالی که اینجا پیش میاد اینه که در دانشگاه ما زمینه چنین فعالیت ها و تلاشهای چقدر آماده و مهیاست و سیستم مدیریتی دانشگاه ما چقدر از این گونه فعالیت ها استقبال میکنه؟ مسئولین و اساتید و تشکل هایی مثل انجمن علمی ما چقدر در این زمینه ها فعال هستن؟ شاید صفت ضعیف نزدیک ترین و مناسب ترین صفت برای امتیازدهی باشه؛ که البته خود این وضعیت دلایل مختلف داره، اعم از نبود امکانات و مدیریت نامناسب و تفاوت نگاه به این مقوله در دانشگاه آزاد نسبت به دانشگاه دولتی و خیلی موارد دیگه ای که پرداختن به اونها احتیاج به دید کارشناسی داره.

من میخواستم ترم گذشته رو از این دید بررسی کنم. فعالیت های علمی ترم گذشته محدود میشه به جشنواره سالانه سازمان علمی پژوهشی دانشجویان سراسر کشور که خوشبختانه ما باز هم تونستیم در اون مقام بیاریم(مقام اول در گرایش راه) و برگزاری دو کنفرانس علمی توسط آقایان رئوفی و گندمکار در هفته پژوهش. این مورد دوم جای تأمل و بررسی بیشتر داره؛ اگر کمی توجه کنید میبینید که مثل ما مثل آب در کوزه و تشنه لبان گشتنه. اغلب اساتید ما از دانشگاه های معتبری فارغ التحصیل شدن و با وجود جوان بودن از سطح علمی بالایی برخوردار هستن ولی ما هر 5-6 ماه یک بار یک کنفرانس و با حضور اشخاصی برگزار میکنیم که شاید از نظر علمی از اساتید ما بالاتر نباشن. مثلاً در مقوله بتن ما افرادی چون آقای هولاکویی و آقای رمضان نیا رو داریم که میتونن 7-8 کنفرانس مختلف در مورد سازه های بتنی و مسائل و نکات مختلف اون برگزار کنن. ما در مقوله زلزله فردی چون آقای رحیمی منجزی رو داریم که تنها تخصص زلزله واحد اهوازه و به نقل از دیگر اساتید ایشون از سطح علمی بسیار بالایی برخورداره، پس چرا ما از ایشون استفاده نکنیم و 4-5 کنفرانس مختلف در مورد زلزله و بهسازی سازه ها و مقاوم کردن اونها در برابر زلزله برگزار نکنیم؟ ما در گرایش خاک نیز دکتر پاکباز و آقای خیاط رو داریم که البته ایشون هم دانشجوی دکترا هستن؛ پس ما در این گرایش هم مشکلی نداریم و میتونیم کنفرانس ها مختلفی برگزار کنیم.

از طرف دیگه ما در استانی قرار داریم که تماماً محل جولان رشته عمرانه. اعم از سدهای مختلفی که ساخته شدن و کارگاه های سدهای مختلفی که هم اکنون در حال ساخت هستن؛ پس چرا از این وضعیت استفاده نکنیم و سالانه 5-6 بازدید از سدهای مختلف با همراهی اساتید گرایش سازه های هیدرولیکی ترتیب ندیم؟

حالا که ما از نظر آزمایشگاه و امکانات وضعیت نامناسبی داریم و امکان اجرای مسابقات در سطح واحد خودمون رو نداریم میتونیم با برگزاری کنفرانس های مختلف و با ترتیب دادن بازدیدهای علمی مختلف این خلأ رو تا حدی پر کنیم. اگر ما در دانشگاه به این گونه فعالیت ها نپردازیم کجا بپردازیم؟ اگر ما در دوره دانشجویی با این مسائل توجه نکنیم کی توجه کنیم؟ آیا ما در حال از دست دادن فرصت ها نیستیم؟

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 8:9 |

با سلام.

همون طور که میدونید در آستانه حذف و اضافه هستیم و همون طوری که حتماً به این مسئله برخورد کردید این ترم وضعیت تاریخ امتحانات اصلاً جالب نیست (بهتر آن است که بگوییم افتضاحه) و بعضاً دانشجویان سه امتحان در یک روز دارن. من گفته بودم که به علت اعتراض دانشجویان نسبت به تاریخ بعضی از امتحانات، آقایان مدیرگروه به صرافت افتادن که تاریخ بعضی از امتحانات رو عوض کنن. حالا ممکنه این سؤال برای شما پیش اومده باشه که بالاخره سرنوشت تاریخ امتحانات چی شد؟ یکی از بچه ها سه شنبه گذشته سراغ این مسئله رو از آقای گندمکار میگیره و ایشون جواب میده که ما تمام سعی خودمون رو کردیم ولی معاونت آموزشی (آقای ذاکرنژاد) زیر بار نمیره و میگه باید همون موقع فکر الآن رو میکردید و ما اجازه چنین کاری رو بهتون نمیدیم. تنها کاری که انجام شده، آقای ذاکر نژاد با تعویض تاریخ امتحان هیدرولوژی موافقت کرده و اون هم با این ترفند که یک سکشن جدید هیدرولوژی با یک تاریخ امتحان جدید باز شده که دانشجویان با تعویض سکشن هاشون با این سکشن مشکل تقارن تاریخ امتحان بارگذاری با هیدرولوژیشون حل میشه ولی فعلاً آقای ذاکرنژاد با استفاده از این ترفند برای مابقی امتحانات مشکل دار موافقت نکرده...

سؤال اینجاست که آیا زمانی که مدیرگروه های عزیز در حال برنامه ریزی تاریخ امتحانات بودن به این مسائل توجه نکردن؟ آیا به شیوه مدرن و جدیدی که به تازگی در مملکت ما رواج پیدا کرده برنامه ریزی کردن؟ بله منظورم همون روش شیر یا خطه...! آیا در هنگام برنامه ریزی تاریخ امتحانات هیچ نگاهی به چک لیست عمران ننداختن؟ من دانشجو با رسم یک جدول خیلی ساده با برنامه Excel تونستم برنامه امتحانات رو به تاریخ و ترمهای تحصیلی منظم کنم تا بهتر تداخل امتحانات رو مشخص کنم و نشون بدم. آیا چنین کاری از یک کارشناس ارشد رشته مهندسی و استاد دانشگاه برنمیاد؟ تلاش برای تغییر تاریخ امتحانات دیگه خیلی ارزشمند نیست چون جبران مافاته...! اشتباهی که با کمی دقت میشد از ارتکاب اون جلوگیری کرد الآن مسبب مشکلات زیادی هم برای دانشجویان و هم برای اساتید و هم برای خود آقایان مدیرگروه میشه. آیا غیر از اینه؟ حالا این ترم ببینید؛ دانشجوها همیشه در حال غر زدن به استاد مربوطه هستن که استاد مباحث رو کم کن ما دو تا امتحان تو یک روز داریم و این جور مسائل؛ استاد هم تا حدی میتونه در مقابل فشار دانشجویان مقاومت کنه و وقتی از جریان با خبر میشه تا حدی دلش به رحم میاد و سعی میکنه یک جوری با دانشجویان همکاری کنه (که البته هر کمکی غیر از میان ترم گرفتن ضرر به خود دانشجویان میزنه) و از اون طرف هر روز یک سری از دانشجویان با نامه های امضا شده به اتاق مدیرگروه ها میان که ما خواستار تغییر تاریخ امتحانات هستیم و ...

این مسئله بالاخره تأثیر منفی خودش رو میزاره چون هرچقدر هم که دانشجویان ما ایده آل باشن و دروسشون رو در طول ترم بخونن(چقدر هم میخونن...!) به هر حال در یک روز دو بار سر جلسه امتحان نشست واقعاً سخته؛ شما به این نکته توجه کنید که دانشجویان ترم پنج باید ساعت 8 صبح سر جلسه امتحان تحلیل1 بشینن و بعد از اتمام امتحان سر جلسه امتحان مکانیک سیالات بشینن. قبول کنید واقعاً کار مشکل و سختیه، ذهن و فکر خسته میشه و دیگه کارکرد نرمال خودش رو نداره. امیدواریم این اشتباه تجربه خوبی برای آقایان باشه تا دیگه از این اشتباهات ازشون سر نزنه و سرنوشت تحصیلی دانشجویان رو به بازی نگیرن.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در شنبه ششم اسفند 1384 و ساعت 11:51 |

سلام . امروز با هزار دردسر تونستم سکشن هایی که توی حذف و اضافه  باز می شن رو پیدا کنم . البته مشخصه های اون ها رو ندارم و از این بابت معذرت می خوام . احتمالا جمعه صبح توی برد اعلام می شن . اما سکشن هایی که اضافه شدن :

 

مصالح ساختمانی                        گرمسیری             دو شنبه 18 تا 20

تصفیه خانه آب و فاضلاب                نظری                   یکشنبه 14 تا 17

ترمیم ساختمان ها                       عفیفی                سه شنبه 11 تا 13

متره و براورد                                 عفیفی                شنبه 10 تا 12

مهندسی آب و فاضلاب                  حقیقی                چهار شنبه 17 تا 19

هیدرولوژی                                   کمان بدست         یکشنبه 18 تا 20

ماشین آلات                                 عفیفی                شنبه 8 تا 10

 

 

اما برنامه حذف و اضافه هم به این شکله که در پایین می بینید :

 

روز                                          12- 8                                  17:30- 14

---------------------------------------------------------------------------------------------------

شنبه 6/12/84                  ناپیوسته 82 و ماقبل                    پیوسته 80 و ماقبل

---------------------------------------------------------------------------------------------------

یکشنبه 7/12/84                پیوسته 81                               ناپیوسته 83

                                                                                    و ساختمان 81 و ماقبل

---------------------------------------------------------------------------------------------------

دوشنبه 8/12/84                پیوسته 82                                ساختمان 82

---------------------------------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 9/12/84             پیوسته 83                                ساختمان 83

---------------------------------------------------------------------------------------------------

چهار شنبه 10/12/84          ورودی مهر 84

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:28 |

در شروع ترم جدید ( که معلوم نیست کی می خواد شروع بشه )  تصمیم گرفتم در مورد مبحثی که کمتر بهش توجه شده مطلب بنویسم . البته من توی وبلاگ مطلب طنز می نویسم اما خوب به خاطر اینکه جوجه بنا مریض شده ( احتمالا آنفولانزای مرغی ) برای یه دفعه هم که شده یه مطلب جدی می نویسم .

موضوعی که می خوام در موردش بحث کنم تفاوت بین اساتیده البته این تفاوت رو نمی خوایم از منظر نمره و شیوه تدریس بررسی کنیم چونکه هم بارها در موردش صحبت شده وهم هیچ دو استادی رو نمی تونید پیدا کنید نمره دادن و تدریسشون و کلا اخلاقشون مثل هم باشه . موضوع بحث ما چیزیه که علی القاعده بایستی بین همه مشترک باشه ولی چرا اینطور نیست الله اعلم و اون انتخاب سرفصل دروس توسط اساتید محترم ماست .

اصولا برای تعیین سرفصل دروس بخشنامه ای وجود داره که هر ساله به گروه ابلاغ شده و اساتید موظفن که از این بخشنامه پیروی کنن . پس با این توضیح نبایستی برای یک درس مشخص از لحاظ مطالب تدریس شده تفاوتی وجود داشته باشه اما در اینجایی که ما هستیم و بعضی ها بهش می گن دانشگاه ( بلا به نسبت ) نه تنها تفاوت وجود داره بلکه این تفاوت ها در بعضی دروس به حدیه  که حتی ریش سفید ها و استخون خورد کرده های عمران هم از پیدا کردن شباهت بین اون ها عاجزن . برای ما که ورودی های سالهای گذشته هستیم این تفاوت ها از همون ترم اول شروع شد . جایی که اولین درس تخصصیمون ( رسم فنی ) رو گرفتیم . هنوز که هنوزه اون هایی که با کاظم زاده رسم فنی رو پاس کردن روشون نمی شه بگن چی خوندن . اما من می گم : ترسیم خط نازک و کلفت ، ترسیم نقطه خط و خط چین به اندازه های مختلف ، تقسیم دایره با استفاده از  پرگار ، دو برابر کردن مقیاس یک نقشه و . . .

چه کسی باور می کنه در حالی که اساتیدی مثل دره شوری و مرحوم توکل از دانشجوها ترسیم پلان و برش و امور تخصصی تر رو می خواستن مهندس کاظم زاده تقسیم دایره به سه ، پنج و هفت قسمت مساوی  رو از دانشجوهاش می خواست .

اما ترم دوم و درس اصول و مبانی معماری و شهر سازی و دو استاد مربوطه یعنی پیروانه و کاظم زاده . با توضیحی که در بالا دادم فکر نکنم دیگه این قسمت توضیحی بخواد ( رسم فنی رو نمی تونست درس بده چه برسه به . . . )

و ترم سوم با درسی به اسم نقشه برداری . مطمئنا دوستان من  یاد زایر سلیمانی رو فراموش نخواهند کرد با اون گافهایی که میداد :( ضریب پشت سینوس رو با مخرج زاویه ساده می کرد  و یا با رادیکال گرفتن از N به دو تا n می رسید ) .

و همینطور ترم چهار با طراحی معماری و مقاومت مصالح . ( البته درس طراحی معماری با اون استاد همیشه حاضرش جای بحث داره و یه پست رو بایستی به این مقوله بپردازیم ) و همینطور ترم های بالاتر .

اما شاید بارز ترین تفاوت توی بتن 2 باشه . برای پی بردن به این تفاوت کافیه نمونه سوال هولاکویی رو با تمنا مقایسه کنید . مباحثی رو که هولاکویی در امتحان میاره  تمنا درس نمی ده و مباحثی رو که تمنا درس میده  هولاکویی توی امتحانش نمیاره .

والبته برای دانشجوهای ترم بالایی که پروژه فولاد رو این ترم گرفتن یه پیشنهاد دارم  و اون پیشنهاد اینه که اگه قرعه شما به جرجر خورد از همین الان به فکر کلاس etabs باشید  و اگر به تمنا خوردید ازهمین الان بشینید پای پروژتون چون بایستی همه پنج الی شیش طبقه رو  دستی طراحی کنید ( انشاالله سال دیگه تمومش می کنید ).

واقعا چرا اینطوری شده . اگه سر فصل یکیه پس این تفاوت ها چه معنی داره  و اگه یکی نیست اون بخشنامه ای که گفتم یعنی چه ؟

به نظر شما این اجحاف و  بی عدالتی در حق بعضی دانشجو ها نیست . آقایون احمدی و گندمکار . روی صحبتم با شماست . وظیفه شما به عنوان مدیر گروهان رشته عمران چیه ؟ برنامه ریزی برای انتخاب اساتید و تعیین سکشن ها با توجه به تعداد دانشجوها ؟ ( در انتخاب واحد هممون شاهد  این برنامه ریزی دقیق بودیم ) یا چیدن برنامه امتحانات ؟ ( این یکی که از شاهکارهای آقای مهندس گندمکار بوده ) یا نظارت بر نحوه تدریس و مطالب درس داده شده  توسط اساتید ؟ ( مبحث این پست )  . اگه وظیفه خودتون رو فقط امضا زدن برای اضافه ظرفیت می دونین که این کار از کارگر سلف سرویس هم بر میاد. پس لطفا جوابگوی دانشجو ها باشید و مثل همیشه گناه رو به گردن از مو نازکتر دانشجو نیندازین. البته مثال هایی که در این پست اوردم در زمان مدیر گروهی آقایون رمضان نیا ، رحیمی ، رئوفی ، ساجدی و احمدی- گندمکار بوده و همش مربوط به این دو عزیز نیست ولی اینکه تا کی باید ادامه داشته باشه و چرا هیچ کس به این موضوع حتی فکر هم نمی کنه برای من عجیبه .

در نهایت قضاوت رو به خودتون می سپارم و اگه فهمیدین چرا توی دانشگاه ما این جور اتفاقات میفته حتما من رو در جریان بذارید .
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 و ساعت 1:23 |


Powered By
BLOGFA.COM


Hit Counter
Hit Counter
دریافت کد
>>فرم اشتراک<<