تبليغاتX
عمران - آزاد - اهواز

با سلام.

نمیدونم متوجه شدید یا نه، ولی بعضی ها متوجه شدن. آموزش عمران از جای قبلی به ساختمون امور رایانه انتقال پیدا کرد. آموزش عمران هم رفت پیش بقیه آموزشها. این جابجایی یک سری مزیت ها داره و یک سری معایب. این جابجایی با تموم معایب و مزایاش به هر حال هیچ ربطی به ما دانشجویان نداره و ما هیچ نظری نمیتونیم بدیم، همون طوری که هیچ وقت نظر ندادیم –هیچ وقت نظر ما رو نخواستن و ما هم هیچ وقت نخواستیم نظر بدیم- پس نه ناراحتی ما از معایبش اثری برامون داره و نه خوشحالی از مزایاش، بنابراین حالا که ما این وسط هیچ نقشی نداریم بیایید اول معایبش رو بررسی کنیم و بعد از اون مزایاش رو، که در نهایت شما یادتون بره چه معایبی داره و بیشتر مزایای این انتقال رو مد نظر داشته باشید تا کمتر عذاب بکشید.

از معایب این انتقال که بخوام براتون بگم؛ شما در حذف و اضافه –البته غیر از این حذف و اضافه آخر که در ساختمون نقشه کشی برگزار شد- چه حس و حالی داشتید؟ همون موقع که تموم جریان حذف و اضافه باید از درون یک سوراخ نیمدایره عبور میکرد؛ همون موقع که باید دستتون رو تا زیربقل تو همون سوراخ فرو میکردید و برگه های 1 متر در 1 متر حذف و اضافه رو از درون همین سوراخ نیمدایره به اون اپراتور سوپر IQ میرسوندید و بعد از اینکه نوبت به برگه شما میرسید باید از بین جمعیتی که به اون سوراخ به چشم سوراخ بختشون نگاه میکردن و اونو دو دستی چسبیده بودن راه باز میکردید و بعد از اینکه به اون سوراخ کذایی می رسیدید و باد خنکی از اون طرف صورت شما رو نوازش میکرد باید منتظر میموندید که از بین اون 15- 14 واحدی که کم داشتید و در برگه حذف و اضافه نوشته بودید حداقل 3-4 واحدش با کلمه تکمیله یا تداخل داره روبرو نشه، ولی باز هم... ؛ همون موقع که بعد از ثبت شدن 3-4 واحد و حذف شدن 5-6 واحد باید منتظر میموندید تا برگه 5 cm در 1.5 متر رول پرینت رو میگرفتید تا مطمئن بشید اپراتوره راست میگه یا نه، بالاخره تونست واحدی برای شما اضافه کنه یا نه، اون درسی رو که میخواستید حذف کنه حذف کرد یا درس دیگه ای رو به جاش حذف کرده، دروسی رو که براتون اضافه کرده اصلاً مربوط به رشته عمرانه یا نه، اصلاً شماره دانشجویی شما رو درست وارد کرده یا برای کس دیگه ای حذف و اضافه کرده...!؟

حالا همون حس و حال رو الآن میتونید هر روز حس کنید، همون انتظار و شلوغی رو میتونید هر روز ببینید و لذت ببرید، همون داد زدن ها و هل دادن ها رو میتونید هر روز تجربه کنید. فارسی مدان از پشت پنجره به اون بزرگی ما رو نمیدید دیگه وای به حال الآن که اگر تا نیمه خم نشید و از درون همون سوراخ با حضرت آقا صحبت نکنید اصلاً نگاهتون نمیکنه. قبلاً وضعیتمون خیلی خوب بود حالا دیگه عالی شده، عالییییییی...!؟

اما این انتقال مزایایی هم داره که ما با پرداختن و فکر کردن به این مزایا تا حدی میتونیم خودمون رو گول بزنیم. به هر حال خودتون بهتر میدونید که آموزش عمران خدا رو بنده نبود و به احد الناسی جوابگو نبوده و البته هنوز هم نیست ولی با رفتن به ساختمون امور رایانه و پیوستن به دیگر آموزش ها حداقل میتونیم این انتظار رو داشته باشیم که این آقایون از ترس داد و بیداد ماها و آبروریزی خودشون هم که شده تحت تأثیر بقیه همکارانشون کار ما رو راه بندازن، یا حضور و غیابشوت تحت تدثیر بقیه آموزش ها کمی قاعده مندتر  بشه. با اینکه چشم من یکی به هیچ عنوان آب نمیخوره اینها از شرایط تأثیر بپذیرن...!؟

من به شخصه برای این آقایون و همین طور مرحوم حنجری که الآن در قسمت دفتر پژوهش در حال مگس پروندنه –حتی بعد از افشای اون همه گندکاری- از صمیم قلب آرزوی هدایت به راه راست میکنم، البته خدا همه ما ها رو به راه راست هدایت کنه.

و اما در مورد پست قبلی...

قرار بود شما عزیزان در مورد این مسئله که چه طریق و چه نوع اعتراضی میتونه حق ما رو احقاق کنه فکر کنید و پیشنهاد بدید که میبینم این جور مسائل اصلاً اهمیتی برای شما نداره. درست نمیگم؟ شما فقط دوست دارید هر چند روز بیاید و آدرس این وبلاگ رو تایپ کنید و Enter بزنید و دنبال مطالب خنده داری بگردید که کمی شاد بشید بدون اینکه حتی ذره ای به خودتون فشار بیارید که فکر کنید، برای اصلاح وضعیت خودتون، برای مشکلات خودتون. وقتی خودتون انگیزه ای برای اصلاح ندارید انتظار یک معجزه یا یک ناجی معجزه گر نداشته نباشید. مقصر همه این مشکلات خود ما ها هستیم و نه هیچ کس دیگه.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 19:43 |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز

این پست، قسمت دوم توضیحات من در مورد نظر اون دوستمونه که با اسم "همبستگی" نظر داده بود؛ در قسمت اول -پست قبل- ، من در مورد دانشجویان سال پایینی و اهمیت اونها و تلاشی که باید برای اونها بشه و سکوت خودشون بحث کردم. من میخوام در این پست به نکته های دیگه ای که این دوستمون اشاره کرده بود بپردازم؛ نکته بسیار جالبی که این دوستمون به اون اشاره کرده بود و خودش به زیبایی بیان کرده بود: توی این چند ترم من فهمیدم که سکوت بدترین عکس العمل نسبت به وضع موجوده... بله، 100%، مطمئن باشید و اصلاً هم شک نکنید. سکوت بدترین و زشت ترین و خنده دارترین رفتاریه که ما در برابر مشکلاتمون انتخاب کردیم. میدونید چرا؟ چون با این وضعیت به هیچ کس و هیچ شخص و هیچ مسئولی، هیچ مسئولیتی وارد نمیشه؛ سکوت ما یعنی رضایت، یعنی موافقت، یعنی همراهی و یعنی تأکیـــــد.

با سکوت، ما هیچ وقت هیچ پیشرفتی مشاهده نخواهیم کرد. هیچ وقت هیچ کسی رو نمیبینید که بخواد شخصاً خودش رو نقد و بعدش خودش رو اصلاح کنه. ما ایرانی ها و مخصوصاً ما خوزستانی ها تا زور بالا سرمون نباشه هیچ وقت تغییر نمیکنیم، هیچ وقت پیشرفت نمیکنیم. این سکوت ما ناشی از ضعف خودمونه، ناشی از ترس خودمونه، ناشی از شخصیت ضعیف خودمونه که به هیچ عنوان حاضر نیستیم به خودمون زحمت بدیم و در مقابل توهینی که به ما میشه واکنش نشون بدیم، حاضر نیستیم تو روی اون کسی که داره حق ما رو میخوره بایستیم و بگیم که "من اجازه نمیدم تو حق من رو ازم بگیری"، حاضر نیستیم کمی خطر رو بپذیریم و واکنشی نشون بدیم، حاضر نیستیم به این فکر کنیم که چطور میشه اعتراض کرد، چه شیوه ای میتونه بهترین شیوه انتقاد و اعتراض باشه. ما مشکل بزرگی که داریم اینه که هیچ وقت نمیخواهیم پیشرو و نفر اول باشیم، هیچ وقت نمیخواهیم خطر رو به جون بخریم و حرکتی رو آغاز کنیم؛ همیشه میخواهیم دنباله رو افراد دیگه باشیم، همیشه میخواهیم فقط نقش سیاهی لشکر رو بازی کنیم تا اگر روزی از ما پرسیدن چه نقشی داشتیم بگیم آره ما هم بودیم ولی اون عقب عقب ها... هیچ وقت نمیخواهیم که دیده بشیم. ترس داره ما رو بیچاره میکنه. ما حتی از فارسی مدان هم حساب میبریم، وقتی سرمون داد میزنه ساکت میشیم و میگیم ببخشید در صورتی که هیچ اشتباهی مرتکب نشدیم که بخواهیم معذرت خواهی کنیم و فقط اومدیم که خدماتی رو که حقمونه مطالبه کنیم، ولی چون فکر میکنیم که هیچ مرجعی از ما حمایت نمیکنه و همیشه کارمون گیر این آقاست پس باید سر تعظیم فرود بیاریم حتی اگر بدترین توهین ها رو به ما بکنه؛ همین طور برای مدیر گروه ها، در انتخاب واحد به ما توهین میکنن، سلیقه ای رفتار میکنن ولی ما هیچی نمیگیم، هیچ اعتراضی نمیکنیم، هیچ انتقادی نمیکنیم؛ البته مرجع قانونی و رسمی ای هم برای اعتراض و انتقاد نداریم ولی از همون هایی هم که داریم استفاده نمیکنیم. بقیه مواردی که این دوستمون ذکر کرده هم در همین مقوله میگنجه؛ مثل اینکه شما معاونت آموزشی رو نمیشناسید و یا ریاست دانشکده رو تا حالا ندیدید یا غیبت اساتید یا بی نظمی در شروع کلاسها و خیلی موارد دیگه...

شما کی وقتی یک کار آموزشی داشتید و به معاونت آموزشی مراجعه کردید و بعد از اینکه موفق شدید از سد پاچه گیر معاونت آموزشی –مجدد– بگذرید و به درون اتاق راه پیدا کردید یه کنایه به ایشون بزنید که بالاخره سعادت پیدا کردید و روی ماه ایشون رو دیدید تا بدونه که نظر دانشجویان در مورد ایشون چیه؟ شما کی وقتی پیش معاونت آموزشی رفتید این مسئله رو بیان کردید که تا حالا یک بار هم ریاست محترم دانشکده فنی مهندسی که برخلاف قانون کار علاوه بر استخدام رسمی سازمان آب و برق خوزستان، ریاست دانشکده فنی مهندسی رو هم داره زیارت نکردید و از فراغ دیدار ایشون در تب سوزانی در حال جلز و ولز کردن هستید تا ایشون به این حاج آقای محترم انتقال بده. شما بعد از غیبت های بسیار زیاد آقای ساسانی –که اگر شما اسمش رو نمیارید من اسمش رو میارم– کی چند نفر از دانشجویان رو جمع کردید و پیش مدیرگروه رفتید و به صورت جدی اعتراض کردید و از ایشون خواستید که تکلیف شما رو مشخص کنه؛ یا استاد رو عوض کنه و یا با آقای ساسانی صحبت کنه؟ آقای ساسانی سالهاست با همین شیوه در حال تدریسه و دانشجویان هر ترم کلی پول برای این واحد عملی به جیب دانشگاه میریزن ولی در این کلاس با شیوه رسم کیوسک مطبوعاتی آشنا میشن، ولی فکر نمیکنم آقایان مدیر گروه از این مسئله حتی به اندازه سر سوزنی اطلاع داشته باشن. چرا؟ چون هیچ وقت هیچ دانشجوی آزاده ی مسئولیت پذیری نخواست که پیشقدم بشه و علاوه بر کارهای شخصی خودش به چنین مسائلی هم بها بده و این اعتراض رو به گوش مدیر گروه برسونه! چون همه ماها سکوت میکنیم و سکوت ما یعنی رضایت، یعنی یعنی موافقت، یعنی همراهی و یعنی تأکیـــــد.

این دوست عزیز در آخرین جملش گفته قبول کنید خیلی از بچه ها براشون این چیزا هیچ اهمیتی نداره...  دوستان عزیز تکلیف خودتون رو مشخص کنید و جواب این دوستمون رو بدید؛ اگر این مشکلات و این وضع نابسامان و این همه توهینی که داره به شما میشه براتون بی اهمیته پس خواهشاً دیگه به این وبلاگ سر نزنید چون شما لیاقتتون همون امثال حنجری و پاپایی و فارسی مدانه که همه جوره حق شما رو میخورن ولی از شما صدایی در نمیاد و تنها راه رو در اون میبینید که یک آشنایی در دانشگاه پیدا کنید تا بتونید از طریق پارتی بازی مشکلاتتون رو حل کنید، و اگر براتون اهمیت داره به فکر این باشید که حق خودتون رو پس بگیرید و به این فکر کنید که بهترین طریق برای بازپس گرفتن حقتون چه راهیه! از چه طریقی و با چه شیوه و طرحی میشه این وضع رو اصلاح کرد. من منتظر پیشنهادهای شما هستم. میتونید چند ساعت و یا چند روز بهش فکر کنید و بعد در قسمت نظرات پیشنهاد بدید.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 1:30 |

با سلام.

امروز میخوام در مورد نظر یکی از دوستان که با اسم مستعار "همبستگی" در پست 103 نظر داده بود بحث کنم چون هم به مطالب جالبی اشاره کرده بود که جای بحث داره و هم ما سعی میکنیم که به اغلب سؤال ها و ابهامات مخاطبینمون تا اونجایی که توان داریم جواب بدیم. شما عزیزان در ابتدا نظر این دوستمون رو بخونید تا بعدش من توضیح بدم.

 

سلام...آقای خرپا و سلام جوجه بنا....از همون ابتدای تاسیس وبلاگ باهاتون بودم و نظر دادم(ولی با یه اسم دیگه!)... اما یه نکته که قابل یادآوریه اینه که شما، دانشجوهای ترم پایینی رو که جمع قابل توجهی از مخاطب های شما می تونن باشن فراموش کردید... همین امر باعث شد که من هم که الان دارم به ترم چهارم -بلا نسبت- پا می ذارم یه مدت از نظر دادن و حتی مشاهده وبلاگ دور بمونم... چون احساس کردم هیچ کدوم از حرفاتون به من و امثال من مرتبط نمی شه... و صد البته از فجایعی که بر دانشجو های سال پایینی می ره در وبلاگتون خبری نیست... قبول کنید که شما --شاید هم ما!-- در این زمینه کم کاری کردید... اما این حرف به هیچ وجه نمی تونه منکر زحمات شما در این یکسال باشه... توی این چند ترم من فهمیدم که سکوت بدترین عکس العمل نسبت به وضع موجوده... تو تموم چیزایی که من تو این دانشگاه نسبت بهش تنفر پیدا کردم یکی انتخاب واحده و دیگری یکی از آقایون مسئول که بسیار زننده و زشت با دانشجوها رفتار می کنن و دیگری اتاق منحوسی به نام آموزش... من فهمیدم که این حق منه که در ازای پول هنگفتی که دارم میدم باید خدمات بخوام و متاسفانه فهمیدم که رابطه دانشجو با دانشگاه فقط همین خواستن مثلا خدمات در برابر شهریه پرداختیه... همین و بس...! ما با دانشگاه هیچ ارتباط دیگه ای جز این ارتباط نداریم... اخیرا هم که داره مد میشه هرکس برای خودش یه منشی بذاره... این هم از این... من الان نه معاونت آموزشی رو می شناسم... نه رییس دانشگاه رو دیدم و نه می دونم اتاق آقای رییس دانشکده --معذرت می خوام : رییس ساختمون-- کجاست؟

غیبت بعضی از اساتید که حق خودم می دونم اسمش رو هم بگم تا دلت بخواد...

سمبل کردن درس ها در آخر ترم تا دلت بخواد...

بی نظمی در شروع کلاس ها و در هر چیز دیگه تا دلت بخواد...

فکر کنم 4 جلسه غیبت پشت سر هم برای استادی که یک واحد 60 هزار تومنی رو تدریس می کنه رکورد خوبی باشه... با احتساب این که اولین کلاسش بر خلاف گفته مسئولین مبنی بر شروع کلاسها در 2 مهر در 18 مهر تشکیل شده... و تازه اگه بدونیم این آقا هیچ وقت کمتر از 30 دقیقه تاخیر نداشته... و حتی در آخرین کلاسها بیش از یک ساعت تاخیر می کرد... تا اینکه اصلا لطف کردن و 4 جلسه متوالی از احتمالا اداره برای تدریس تشریف نیاوردن... به عمق فاجعه پی می بریم. به جرات می تونم بگم کلاس های درس این استاد سر جمع با حداکثر 15 ساعت سرهم بندی شد... فاجعه یعنی این...! کیه که به این وضع اعتراض کنه و کیه که به این اعتراض رسیدگی کنه... قبول کنید خیلی از بچه ها براشون این چیزا هیچ اهمیتی نداره...

 

در ابتدا تشکر میکنم از این دوستمون که وبلاگ و چگونگی ارتباط اون با مخاطبانش برای ایشون اهمیت داره و وقت میزاره و انتقاد میکنه تا نویسندگان این وبلاگ متوجه اشتباهات احتمالیشون بشن.

در مورد نکته اولی که مطرح کردید و گفته بودید که ما دانشجوهای سال پایینی رو فراموش کردیم و این باعث شده که شما از نظر دادن و مشاهده وبلاگ دور بمونید باید بگم که اصلاً به این شکل نیست و ما به هیچ عنوان دانشجویان سال پایینی رو فراموش نکرده و نخواهیم کرد؛ چون اهمیت شما دانشجویان سال پایینی خیلی بیشتر از ما دانشجویان سال بالاییه که در این سیستم معیوب و پر از اشکال شکل گرفتیم و در آستانه مدرک گرفتنیم. اهمیت شما دانشجویان ورودی 82 و 83 و 84 برای ما خیلی بیشتر از ورودی های 80 و 81 چون ما نمیخواهیم شما هم به بدبختی ما دچار بشید و مثل ما در آستانه مدرک گرفتن به این نتیجه برسید که به جز چند فرمول و یک سری حفظیات موقت و یک مدرک بی ارزش هیچ توشه پرارزشی جمع نکردید. همه تلاش ما اینه که شرایط رو برای شما تغییر بدیم، هم از نظر آموزشی و هم از نظر صنفی. این تغییر شرایط خیلی برای ما فرقی نمیکنه چون از ما گذشته و برای ما حداکثر 20-30 واحد بیشتر نمونده و اکثر اونها هم یا پروژه هستن یا دروسین که نصف نمره اونها رو پروژه تشکیل میده و خیلی احتیاج به علم و فکر کردن نداره و اغلب احتیاج به تجربه و تسلط به برنامه هایی مثل Etabs و در نظر گرفتن محدودیت های اجرایی داره و کلاً دانشجویان سال بالایی زمان کمتری رو در دانشگاه و سر کلاسها میگذرونن ولی بر عکس اون، شما دانشجویان سال پایینی هستید که در حال یادگیری دروس اصلی و پایه ای مثل استاتیک و مقاومت مصالح هستید که اگر کمی در این مرحله غفلت کنید –حالا به واسطه شرایط بد حاکم یا کم کاری و ضعف خودتون– ضررهای جبران ناپذیری خواهید دید. میدونید چرا؟ شاید شما الآن صحبت های من رو اغراق آمیز بدونید و فکر کنید که من دارم شرایط رو خیلی سیاه جلوه میدم ولی به این شکل نیست؛ بزارید من یه مثال ساده براتون بزنم تا بهتر به صحبت های من پی ببرید. این مثال سرگذشت یکی از دوستان منه که اتفاقاً ورودی 81 هم هست. این آقا استاتیکش رو بار اول با آقای ساجدی پاس کرد با اینکه اصلاً چیزی به عنوان ممان اینرسی بلد نبود و به مبحث تیر هم اصلاً مسلط نبود و به امید مبحث خرپا و فصل 3 و 4 رفت سر جلسه امتحان و پاس شد؛ پاس شدن یک درس یعنی چه؟ آیا غیر از اینه که یعنی شما با کسب نمره قبولی، اون درس رو کامل یاد گرفتید و مجوز این رو دارید که دروس بعدی رو بگیرید و اگر در دروس بعدی جایی احتیاج به معلومات این درس شد شما باید کاملاً از پس اونها بر بیایید؟ پس به عبارتی این دوست ما هم استاتیک رو یاد گرفته و باید سر کلاس مقاومت یا دینامیک یا تحلیل1 و تحلیل2 و یا حتی دروس فولاد و بتن بتونه از استاتیک خودش کمک بگیره ولی آیا به این شکله؟ آیا آقای ساجدی به گونه ای تدریس کرد و در ادامه اون به گونه ارزشیابی کرد که فقط افرادی که کاملاً به استاتیک مسلط شدن و تمام مباحث اون رو به طور کامل یاد گرفتند پاس بشن؟ آیا این دوست ما تیر بلد بود تحلیل کنه؟ آیا این دوست ما تیرهای کمی مشکل رو هم بلد بود حل کنه؟ آخه خودتون بهتر میدونید که در مقاومت از تیرهای خیلی ساده دو سر مفصل برای تحلیل استفاده نمیشه. آیا این دوست ما بلد بود ممان اینرسی بدست بیاره؟ اصلاً میدونست ممان اینرسی چیه؟

با اینکه شاید خود این دوست ما در به وجود اومدن این وضعیت بد تحصیلی و این پایه ضعیف خیلی مقصر نباشه؛ وقتی که ایشون میدونه با خوندنی به اندازه 30-40 درصد مباحث کتاب استاتیک میتونه نمره پاسی بگیره و از طرفی ایشون خیلی هم اصراری به ایده آل بودن و اعتقادی به خوندن بیش از حد نیاز هم نداره آیا نتیجه کار چیزی غیر از این میشه؟ خب حالا ببینید بعدش چی شد؟ این آقا وقتی خواست مقاومت مصالح بگیره کسی جز آقای رئوفی مقاومت ارائه نمیداد یا به عبارتی فقط سکشن آقای رئوفی جا داشت و این دوست ما بالاجبار با ایشون گرفت. فکر میکنم نتیجه رو میتونید حدس بزنید. ایشون بار سوم مقاومت رو پاس کرد و شاید برای بار سوم دیگه آقای رئوفی از رو رفت و دید این آقا اگر 1000 بار هم این درس رو بگیره.... خوبی این سه بار گرفتن مقاومت این بود که ایشون استاتیک رو به خوبی یاد گرفت ولی کجا؟ سر کلاس مقاومت؛ یعنی ایشون خواسته یا ناخواسته وقتش رو صرف یادگیری استاتیک میکرد.

بعد از خوان مقاومت مصالح نوبت خوان تحلیل1 بود. این رستم دستان ما از خوش شانسی یا بدشانسی تحلیل1 رو مجدداً با آقای ساجدی گرفت و تحلیل1 رو نیز به همان شیوه استاتیک بار نخست بسیار چالاک پاس گردیدندوندی. (پاس گردیدندوندی همون پاس کرد خودمونه ولی در زمان رستم اون جوری میگفتند). بگذریم. تحلیل1 هم گذشت و ایشون رسید به خوان فولاد1 و دیو این قسمت که آقای جرجرزاده بود و این دوست ما سر جلسه امتحان نتونست یک تیر مفصل دار رو تحلیل کنه و لنگر ماکزیمم رو به دست بیاره و چون سؤالات دیگه رو هم اشتباه حل کرده بود پس افتاد؛ زمانی که ایشون میخواست از سختی امتحان بگه اون تیر مفصل دار رو برای من و دوستانم کشید و دم از بیرحمی آقای جرجرزاده میزد و وقتی که یکی از بچه ها اون رو در عرض 1 دقیقه حل کرد ایشون به پایه ضعیف خودش پی برد و فهمید که اون روزی که استاتیک رو با آقای ساجدی به اون سادگی پاس کرد و خرسند بود که استاتیک رو برای بار اول پاس کرد، داشت به وضعیت آینده خودش میخندید که به کجاها خواهد رسید.

ایشون وضعیت مشابه این درس رو در درس بتن1 نیز با آقای رمضان نیا داشت و بتن1 رو نیز افتاد؛ فرض نکنید که این دوست من کمکاری میکنه و درس نمیخونه، خیر به این گونه نیست، ایشون بسیار زحمت میکشه مخصوصاً در ترمی که گذشت؛ ولی وقتی که پایه ضعیفی داشته باشه، مفاهیم رو یاد نگرفته باشه، تفاوت لنگر اول سطح و ممان اینرسی رو ندونه، تفاوت انواع تنشها رو ندونه، نتونه تیرهای ساده نامعین رو تحلیل کنه در ترم 7 و 8 که باید کم کم به فکر انجام پروژه ها باشه چکار میتونه بکنه؟ آیا باید برگرده و سر کلاس استاتیک و مقاومت بشینه؟ آیا زمان اون رو داره که برای یادگیری مقاومت و تحلیل1 زمان بزاره؟ این آقا با این وضعیت تحصیلی اگر در درس بتن2 به آقای هولاکویی بر بخوره چه وضعیتی خواهد داشت؟ آیا وضعیتی متفاوت از مقاومت مصالح خواهد داشت؟ پس به ایشون حق بدید که برای گرفتن درس تحلیل2 به دنبال این باشه که مجدداً با آقای ساجدی و دروس فولاد و بتن رو با آقای تمنا بگیره و علی رغم آگاهی از نوع تدریس و ارزشیابی اونها، این آقایون رو مفرری برای خلاصی از دانشگاه و گرفتن مدرک بدونه! در عوض شما افرادی مثل آقای خادم الرسول یا آقای سید شرفی از بچه های ورودی 81 رو نگاه بکنید که دروس خودشون رو با افرادی مثل آقای تمنا یا ساجدی پاس نکردن و یا اگر پاس کردن ترمهای آینده سر کلاس اساتیدی که بهتر درس میدادن حضور پیدا کردن و مشکلات احتمالیشون رو رفع کردن؛ آیا به نظر شما این آقایون هراسی از اساتیدی مثل آقای هولاکویی خواهند داشت؟ آیا این چنین افرادی ممکنه پروژه های خودشون رو  از بیرون و در ازای پرداخت پول تهیه کنن؟ آیا این افراد برای تحصیل در مقاطع بالاتر مشکل خواهند داشت؟

ولی خیلی از دانشجویان مانند این دوست من، این گونه نبودند و دیگه نمیتونن باشن، پس این اعتقاد و تفکری که در بین بعضی از دانشجویان ما مخصوصاً دانشجویان ناپیوسته حاکمه و به شدت در حال حمایت از آقایان ساجدی و تمنا هستن و هر 3-4 روز یکبار در حمایت از این آقایون امضا جمع میکنن دلیل داره و روی منطق خاصی استواره و شاید به این عزیزان باید حق داد؛ دانشجویانی رو که پایه ضعیفی دارن رو دیگه نمیشه در ترم 7 و 8 و 9 اصلاح کرد پس باید همه توجه و تلاش اساتید و مدیران گروه و انجمن علمی و دانشجویان سال بالایی و حتی این وبلاگ روی شما دانشجویان سال پایینی متمرکز بشه و تلاش بشه که شما به این وضعیت مبتلا نشید؛ تلاش بشه که شما استاتیک رو ترجیحاً با آقای رحیمی منجزی و مقاومت رو با آقای رئوفی پاس کنید و الی آخر...

در بهبود این شرایط شما دانشجویان سال پایینی نقش اصلی رو ایفا میکنید چون دانشجویان سال بالایی امثال من دیگه در حال مدرک گرفتنیم و متأسفانه دیگه اهمیتی برای آیندگان قائل نیستیم؛ در این بین، سکوت شماها هم مزید بر علت شده و نتیجه این میشه که شما بهبودی رو مشاهده نمیکنید. آقای خیاط که دوره کارشناسیشون رو در همین واحد گذروندن یک بار تعریف میکردند که در اون زمان -که خیلی هم دور نیست- رشته مکانیک آرزو داشت که به جایگاه و اعتبار رشته عمران دست پیدا کنه که می بینید دست پیدا کرده و حالا این ما هستیم که داریم از پایین به رشته مکانیک نگاه میکنیم.

مطمئن باشید بی خبری و کم توجهی این وبلاگ نسبت به دانشجویان سال پایینی دلیل جز سکوت شما نداره. از من دانشجوی ترم 8 نباید انتظار داشته باشید در مورد اساتیدی مثل آقای گودرزی که فقط 2 ترمه در این دانشگاه تدریس میکنه نظر بدم و ایشون رو نقد کنم (که البته در توان من نیست اساتید رو از همه نظر نقد کنم چون علم من به اندازه 0.1 اساتید هم نیست)، این شما هستید که باید در مورد نحوه تدریس و رفتار و یا ارزشیابی ایشون نظر بدید. من چند بار باید از شما دانشجویان سال پایینی درخواست کنم که با ما همکاری کنید و برای ما مطلب بنویسید تا بعد از چند بار مطلب نوشتن جزو یکی از نویسندگان این وبلاگ بشید؟ من مسئول موقت این وبلاگ هستم. بعد از فارغ التحصیلی من اگر کسی نباشه که بتونه جای من رو بگیره این وبلاگ دیگه آپدیت نمیشه! آیا غیر از اینه؟ پس چرا میخواهید این تریبونی رو که بعضاً بعضی از اساتید رو هم متوجه خودش کرده رو از دست بدید؟ آیا تریبونی بهتر از این میتونید پیدا کنید که میتونید کاملاً آزاد از همه مسئولین انتقاد کنید(البته با رعایت انصاف و اخلاق)؟ پس این وبلاگ رو وبلاگ رشته عمران بدونید نه وبلاگ جوجه بنا و خرپا.

 

ادامه دارد...

__________________________________________________________

پاورقی:

1- من در قسمت اول از آقایان خادم الرسول و سیدشرفی اسم بردم که لازمه توضیح بدم این آقایون جزو نفرات ممتاز ورودیهای 81 هستن و گرنه به خودی خود با من ارتباط خاصی ندارن و امیدوارم ذکر شدن اسمشون در وبلاگ فقط قدردانی از اونها باشه و براشون مشکلی ایجاد نکنه.

2- من در این پست باز به نحوه تدریس و ارزشیابی آقای ساجدی و تمنا اشاره کردم ولی هدف من توضیح مسئله دیگه ای بود و پیش بینی میکنم که این آقایونی که مصر به پاچه خاری ما هستن دوباره روی این مسئله زوم میکنن، البته این دیگه جزو عادتهاشون شده.

3- من به عنوان طنز از آقای جرجرزاده به عنوان دیو یاد کردم که امیدوارم این استاد ارجمند این عبارت طنز رو توهین تفسیر نکنن.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 12:44 |

 

 

با سلام.

یا مقلب القلوب و الابصار 

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

سال 1384 هم تمام شد و با یاد و به امید یاری خداوند وارد سال 1385 شدیم و سالی نو رو آغاز کردیم. سالی که میتونه برای همه ما ها سالی پربار و پربرکت باشه. به نظر من سهم زیادی از خوبی ها و موفقیت های یک سال در دست خود ماست، و اگر خود ما تلاش کنیم و از خدا بخواهیم میتونیم سالی سرشار از موفقیت داشته باشیم؛ البته سرنوشت هم تا حدی دست ما نیست و قضا و قدر اللهی مسیر خودش رو طی خواهد کرد بدون اینکه به رضایت یا نارضایتی ما توجه داشته باشه.

من از طرف خودم و خرپا و بچه انجمنی سال نو رو به همه شما عزیزان مخاطب وبلاگ اعم از دانشجویان (رشته عمران و سایر رشته ها) و احیاناً اساتید و سایر دوستان تبریک میگم و برای همه سالی سرشار از شادی و سرسبزی و سلامتی و موفقیت آرزو میکنم و امیدوارم همه در کنار هم اوقات خوبی رو سپری کنیم.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت 15:6 |


Powered By
BLOGFA.COM


Hit Counter
Hit Counter
دریافت کد
>>فرم اشتراک<<