با سلام.
امروز میخوام در مورد نظر یکی از دوستان که با اسم مستعار "همبستگی" در پست 103 نظر داده بود بحث کنم چون هم به مطالب جالبی اشاره کرده بود که جای بحث داره و هم ما سعی میکنیم که به اغلب سؤال ها و ابهامات مخاطبینمون تا اونجایی که توان داریم جواب بدیم. شما عزیزان در ابتدا نظر این دوستمون رو بخونید تا بعدش من توضیح بدم.
سلام...آقای خرپا و سلام جوجه بنا....از همون ابتدای تاسیس وبلاگ باهاتون بودم و نظر دادم(ولی با یه اسم دیگه!)... اما یه نکته که قابل یادآوریه اینه که شما، دانشجوهای ترم پایینی رو که جمع قابل توجهی از مخاطب های شما می تونن باشن فراموش کردید... همین امر باعث شد که من هم که الان دارم به ترم چهارم -بلا نسبت- پا می ذارم یه مدت از نظر دادن و حتی مشاهده وبلاگ دور بمونم... چون احساس کردم هیچ کدوم از حرفاتون به من و امثال من مرتبط نمی شه... و صد البته از فجایعی که بر دانشجو های سال پایینی می ره در وبلاگتون خبری نیست... قبول کنید که شما --شاید هم ما!-- در این زمینه کم کاری کردید... اما این حرف به هیچ وجه نمی تونه منکر زحمات شما در این یکسال باشه... توی این چند ترم من فهمیدم که سکوت بدترین عکس العمل نسبت به وضع موجوده... تو تموم چیزایی که من تو این دانشگاه نسبت بهش تنفر پیدا کردم یکی انتخاب واحده و دیگری یکی از آقایون مسئول که بسیار زننده و زشت با دانشجوها رفتار می کنن و دیگری اتاق منحوسی به نام آموزش... من فهمیدم که این حق منه که در ازای پول هنگفتی که دارم میدم باید خدمات بخوام و متاسفانه فهمیدم که رابطه دانشجو با دانشگاه فقط همین خواستن مثلا خدمات در برابر شهریه پرداختیه... همین و بس...! ما با دانشگاه هیچ ارتباط دیگه ای جز این ارتباط نداریم... اخیرا هم که داره مد میشه هرکس برای خودش یه منشی بذاره... این هم از این... من الان نه معاونت آموزشی رو می شناسم... نه رییس دانشگاه رو دیدم و نه می دونم اتاق آقای رییس دانشکده --معذرت می خوام : رییس ساختمون-- کجاست؟
غیبت بعضی از اساتید که حق خودم می دونم اسمش رو هم بگم تا دلت بخواد...
سمبل کردن درس ها در آخر ترم تا دلت بخواد...
بی نظمی در شروع کلاس ها و در هر چیز دیگه تا دلت بخواد...
فکر کنم 4 جلسه غیبت پشت سر هم برای استادی که یک واحد 60 هزار تومنی رو تدریس می کنه رکورد خوبی باشه... با احتساب این که اولین کلاسش بر خلاف گفته مسئولین مبنی بر شروع کلاسها در 2 مهر در 18 مهر تشکیل شده... و تازه اگه بدونیم این آقا هیچ وقت کمتر از 30 دقیقه تاخیر نداشته... و حتی در آخرین کلاسها بیش از یک ساعت تاخیر می کرد... تا اینکه اصلا لطف کردن و 4 جلسه متوالی از احتمالا اداره برای تدریس تشریف نیاوردن... به عمق فاجعه پی می بریم. به جرات می تونم بگم کلاس های درس این استاد سر جمع با حداکثر 15 ساعت سرهم بندی شد... فاجعه یعنی این...! کیه که به این وضع اعتراض کنه و کیه که به این اعتراض رسیدگی کنه... قبول کنید خیلی از بچه ها براشون این چیزا هیچ اهمیتی نداره...
در ابتدا تشکر میکنم از این دوستمون که وبلاگ و چگونگی ارتباط اون با مخاطبانش برای ایشون اهمیت داره و وقت میزاره و انتقاد میکنه تا نویسندگان این وبلاگ متوجه اشتباهات احتمالیشون بشن.
در مورد نکته اولی که مطرح کردید و گفته بودید که ما دانشجوهای سال پایینی رو فراموش کردیم و این باعث شده که شما از نظر دادن و مشاهده وبلاگ دور بمونید باید بگم که اصلاً به این شکل نیست و ما به هیچ عنوان دانشجویان سال پایینی رو فراموش نکرده و نخواهیم کرد؛ چون اهمیت شما دانشجویان سال پایینی خیلی بیشتر از ما دانشجویان سال بالاییه که در این سیستم معیوب و پر از اشکال شکل گرفتیم و در آستانه مدرک گرفتنیم. اهمیت شما دانشجویان ورودی 82 و 83 و 84 برای ما خیلی بیشتر از ورودی های 80 و 81 چون ما نمیخواهیم شما هم به بدبختی ما دچار بشید و مثل ما در آستانه مدرک گرفتن به این نتیجه برسید که به جز چند فرمول و یک سری حفظیات موقت و یک مدرک بی ارزش هیچ توشه پرارزشی جمع نکردید. همه تلاش ما اینه که شرایط رو برای شما تغییر بدیم، هم از نظر آموزشی و هم از نظر صنفی. این تغییر شرایط خیلی برای ما فرقی نمیکنه چون از ما گذشته و برای ما حداکثر 20-30 واحد بیشتر نمونده و اکثر اونها هم یا پروژه هستن یا دروسین که نصف نمره اونها رو پروژه تشکیل میده و خیلی احتیاج به علم و فکر کردن نداره و اغلب احتیاج به تجربه و تسلط به برنامه هایی مثل Etabs و در نظر گرفتن محدودیت های اجرایی داره و کلاً دانشجویان سال بالایی زمان کمتری رو در دانشگاه و سر کلاسها میگذرونن ولی بر عکس اون، شما دانشجویان سال پایینی هستید که در حال یادگیری دروس اصلی و پایه ای مثل استاتیک و مقاومت مصالح هستید که اگر کمی در این مرحله غفلت کنید –حالا به واسطه شرایط بد حاکم یا کم کاری و ضعف خودتون– ضررهای جبران ناپذیری خواهید دید. میدونید چرا؟ شاید شما الآن صحبت های من رو اغراق آمیز بدونید و فکر کنید که من دارم شرایط رو خیلی سیاه جلوه میدم ولی به این شکل نیست؛ بزارید من یه مثال ساده براتون بزنم تا بهتر به صحبت های من پی ببرید. این مثال سرگذشت یکی از دوستان منه که اتفاقاً ورودی 81 هم هست. این آقا استاتیکش رو بار اول با آقای ساجدی پاس کرد با اینکه اصلاً چیزی به عنوان ممان اینرسی بلد نبود و به مبحث تیر هم اصلاً مسلط نبود و به امید مبحث خرپا و فصل 3 و 4 رفت سر جلسه امتحان و پاس شد؛ پاس شدن یک درس یعنی چه؟ آیا غیر از اینه که یعنی شما با کسب نمره قبولی، اون درس رو کامل یاد گرفتید و مجوز این رو دارید که دروس بعدی رو بگیرید و اگر در دروس بعدی جایی احتیاج به معلومات این درس شد شما باید کاملاً از پس اونها بر بیایید؟ پس به عبارتی این دوست ما هم استاتیک رو یاد گرفته و باید سر کلاس مقاومت یا دینامیک یا تحلیل1 و تحلیل2 و یا حتی دروس فولاد و بتن بتونه از استاتیک خودش کمک بگیره ولی آیا به این شکله؟ آیا آقای ساجدی به گونه ای تدریس کرد و در ادامه اون به گونه ارزشیابی کرد که فقط افرادی که کاملاً به استاتیک مسلط شدن و تمام مباحث اون رو به طور کامل یاد گرفتند پاس بشن؟ آیا این دوست ما تیر بلد بود تحلیل کنه؟ آیا این دوست ما تیرهای کمی مشکل رو هم بلد بود حل کنه؟ آخه خودتون بهتر میدونید که در مقاومت از تیرهای خیلی ساده دو سر مفصل برای تحلیل استفاده نمیشه. آیا این دوست ما بلد بود ممان اینرسی بدست بیاره؟ اصلاً میدونست ممان اینرسی چیه؟
با اینکه شاید خود این دوست ما در به وجود اومدن این وضعیت بد تحصیلی و این پایه ضعیف خیلی مقصر نباشه؛ وقتی که ایشون میدونه با خوندنی به اندازه 30-40 درصد مباحث کتاب استاتیک میتونه نمره پاسی بگیره و از طرفی ایشون خیلی هم اصراری به ایده آل بودن و اعتقادی به خوندن بیش از حد نیاز هم نداره آیا نتیجه کار چیزی غیر از این میشه؟ خب حالا ببینید بعدش چی شد؟ این آقا وقتی خواست مقاومت مصالح بگیره کسی جز آقای رئوفی مقاومت ارائه نمیداد یا به عبارتی فقط سکشن آقای رئوفی جا داشت و این دوست ما بالاجبار با ایشون گرفت. فکر میکنم نتیجه رو میتونید حدس بزنید. ایشون بار سوم مقاومت رو پاس کرد و شاید برای بار سوم دیگه آقای رئوفی از رو رفت و دید این آقا اگر 1000 بار هم این درس رو بگیره.... خوبی این سه بار گرفتن مقاومت این بود که ایشون استاتیک رو به خوبی یاد گرفت ولی کجا؟ سر کلاس مقاومت؛ یعنی ایشون خواسته یا ناخواسته وقتش رو صرف یادگیری استاتیک میکرد.
بعد از خوان مقاومت مصالح نوبت خوان تحلیل1 بود. این رستم دستان ما از خوش شانسی یا بدشانسی تحلیل1 رو مجدداً با آقای ساجدی گرفت و تحلیل1 رو نیز به همان شیوه استاتیک بار نخست بسیار چالاک پاس گردیدندوندی. (پاس گردیدندوندی همون پاس کرد خودمونه ولی در زمان رستم اون جوری میگفتند). بگذریم. تحلیل1 هم گذشت و ایشون رسید به خوان فولاد1 و دیو این قسمت که آقای جرجرزاده بود و این دوست ما سر جلسه امتحان نتونست یک تیر مفصل دار رو تحلیل کنه و لنگر ماکزیمم رو به دست بیاره و چون سؤالات دیگه رو هم اشتباه حل کرده بود پس افتاد؛ زمانی که ایشون میخواست از سختی امتحان بگه اون تیر مفصل دار رو برای من و دوستانم کشید و دم از بیرحمی آقای جرجرزاده میزد و وقتی که یکی از بچه ها اون رو در عرض 1 دقیقه حل کرد ایشون به پایه ضعیف خودش پی برد و فهمید که اون روزی که استاتیک رو با آقای ساجدی به اون سادگی پاس کرد و خرسند بود که استاتیک رو برای بار اول پاس کرد، داشت به وضعیت آینده خودش میخندید که به کجاها خواهد رسید.
ایشون وضعیت مشابه این درس رو در درس بتن1 نیز با آقای رمضان نیا داشت و بتن1 رو نیز افتاد؛ فرض نکنید که این دوست من کمکاری میکنه و درس نمیخونه، خیر به این گونه نیست، ایشون بسیار زحمت میکشه مخصوصاً در ترمی که گذشت؛ ولی وقتی که پایه ضعیفی داشته باشه، مفاهیم رو یاد نگرفته باشه، تفاوت لنگر اول سطح و ممان اینرسی رو ندونه، تفاوت انواع تنشها رو ندونه، نتونه تیرهای ساده نامعین رو تحلیل کنه در ترم 7 و 8 که باید کم کم به فکر انجام پروژه ها باشه چکار میتونه بکنه؟ آیا باید برگرده و سر کلاس استاتیک و مقاومت بشینه؟ آیا زمان اون رو داره که برای یادگیری مقاومت و تحلیل1 زمان بزاره؟ این آقا با این وضعیت تحصیلی اگر در درس بتن2 به آقای هولاکویی بر بخوره چه وضعیتی خواهد داشت؟ آیا وضعیتی متفاوت از مقاومت مصالح خواهد داشت؟ پس به ایشون حق بدید که برای گرفتن درس تحلیل2 به دنبال این باشه که مجدداً با آقای ساجدی و دروس فولاد و بتن رو با آقای تمنا بگیره و علی رغم آگاهی از نوع تدریس و ارزشیابی اونها، این آقایون رو مفرری برای خلاصی از دانشگاه و گرفتن مدرک بدونه! در عوض شما افرادی مثل آقای خادم الرسول یا آقای سید شرفی از بچه های ورودی 81 رو نگاه بکنید که دروس خودشون رو با افرادی مثل آقای تمنا یا ساجدی پاس نکردن و یا اگر پاس کردن ترمهای آینده سر کلاس اساتیدی که بهتر درس میدادن حضور پیدا کردن و مشکلات احتمالیشون رو رفع کردن؛ آیا به نظر شما این آقایون هراسی از اساتیدی مثل آقای هولاکویی خواهند داشت؟ آیا این چنین افرادی ممکنه پروژه های خودشون رو از بیرون و در ازای پرداخت پول تهیه کنن؟ آیا این افراد برای تحصیل در مقاطع بالاتر مشکل خواهند داشت؟
ولی خیلی از دانشجویان مانند این دوست من، این گونه نبودند و دیگه نمیتونن باشن، پس این اعتقاد و تفکری که در بین بعضی از دانشجویان ما مخصوصاً دانشجویان ناپیوسته حاکمه و به شدت در حال حمایت از آقایان ساجدی و تمنا هستن و هر 3-4 روز یکبار در حمایت از این آقایون امضا جمع میکنن دلیل داره و روی منطق خاصی استواره و شاید به این عزیزان باید حق داد؛ دانشجویانی رو که پایه ضعیفی دارن رو دیگه نمیشه در ترم 7 و 8 و 9 اصلاح کرد پس باید همه توجه و تلاش اساتید و مدیران گروه و انجمن علمی و دانشجویان سال بالایی و حتی این وبلاگ روی شما دانشجویان سال پایینی متمرکز بشه و تلاش بشه که شما به این وضعیت مبتلا نشید؛ تلاش بشه که شما استاتیک رو ترجیحاً با آقای رحیمی منجزی و مقاومت رو با آقای رئوفی پاس کنید و الی آخر...
در بهبود این شرایط شما دانشجویان سال پایینی نقش اصلی رو ایفا میکنید چون دانشجویان سال بالایی امثال من دیگه در حال مدرک گرفتنیم و متأسفانه دیگه اهمیتی برای آیندگان قائل نیستیم؛ در این بین، سکوت شماها هم مزید بر علت شده و نتیجه این میشه که شما بهبودی رو مشاهده نمیکنید. آقای خیاط که دوره کارشناسیشون رو در همین واحد گذروندن یک بار تعریف میکردند که در اون زمان -که خیلی هم دور نیست- رشته مکانیک آرزو داشت که به جایگاه و اعتبار رشته عمران دست پیدا کنه که می بینید دست پیدا کرده و حالا این ما هستیم که داریم از پایین به رشته مکانیک نگاه میکنیم.
مطمئن باشید بی خبری و کم توجهی این وبلاگ نسبت به دانشجویان سال پایینی دلیل جز سکوت شما نداره. از من دانشجوی ترم 8 نباید انتظار داشته باشید در مورد اساتیدی مثل آقای گودرزی که فقط 2 ترمه در این دانشگاه تدریس میکنه نظر بدم و ایشون رو نقد کنم (که البته در توان من نیست اساتید رو از همه نظر نقد کنم چون علم من به اندازه 0.1 اساتید هم نیست)، این شما هستید که باید در مورد نحوه تدریس و رفتار و یا ارزشیابی ایشون نظر بدید. من چند بار باید از شما دانشجویان سال پایینی درخواست کنم که با ما همکاری کنید و برای ما مطلب بنویسید تا بعد از چند بار مطلب نوشتن جزو یکی از نویسندگان این وبلاگ بشید؟ من مسئول موقت این وبلاگ هستم. بعد از فارغ التحصیلی من اگر کسی نباشه که بتونه جای من رو بگیره این وبلاگ دیگه آپدیت نمیشه! آیا غیر از اینه؟ پس چرا میخواهید این تریبونی رو که بعضاً بعضی از اساتید رو هم متوجه خودش کرده رو از دست بدید؟ آیا تریبونی بهتر از این میتونید پیدا کنید که میتونید کاملاً آزاد از همه مسئولین انتقاد کنید(البته با رعایت انصاف و اخلاق)؟ پس این وبلاگ رو وبلاگ رشته عمران بدونید نه وبلاگ جوجه بنا و خرپا.
ادامه دارد...
__________________________________________________________
پاورقی:
1- من در قسمت اول از آقایان خادم الرسول و سیدشرفی اسم بردم که لازمه توضیح بدم این آقایون جزو نفرات ممتاز ورودیهای 81 هستن و گرنه به خودی خود با من ارتباط خاصی ندارن و امیدوارم ذکر شدن اسمشون در وبلاگ فقط قدردانی از اونها باشه و براشون مشکلی ایجاد نکنه.
2- من در این پست باز به نحوه تدریس و ارزشیابی آقای ساجدی و تمنا اشاره کردم ولی هدف من توضیح مسئله دیگه ای بود و پیش بینی میکنم که این آقایونی که مصر به پاچه خاری ما هستن دوباره روی این مسئله زوم میکنن، البته این دیگه جزو عادتهاشون شده.
3- من به عنوان طنز از آقای جرجرزاده به عنوان دیو یاد کردم که امیدوارم این استاد ارجمند این عبارت طنز رو توهین تفسیر نکنن.
+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت
12:44 |