تبليغاتX
عمران - آزاد - اهواز

با سلام.

امروز می خوام در مورد موضوعی صحبت کنم که نمیشه به راحتی در مورد خوب بودن و یا بد بودن اون رأی قطعی داد؛ البته منظور من یک وجدان بی طرفه نه کسی که خودش در این مسئله ذینفعه چون چنین شخصی هر چقدر هم که بخواد بی طرف باشه منافعش روی تصمیمش تأثیر میزاره.

من می خوام در مورد دروس پروژه و اینکه در این ترم برای اولین بار بعضی پروژه ها رو به اساتیدی جدید مثل آقایان رئوفی، خیاط و مسیح پور دادن صحبت کنم. تا قبل از این یعنی تا ترمهای پیشین، پروژه ها به اساتید مشخصی داده می شدند ولی این ترم برای اولین بار دایره اساتید این دروس که به نظر من از اصلی ترین دروس دوره کارشناسی هستند بزرگتر شده و اساتیدی که اتفاقاً جوان هم هستند به اساتیدی که همیشه این دروس رو تدریس می کردند اضافه شدن. (البته اینجا واژه تدریس استعارست وگرنه کسی به جز آقای توحیدی برای درس پروژه بیش از یک جلسه توجیهی وقت نمیزاره)

اون انحصار قبلی که مثلاً پروژه بتن فقط در انحصار آقایان رمضان نیا و تمنا باشه و پروژه فولاد رو فقط آقای جرجرزاده و باز هم آقای تمنا بگیرن مسلماً خوب نبود، یعنی هر کدوم از پروژه ها رو فقط دو نفر ارائه بدن؛ مخصوصاً اینکه خواسته ها و نوع نگرش به درس پروژه بین این دو نفر هم خیلی اختلاف داشته باشه، هم در پروژه بتن و هم در پروژه فولاد. مثلاً به این شکل که آقای جرجرزاده برای مشخص کردن تعداد طبقات نهایتاً تا 4 یا 5 طبقه مشخص میکنه ولی آقای تمنا ابایی از استفاده از اعداد 6 یا 7 نداره، از اون طرف آقای جرجرزاده آنالیز سازه رو به هیچ عنوان به صورت دستی نمیخواد ولی یکی از ارکان پروژه های دانشجویان آقای تمنا آنالیز به صورت دستیه. اختلاف مهم و اساسی بین این اساتید اینه که آقای تمنا از دانشجویان خودش میخواد که همه پروژه رو در ابتدا به صورت دستی یا همون آکادمیک طراحی کنن و نتایج اولیه این طراحی رو به نرم افزار Etabs بدن و نهایتاً یکبار دیگه این پروژه رو با کمک این برنامه طراحی کنن که مسلماً این نوع پروژه انجام دادن بسیار وقت گیره ولی دو استاد دیگه یعنی آقایان رمضان نیا یا جرجرزاده چنین چیزی نمیخوان و شما به راحتی با تسلط به برنامه Etabs میتونید پروژه رو انجام بدید و فقط کافیه که با استفاده از نیروهای بدست آمده از این برنامه یک تیر و یک ستون و در صورت فولادی بودن یک بادبند و یک بیس پلیت و در صورت بتنی بودن یک دیوار برشی به صورت دستی طرح نمایید که به هیچ عنوان سخت نیست. نحوه تصحیح و نمره دهی این افراد هم به شدت اختلاف داره به این شکل که نمرات دانشجویان آقای تمنا همه در یک سطح و بین 10 تا 14 هست ولی دانشجویان آقای جرجرزاده در صورت اینکه پروژه رو خودشون انجام داده باشن و بتونن این مسئله رو اثبات کنن به راحتی میتونن نمره بالای 16 بگیرن هر چند که پروژه اونها ناقص و یا دارای اشکال باشه. نکته جالب در این بین اینه که این افراد به هیچ عنوان به دفاع از پروژه بها نمیدن و خودشون با برگ زدن پروژه انجام شده و با پرسیدن یکی دو سؤال کلیشه ای نمره مورد نظرشون رو میدن که همه ما معتقدیم در این بین در حق دانشجو ظلم میشه چون واقعاً بین پروژه های انجام شده اختلاف هست. نکته جالب در این بین اینه که با وجودی که قسمت اعظم این پروژه ها رو نتایج برنامه Etabs تشکیل میده ولی ما از میزان تسلط این اساتید به این برنامه به هیچ عنوان اطلاعی نداریم و گاهاً میشنویم که این اساتید به میزان بسیار کمی به این برنامه و البته نرم افزار Safe که طراحی پی رو انجام میده آشنا هستن و چیز زیادی در مورد این برنامه ها نمیدونن که متأسفانه با نوع تصحیح و بررسی پروژه و جواب ندادن این اساتید به سؤالات و ابهامات دانشجویان در مورد این نرم افزارها این اعتقاد تقویت میشه. از دو ترم پیش آقایان گندمکار و ساجدی هم به این اساتید اضافه شدن و هر دوی این افراد، هم پروژه بتن گرفتند و هم پروژه فولاد و این در صورتی بود که این دو فرد به هیچ عنوان تجربه کار اجرایی اون سه نفر رو ندارن.

به هر حال وضعیت به این صورت گذشت تا اینکه مشاهده شد این ترم اساتید دیگه ای مثل آقایان رئوفی و خیاط و مسیح پور هم به اساتیدی که پروژه می گرفتند اضافه شدن؛ مسلماً خبر شگفت آوری بود چون این افراد علاوه بر اینکه تجربه کار اجرایی در سازه های بتنی یا فولادی اون سه استاد اولیه رو ندارن مهم تر از اون اینه که آقای خیاط و آقای مسیح پور اصلاً گرایش سازه نخوندن و گرایش هر دوی این آقایون خاک و پی هست و هیچ اطلاع و تخصص خاصی در سازه های فولادی و بتنی ندارن. این افراد در دوره کارشناسی ارشد خودشون به هیچ عنوان مطالبی در مورد چنین سازه های نخوندن و آخرین مطلبی که در این مورد یاد گرفتند در همون دوره کارشناسی بوده و هیچ دلیلی بر اینکه به این آقایون پروژه فولاد و بتن بدن وجود نداره و انگیزه این انتخاب از طرف مدیران گروه برای همه ما مجهوله و ای کاش آقایان مدیرگروه توضیح میدادن که به چه دلیل این افراد رو هم به دایره اساتید ارائه کننده دروس پروژه اضافه کردند. آیا این افراد در این دروس میتونن چیزی به دانشجویان یاد بدن و سطح علمی- اجرایی دانشجویان رو بالا ببرن یا فقط صرف ارائه این دروس توسط این آقایون مهم بوده؟ امیدوارم مسائل مالی موجب اتخاذ این تصمیم نشده باشه چون واقعاً این تصمیم توجیه پذیر نیست. امیدواریم حداقل این اساتید جدید به برنامه های Etabs و Safe آشنا باشن و دانشجویان به هنگام ارائه پروژه به استاد از اینکه ممکنه قادر نباشن سؤال استاد رو در مورد یکی از قسمت های این نرم افزارها جواب بدن نگران باشن نه اینکه چون اطلاع دارن که استاد اطلاعی در مورد این برنامه نداره اون همه سر هم بندی در زمان انجام پروژه رو متوجه نمیشه و اصلاً سؤالی در مورد اون قسمت ها نمیپرسه و تفاوتی نمیکنه که اصلاً دانشجو پشت کامپیوتر نشسته باشه یا نه...!؟

به نظر من دروس پروژه در این واحد به شدت به صورت کلیشه ای در حال انجامه و اکثر دانشجویان پروژه ها رو خودشون انجام نمیدن که این مسئله رو میتونید از تبلیغاتی که به در و دیوار دانشگاه چسبیده متوجه بشید چون اگر از این طرح استقبال نمیشد این وضعیت روز به روز پیشرفت نمیکرد و این همه تبلیغات نمیشد. از طرفی اغلب اون افرادی هم که پروژه رو خودشون انجام میدن به هیچ عنوان به این مسئله که باید در این بین چیزی یاد بگیرن توجه نمیکنن و اون رو به صورت هر چه ضعیف تر و در حد رفع نیازهای حداقل انجام میدن که البته این وضعیت معلول عدم توجه همین اساتیده که به چگونگی انجام پروژه اهمیتی نمیدن و چون به همه با چشم بدبینی نگاه میکنن و هیچ تلاشی برای اینکه روند انجام پروژه رو در دست خوشون داشته باشن نمیکنن نتیجه این میشه که میبینید که معروفه ترم های آخر ترم های راحتی برای دانشجویانه و این بر خلاف همه موازین و اهداف آموزشیه. دروس پروژه میتونه جایی برای آخرین تمرین طراحی معماری، طراحی نما، آخرین متد بارگزاری با استفاده از مصالح نوین ساختمانی مثل سقف مرکب و...، آنالیز دستی نیروها، در نظر گرفتن موارد اجرایی در هنگام طرح دادن، انتخاب بهترین پروفیل ها و بهترین مقاطع به صورت دستی هر چند تقریبی، آشنایی به نحوه اجرای قسمت های مشکل دار مثل راه پله ها، پاگرد ها، آسانسورها و ... و آخرین تمرین برای متره و برآورد – که همه ما دانشجویان به اهمیت این علم حداقل در دوران دانشجویی و یا سالهای اولیه فراغ التحصیلی آشنا هستیم – و در نظر گرفتن مسائل اقتصادی در اجرای پروژه های عمرانی باشه که متأسفانه فکر نمیکنم کسی به این موارد اهمیت بده و تأسف بیشتر اینکه اساتید هم به این موارد اهمیتی نمیدن. وقتی میبینم که همه از این وضعیت رضایت دارن و هم دانشجو راضیه و هم استاد، احساس پوچی بهم دست میده و به این فکر میکنم که این همه نگرانی من چه سودی داره زمانی که خود ما دانشجوها نمیخواهیم به خودمون سود برسونیم...!؟ فردی مثل آقای تمنا بر خلاف نوع تدریسش آنچنان پروژه ای میخواد که ما رو به یاد ضرب المثل سنگ بزرگ علامت نزدنه میندازه که دانشجو در اون حد تحصیل نکرده و سوادش در سطحی خیلی پایین تره ، از طرفی فردی مثل آقای جرجرزاده پروژه ای به اون بی نمکی میخواد که میشه در عرض 3- 4 ساعت اون رو تحویل داد و بقیه هم به همین منوال و نکته بسیار جالب و بسیار تأسف انگیزش اینجاست که هیچ زمان، هیچ کسی به هیچ صورتی به هیچ مسئول آموزشی، هیچ اعتراضی نکرده و همه راضی اند.

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:10 |

با سلام.

متأسفم، واقعاً متأسفم، برای خودم، برای شما دانشجویانی که میایید و این وبلاگ رو میخونید، برای شما دوستانی که نظر میدید، برای شماهایی که نظر بقیه رو می خونید، برای همه دانشجویان عمران واحد اهواز. این بود؟ مسئولیت ما این بود؟ وظیفه شما در کمک کردن به ما و نقد ما این بود؟ شخصیت من و تو دانشجو اینه؟ واقعاً متأسفم. هدف و تلاش ما چیه و تلاش شما در چه راستائیه؟ واقعاً باید خجالت بکشیم.

میدونید وضعیت ما شبیه چیه؟ شبیه اینه که چند نفر جمع بشیم و برای اعتراض به یک مسئله ای بریم پیش مدیرگروه و اونجا سر اینکه کی شروع کنه و چطور شروع کنه دچار اختلاف نظر بشیم و شروع به کتک کاری بکنیم؛ یعنی به جای اینکه اونجا از همیشه متحدتر باشیم و همه اختلافها رو برای چند دقیقه نادیده بگیریم تا به خواستمون برسیم برعکس اختلافها رو پیش کشیده و اوضاع رو بدتر کنیم. واقعاً دیگه خجالت میکشم که آدرس وبلاگ رو به دانشجوهای عمران دانشگاه های دیگه یا دانشجویان رشته های دیگه دانشگاه خودمون معرفی کنم.

چند وقت پیش یکی از دانشجویان یکی از رشته های دیگه دانشگاه خودمون برام میل زده بود که چطور میشه ما هم یک وبلاگ بزنیم؟ آخه ما هیچ جوری نمیتونیم از مدیرگروهمون انتقاد کنیم که بعداً به گوشش برسه ولی شما وبلاگ دارید و این کار رو انجام دادید...!؟ (اون نمیدونست که میشه به طور رایگان در سایت بلاگفا وبلاگ درست کرد.)؛ یعنی اون فرد به فلسفه تأسیس این وبلاگ پی برده ولی ماها نه.

ما فقط یک هفته مطلب آپدیت نکردیم، ببینید قسمت نظرات به چه آشفته بازاری تبدیل شده؛ نکته جالب اینجاست که هیچکدوم از نظرات به مطلب آپدیت شده هیچ ارتباطی نداره و همون افرادی که همیشه نظر میزارن همون صحبت هاشون رو تکرار میکنن بدون اینکه حتی اون مطلب رو بخونن.

مدتیه که یکی از همکلاسی های من – که فکر میکنه فقط اون من رو شناخته و من اون رو نمیشناسم – در حال تلاشه که من رو متوجه کنه که ما رو شناخته و میتونه ما رو لو بده، آخه دوست و همکلاسی من، من از چی باید بترسم؟ من چه خلاف شرعی انجام دادم که بترسم؟ من چه تهمت ناروایی به کسی زدم که حالا باید از شناخته شدن بترسم؟ من در حق چه کسی ظلم کردم که حالا شما فکر میکنی اگر من رو تهدید به لو دادن بکنی من باید میترسم؟ آیا غیر از اینه که در این دانشگاه فقط و فقط در حق دانشجو ظلم میشه؟ آیا مگر خود شما نبودی که به خاطر اشتباه استادت چندین نمره کمتر از حقت برات ثبت شد و مدتها تلاش کردی تا حداقل حق خودت رو بگیری و نه چیزی بیشتر از اون رو! مگر هدف من چیه؟ آیا هدف من چیزی غیر از اینه که تلاش کنم این بستر بیمار و مشکل دار رو تا حدی که میتونم عوض کنم و یا اگر نمیتونم، حداقل انتقاد کنم شاید راه بهبود این وضعیت کمی هموارتر بشه؟ هدف من چیزی جز اهدافی که در همون اولین پست نوشتم نیست. چرا این تریبونی رو که یک دانشجو مثل من که هیچ ادعایی هم نداره تأسیس کرده رو تبدیل کردید به جای برای بحث های قومیتی؟ آقایی که قومیت ها رو مسخره کردی شما چطور به خودت جرأت میدی که به قومیت ها توهین کنی؟ نکنه خودتو بالاتر از بقیه میبینی؟ مگه ارزش انسانها به قومیتشونه؟ تو خیلی خیلی که باشی تهرانی هستی، همون تهرانی ای که خودش رو از همه بالاتر میبینه و به همه از روی بینی نگاه میکنه. همون دزفولی و شوشتری و عرب میتونن به جای برسن که امثال تو باید به پاشون بیفتین تا رحمی به حالتون بکنن. من هم دزفولیم، هم شوشتریم، هم عربم، هم بختیاریم، هم بهبهانیم، هم آبادانیم، هم خرمشهریم، هم ایذه ایم و کلاً خوزستانیم. اگر یادت رفته بزار یادآوریت کنم که 60% نفت کشور  و 100% گاز کشور از خاک همین استانه غیر از این همه سد که هر کدومشون میلیاردها دلار ارزش دارن. ما خوزستانی هستیم و به خوزستانی بودنمون هم افتخار میکنیم.

من نظر شما و چندین نظر دیگه رو پاک کردم و نظر هر کسی رو که به کسی یا قومیتی توهین بکنه پاک میکنم، من اجازه نمیدم کسی در این وبلاگ به کسی توهین کنه حتی اگر اون شخص آقای لویمی باشه که با رفتارش همیشه در حال توهین کردن به دانشجویانه. من به کسی اجازه نمیدم که از کلمات زشت در قسمت نظرات استفاده کنه چون ممکنه خانمها و یا دانشجویان دانشگاه های دیگه این وبلاگ رو بخونن، و من فقط چنین نظراتی رو پاک میکنم و هیچ انتقاد بدون توهینی رو پاک نمیکنم، میتونید امتحان کنید.

مدتیه که تعداد اندکی از مخاطبان، ما رو متهم به پاچه خواری میکنن. من جواب این اتهام شما رو قبلاً دادم ولی شما همچنان روی حرفتون پافشاری میکنید بدون اینکه حتی یک دلیل بیارید، بدون اینکه حتی یک انتقاد درست کرده باشید پس این صحبت شما هیچ ارزشی برای ما نداره چون فقط حرف میزنید بدون اینکه بتونید اثبات کنید؛ حرف بی دلیل هم ارزش زنبور بی عسل رو داره..!؟ اگر به اعتقاد خودتون ایمان دارید دلیل بیارید، اشکال بگیرید و از ما جواب بخواهید، نه اینکه فقط روی قسمت نظرات کلیک کنید و تایپ کنید : ("شما پاچه خارید، شما پاچه خاری میکنید...")

یک سری از نظرات هم در طرفداری از آقای تمنا و یا ساجدیه که یا احتمالاً منافعشون ایجاب میکنه که من قبلاً اشاره کردم و یا واقعاً فکر میکنن این افراد، افراد پاک و با شرفی هستن که ای کاش طرفداران آقای ساجدی میدونستن که آقای ساجدی با چه ترفندی مدیریت گروه رو کسب کرد و با چه ترفندی می خواست این پست رو دوباره به چنگ بیاره و ای کاش طرفداران آقای تمنا میدونستن که استادشون به چه شیوه با بعضی از دانشجویان معامله میکنه و به ازای پاس کردن هر درس چه مبالغی رو میگیره و واسطه این شخص کیه و چرا از سازمان آب و برق اخراج شد و چرا در دادگاه پرونده داره...!؟

در ضمن ما کی طرفداری مدیرگروه های فعلی رو کردیم؟ ما کی و کجا گفتیم که این افراد بهترین هستن؟ آیا غیر از اینه که ما بیشترین انتقادها رو به آقای گندمکار داشتیم که چرا سطح نمراتش اینقدر پایینه؟ شما تهمت زدین که آقای احمدی روز امتحان مکانیک سیالات سر کلاس دانشجویان آقای حقیقی اومده و اونها رو مسخره کرده و گفته که "سؤالها رو من طرح کردم، حالا ببینم چیکار میکنید"؛ آره درسته آقای احمدی این جمله رو گفته بود ولی طراح اون سؤالات که بین دو استاد مشترک بوده آقای حقیقی بوده و نه آقای احمدی؛ میتونید برید از آقای حقیقی بپرسید. آیا کسی به اندازه ما از آخرین انتخاب واحدی که گذشت انتقاد کرد؟ ما هم با شما هم زبونیم که انتخاب واحدی که گذشت یکی از سخت ترین انتخاب واحدهایی بود که ما داشتیم ولی حرف ما اینه که ما نباید اینقدر پست باشیم که خوبیها رو هم نبینیم. شما بیایید تعداد نفرات کلاسهای تخصصی مثل استاتیک و مقاومت و یا تحلیل رو ببینید. دیگه به هیچ عنوان کلاس 65 نفره نمیبینید. آیا حالا که تمام سکشن های درس بتن2 به آقای هولاکویی رسیده بهتر نیست؟ آیا بهتر از اون زمانی نیست که نور چشمی های آموزش کل و آموزش عمران و امور رایانه و مخصوصاً آشناهای آقای پاپایی بتن2 رو با تمنا میگرفتن که اصلاً روش مستقیم رو تدریس نمیکرد و به راحتی میشد یه نمره بالای 14 ازش گرفت و شما با آقای هولاکویی میگرفتید که فقط از روش مستقیم در امتحان سؤال می اورد و بعد از قبولی باید شیرینی می دادید؟ الآن حداقل همه در یک سطح هستن و همه باید برای پاس کردن درس بتن2 از سد آقای هولاکویی بگذرن. درسته، یک سکشن برای متره خیلی کمه، یک سکشن برای ترمیم خیلی کمه و یا دو سکشن برای روشهای اجرایی خیلی کمه. ما اگر می خواستیم پاچه خواری مدیرگروه های فعلی رو بکنیم که تداخل امتحانات رو به اون صورت مشخص نمیکردیم و تو وبلاگ نمیذاشتیم و به اون صورت انتقاد نمیکردیم.

ما این وبلاگ رو نزدیم که چشممون رو به مشکلات و کمبودها ببندیم و مثل پرچم هر طرف که باد بوزه ما هم اون طرفی باشیم، ولی این به این معنی نیست که حالا چون این فضای مجازی مسئولیتی برای ما ایجاد نمیکنه هر فحش و فضیحتی که از دهنمون در میاد به مسئولین و اساتید و مدیرگروه ها و حراست و انتظامات و ... بدیم. نه آقا، از این خبرا نیست؛ اگر فکر میکنید میتونید ما رو تحت فشار بزارید که بجای انتقاد و فکر کردن و راه حل پیشنهاد کردن شروع به اشکال گرفتن های بی منطق و توهین کردن بکنیم اشتباه کردید. هدف و تلاش ما انتقاد منصفانست نه چیز دیگه و اگر شما با اهداف و عقاید ما موافق نیستید اجباری نیست که حتماً وبلاگ ما رو بخونید، میتونید خودتون وبلاگ بزنید و هر چه که دل تنگتون میخواد توش بنویسید، الحمدلله سایت بلاگفا به صورت رایگان، وبلاگ در اختیار کاربران میزاره و شما میتونید در عرض چند دقیقه صاحب وبلاگ بشید. مخاطبین اصلی وبلاگ ما، شما چند نفری که ما رو متهم به پاچه خواری میکنید نیستید، آمار مخاطبین ما رو کنتور وبلاگ برای ما مشخص میکنه که هر هفته چند صد تا بالاتر میره و این نشون میده که مخاطبین اصلی ما خیلی فراتر از شما چند نفری هستید که نظر میدید؛ و خوشبختانه این کنتور تحت سایت www.rapidcounter.com کار میکنه و اصلاً دست ما نیست که بتونیم دستکاریش کنیم؛ ولی متأسفانه اون مخاطبین اصلی ما سکوت اختیار کردن و به جای اینکه نقش همکار و منتقد ما رو بازی کنن در حال ایفای نقش تماشاچی هستن و این وبلاگ رو با روزنامه اشتباه گرفتن و اغلب شما عزیزانی هم که نظر میدید وبلاگ رو جایی برای شوخی و یا توهین به قومیت ها و یا مسخره کردن همدیگه میبینید – البته به غیر از اون عزیزانی که بعد از خوندن دقیق مطالب نظراتی مربوط به همون پست در قسمت نظرات میذاشتند – ؛ پس حالا که کسی قسمت نظرات رو جدی نمیگیره ما هم قسمت نظرات رو از این بعد غیرفعال میکنیم تا نه ما نگرانی اون رو داشته باشیم که کسی در قسمت نظرات به کسی یا شخصی یا قومیتی توهین بکنه و نه شما دوستانی که توهین میکنید انرژی و وقت و هزینه برای این توهین کردنتون بزارید. در ضمن قسمت نظرات 10 پست آخر رو هم غیر فعال میکنیم تا مطمئن بشیم که کسی در مطالبی که در صفحه اصلی قرار دارن نمیتونه توهین کنه ولی راه ارتباط ما باز هست و هر کسی که انتقادی و یا پیشنهادی داره میتونه به ایمیل ما که در زیر نوشته شده ایمیل کنه. در آخر اینکه ما نویسندگان وبلاگ هیچ وقت در قسمت نظرات چیزی نمی نویسیم و زمانی که میتونیم در صفحه اصلی وبلاگ مطلب بنویسیم هیچ احتیاجی نیست در قسمت نظرات مطلبمون رو بازگو کنیم و تمامی نظراتی که به نام ما تا به الآن نوشته شده رو قویاً تکذیب میکنیم. وبلاگ از این به بعد همچنان مثل قبل راه خودش رو طی میکنه و ما با همون اعتقاداتی که داشتیم ادامه میدیم و باز هم به نظرات و انتقادات شما نیازمندیم که میتونید از طریق این ایمیل با ما در ارتباط باشید.

 

omran_azad_ahwaz@yahoo.com

 

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:55 |


Powered By
BLOGFA.COM


Hit Counter
Hit Counter
دریافت کد
>>فرم اشتراک<<